ناصر عصار

۱۳۰۷ تهران -۱۳۹۰ پاریس
ناآشنایی در زادگاهش، ناصر عصار نقاش شناخته شدهای در دنیای غرب است. با علی محمد حیدریان، از پیروان کمال الملک، در نوجوانی با نقاشی آشنا شد، در حالیکه پدرش دیگر عشق به شعر و ادبیات فارسی را در او کاشته بود. با ورود به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران (۱۳۲۰-۱۳۳۲)، مانند کمابیش تمامی دیگر روشنفکران نسل خود و به ویژه با دوستی نزدیکش با منوچهر یکتایی و مهری رخشا، موج درهمشکنندهی مدرنیسم زیروزبر میشود و با آموزههای حیدریان یکسره بیگانه. پس از گرفتن مدرک کارشناسی خود نخست به هامبورگ میرود (۱۳۳۲) و چند ماهی بعد به پاریس میرود و دیگر جز چندباری برای دیدار از پدرش در دههی پنجاه، دیگر به ایران بازنمیگردد.
نخستین نمایشگاه انفرادی خود را در ۱۳۳۴در گالری پریسم در پاریس برگزار میکند که منقد پرآوازهی هنر ژولین الوار برایش قلم میزند. در ۱۳۳۷ نمایشگاهی از نقاشان چینی در موزهی سرنوشی پاریس تأثیری سرنوشتساز بر او میگذارد، و نقطهی عطفی در آفرینش هنری و رویکردش به دیدگاهها و فلسفهی خاور دور میشود. در ۱۳۴۰ در نمایشگاهی گروهی به نام آنتاگونیسم در موزهی هنرهای تزئینی شرکت میکند که الوار آنرا به راه میاندازد و هربرت رید برایش قلم میزند و همان سال نخستین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری لینکلن لندن با معرفی هربرت رید برپا میکند و با فرانسیس بیکن آشنا و دوست میشود.
در ۱۳۴۱ نخستین نمایشگاه انفرادی خود را در گالری اسمیث بروکسل با معرفی ژولین الوار برگزار میکند و در ۱۳۴۳ دومین نمایشگاهش را در همین گالری با معرفی ویراستار و منقد هنر و نوآور برداشت روایت فیگوراتیو، ژرالد گاسیو تالبو، برپا میکند. این سال سرنوشتسازی برای عصار میشود از این لحاظ که از همین زمان است که کاربرد خطاطی در نقاشیهایش از بنمایههای سبک خاصش میگردد.
در ۱۳۴۵ که دومین نمایشگاه انفرادی خود را در لندن برگزار میکند با ایزابل گستین ازدواج میکند که از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۸ یک سلسله پرتره از او میکشد که راجر مونییر Roger Munier(فیلسوف، نویسنده و مترجم) نامشان را تمثال میگذارد و ایو بونفوی شاعر Yves Bonnefoy حال و هوای آنها را یادآور نقاشی بیزانس، نقشبرجستههای روم و نقاشی جیاکومتی توصیف میکند.
در سفری که در ۱۳۵۱ به ایران میکند با هنری کربن آشنا میشود و دوستی آنها تا زمان مرگ کربن در فرانسه ادامه مییابد. در ۱۳۶۱ سرانجام فرانسوی میشود.
از ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۳ یک سری لیتوگرافی برای کتابهای گوناگون کار میکند، در ۱۳۸۰ مجلهی نو Nu یک شمارهی خود را به ناصر عصار اختصاص میدهد.
در ۱۳۸۶ نمایشگاهی با نام درختهای ناصر عصار در گالری لمبرت رولاند در پاریس برگزار میشود و در ۱۳۸۸ گالری کریستف گیارد مروری بر آثار عصار از ۱۳۴۹ را برگزار میکند که کاتولوگ آن به قلم رمی لبروسه Remi Labrusse منقد هنری و الن مدلین پردلیا Alain MadeleineJ Perdirillat شاعر است.
شعرنقاشیهای عصار و یار غارش سهراب سپهری بسیار یکدیگر را تداعی میکنند، با این تفاوت که عصار از باختر خاور دور را کشف میکند و آنرا درونی میکند و سپهری از خاور به آن میرسد.
ناصر عصار نقاشِ از ایران بریدهی ایرانی گریز در ۶ مرداد در فرانسه رخت از این جهان بربست. با وجود حضور برجستهاش در میان هنرمندان روشنفکران، شاعران باخترزمین و فرانسوی به ویژه، و دوستیاش با مردمان برجسته آن بوم، سخت غریب است که مرگش در خاموشی گذشت و چندان بازتابی هنوز در جایی نداشته است.
گزیدهی نمایشگاههای انفرادی
۱۳۳۱ گالری جوان، تهران
۱۳۳۴ گالری پریسم، پاریس، با معرفی ژولین الوار
۱۳۴۰ گالری لینکلن، لندن، با معرفی هربرت رید
۱۳۴۱ گالری اسمیث، بروکسل، با معرفی ژولین الوار
۱۳۴۵ گالری گروزورنر، لندن، با معرفی میشل سولیوان
۱۳۵۱ نادیدنی، گالری تریانگل، پاریس، با معرفی کلود استبن
۱۳۵۴ ناصر عصار، گالری بلشسه، و گالری هلن ترینتینان
۱۳۵۷ گالری دو لا دیفرانس، بروکسل، با معرفی پتریک والدبر


















