انتخاب فراایران افشین پیرهاشمی

متولد ۱۳۵۳ تهران
کارشناسی نقاشی از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد
برنده دوم بینال بی جینگ چین ، ۲۰۰۵
منتخب بازدید کنندگان در ششمین بینال نقاشی تهران ، ۱۳۸۴
برگزیدهی نمایشگاههای انفرادی
1388 گالری راه ابریشم، ارکو مادرید، اسپانیا
1375 گالری برگ، تهران
1375 گالری سیحون، تهران
1374 گالری فاطیما، تهران
1369 گالری بامداد
برگزیدهی نمایشگاههای گروهی
1388 بیرون و درون، میلان، ایتالیا
1388مسیرها ۲، لندن
1387 تفنگ ها و گل های سرخ، گالری الون هالند، لندن
1386 آرزوها و رؤیاها، مرکز مریدین، واشنگتن، امریکا
1385 مشرق خیال، موزه هنرهای معاصر تهران
1384 دومین دوسالانه بینالمللی هنر، بیجنیگ، چین
1383 ششمین دوسالانه بینالملی نقاشی، موزه هنرهای معاصر، تهران
نگاه معنوی، موزه هنرهای معاصر تهران
حراجیها:
1388 کریستی دوبی
1389 کریستی دوبی
1389 بونامز
“من در تو خود را نمیبینم
در تو دیگری را میبینم”
افشین پیرهاشمی نقاش جوان، باهوش و تجربهگرای ایرانی در سال ۱۳۵۳ در تهران به دنیا آمد. از کودکی شروع به نقاشی کرده و نخستین نمایشگاهش را در شانزدهسالگی در گالری بامداد برگزار و همزمان در نمایشگاهی گروهی در گالری سیحون شرکت میکند. تا سال ۱۳۸۳ کارهایش اجازه شرکت در دوسالانههای نقاشی در کشور را نمیگیرند؛ اما در این دوسالانه (۱۳۸۳) جایزهی هیئت داوران و بهترین اثر را به خود اختصاص میدهد و سال بعد در کنار نقاشان بزرگ ـ هم از لحاظ شهرت و هم سنوسال ـ در دوسالانه ی بیجینگ (۱۳۸۴)، جایزه ی اثر متفاوت را از آن خود میکند. پیش از آن بورسی از سفارت ایتالیا دریافت میکند که به مدت دو ماه در فرهنگستان هنر رم آموزش میبیند. تا کنون ۱۵ نمایشگاه فردی داشته و در بیش از ۵۰ نمایشگاه گروهی در ایران و خارج از ایران شرکت داشته است.
در نوجوانی به دلیل سرباززدن از کوتاه کردن موهای بلندش، چندین مدرسه عوض میکند و سرانجام هم پدر را، که کتابخانهاش را به مدرسه ترجیح میداده وادار میکند که به خواست او برای تحصیل در رشتهی هنر تن دردهد و در سال ۱۳۸۶ از دانشکده هنر دانشگاه آزاد فارغالتحصیل میشود. عاشق ریاضی و مجهول ریاضی، ایکس X است، که شاید خودبهخود توضیح میدهد چرا نقاشیهایش مثل معادلههای ریاضی چندلتی است (X+Y=Z)، و چرا زن، این مجهول تاریخ، موضوع اصلی کارها و از جمله مجموعهای با نام ایکس میشود، و چرا تا سالها تنها سیاه و سفید کار میکند، و حتی تا به امروز به قول خودش همه چیز در ذهنش سیاه و سفید است و با این دو رنگ میتواند ذهنش را بیان کند؛ و سیاه و سفید را هم میتوان از دیدگاهی مطلق نامید که تنها در ریاضی هنوز معنا دارد.
نقاشی را در نوجوانی با کپی کردن آثار نقاشان بزرگ به خود میآموزد چرا که بر این باور بوده که با کپی کردن کارهای استادان تجربههای آنان را نیز میتوان آموخت. چندسالی هم یک گالری به نام فاطمیا داشته و از این راه نه تنها با دیگر همراهان و کارهایشان از نزدیک آشنایی پیدا میکند، بلکه در زمینه ی خرید و فروش آثار هنری هم تجربه میاندوزد. به باور پیرهاشمی “این هنرمند است که با کار خوب میتواند سلیقه را به بازار دیکته کند.”
پیرهاشمی نقاش فیگوراتیو است، فیگوراتیوی که گاه مینیاتور ایرانی و نقاشیهای ژاپنی را تداعی می کند و گاه پاپ و کیچ را به خاطر میآورد، و با وجودی که در کل ردپای چندانی از عناصر کلیشهای بومی در نقاشیهایش دیده نمیشود، ایرانی بودن کارهایش محسوس است که خود آنرا متاثر از مجموعه کتاب های ادبیات و تاریخ ایران کتابخانهی پدرش میداند.
در گفتوگویی با مجلهی هنری کنوس canvas میگوید: “بوم نقاشیام مثل یک فیلم است، فیلمی سینمایی. این من هستم که این شخصیت را میآفرینم و او به بازیگر میماند و برای همین میتواند بسته به فیلم و حالوهوایم، فیلمنامهها را بازی کند.”[۱]
مدل نقاشیهایش بیشتر همسرش بوده وهست، چرا که از کودکی بر این باور بوده که مدل یک نقاش همیشه باید یا همسرش باشد و یا معشوقش اگر نه حضرت مسیح؛[۲] با فاطیما در نخستین نمایشگاهش (۱۳۷۵) آشنا میشود و دو سال بعد با هم ازدواج میکنند. به گفتهی خودش، پیرهاشمی، “انرژی خود را از رازهای زنان میگیرد، گونهای زندگی که دوست ندارند آنرا فاش کنند. آنها را داوری نمیکنم، اما احساس میکنم زنان دارای عناصری هستند که به من انرژی میدهد.”[۳]
حضور چشمگیر زن در آثارش با برچسب فمینیست بودن همراه میشود، در حالیکه خود در بارهی مجموعهی ب.ام.و که یکی از آنها در حراجی بونامز “Bonhams” به فروش میرود، میگوید: “این مجموعه ضدفمنیسم است. من حس کردم فمنیستها کارشان را درست انجام نمیدهند، یعنی کار را بیشتر خراب میکنند. البته رویکرد فمنیستی من در مجموعه اول ناخودآگاه بود و بعد خودآگاه شد. مجموعه ب.ام.و خیلی مردسالارانه است و مردها خوششان خواهد آمد. من هویتی را که از آثار قبلیام استنباط میشد کاملا به هم ریختم… این مجموعه اعتراض به کسانی است که فکر میکنند در حال کمک کردن به زنها هستند، ولی بیشتر کار را خراب میکنند.”[۴]
نقاشیهای پیرهاشمی پیچیدگیهای زندگی امروز ایران را از راه ترکیب منحصربهفرد نقاشیهای عکسمانند واقعگرا و با دقت کنترل شدهی شخصیتهای ایرانی و خیالپردازی گوتیکوار کندوکاو میکند. گذشته از دیدگاه احترامبرانگیز پدرش دربارهی زنان، نقاشیهای زن بوتیچلی ستایش او را از فرم و روان زن شدت میبخشد. آرایش فیگورها در زمینهای سفید، نه تنها خصلت “فریب یا توهم چشمی” trompe l’oeil را بالا میبرد، بلکه حس یادوارگی و بیزمانی به آنها میبخشد. خلوت زمینه همراه با پرداخت فیگورها توجه را تنها به شخصیتهای اصلی و روابط میانشان معطوف میکند.
برنده شدنش در دوسالانهی نقاشی ایران و به دنبالش دوسالانهی بیجینگ مسیر را برای راه یافتن آثار به حراجیهای پرسروصدا باز میکند و در حالیکه او همچنان در گوشهی آتلیهاش در حالهوایی “تاریک و فسرده” نشسته و نقاشی میکند، چکش قیمت آثارش و در نتیجه آوازهاش مرتب بلندتر به گوش میرسد. “این ناموآوازه افراد زیادی را در پیرامونم تغییر داد، ولی نه خود مرا.” آنها به ویژه پس از حراج آوریل ۲۰۱۰ کریستی دوبی تغییر کردند وقتی کاهِ معروفِ قصهها کمر شتر را شکست و اثر سهلتیاش از خودبیخودگی (۱۳۸۸) به قیمت ۵۵۴۵۰۰ دلار فروش رفت.

2003- ۱۰۰×۶۲۰ cm – Oil on canvas- Winner of the Second Bijing international Art Biennale China 2005
با وجود موفقیتهای اینچنانی در خارج از کشور، در ایران زندگی و کار میکند: “نمیتوانم جای دیگری به جز ایران کار کنم، مایهی الهامی هیچجای دیگر برایم وجود ندارد. اگر از ایران بروم، احساسم مثل این است که دیگر هنرمند نخواهم بودم، این بحث و جدال است که به من الهام می بخشد.”[۵] و با همین نگاه است که مسیح، راسپیوتین و مولانا را کشیده است، به عنوان شخصیتهایی بحثآفرین… خبر برنده شدنش در دوسالانه بیجینگ و حراجی ها در روزنامهها مطرح میشود، ولی نقاشیهایش به دلیل موضوعشان چاپ نمی شدند.
دورهی سیاه و سفید کارهایش را دوران تاریک زندگی خود میداند که پس از شروع استفاده از رنگ، دیگر نمیخواهد به نقاشی سیاه و سفید بازگردد که عواطف غریب و ناآشنایی را در او برمیانگیزاند.
آخرین نمایشگاه انفرادی اش که از دیدگاهی میتوان آنرا تلاشی در برقرار کردن رابطه میان نقاشی و متون عرفانی دانست در سال ۱۳۸۸ در گالری هما برگزار میشود با این جمله از شمس در کاتالوگ آن: “من در تو خود را نمیبینم/ در تو دیگری را میبینم.” در گفتوگویی با خبرنگار روزنامه اعتماد در پاسخ به این پرسش که کارش عرفانی است میگوید: اول بار در ۱۳۷۷ محمد شمخانی به عرفانی بودن کار من اشاره کرد… تا جایی که همه این عنوان را برای نقاشی های من به کار میبرند …” و همین باعث شد که “هر وقت نمایشگاه هنر معنوی میگذاشتند، کار من روی دیوار میرفت.”[۶] و در همین کفتوگو به ویدئوآرتی اشاره می کند که دو جوان فیلمساز کیوان علیمحمدی و امید بنکدار بر اساس نقاشیهای پیرهاشمی و غزلیات شمس در اوایل همین دهه ساختند و او در نمایشگاه گالری هما از این گزیدهها در کاتالوگ استفاده کرده است. این نمایشگاه پس از چهارسال به نوعی قهر و غیبت برگزار میشود، اما خود میگوید که حتی در این مدت هر سال دو سه برنامه بحثانگیز داشته است، که از جمله رکوردشکنی در حراجیهای معروف است.
پیرهاشمی در پنجمین دورهی نمایشگاه “منتخب نسل نو” که به همت گالری هما برگزار میشود، با گذاشتن جایزهای به نام Pprize به ارزش دههزار دلار به حمایت از هنرمندان جوان هنرهای تجسمی برمیخیزد.
ذهنیت خاص پیرهاشمی، تجربهگرایی و دستآوردهایش، در حالیکه هنوز سالهای آخر دههی سوم زندگی اش را میگذراند، امیدبخش آیندهای درخشانتر برای اوست.
[۱] گفتوگو با کنوس Canvas، نگاهی به تو، نگاهی به من، سپتامبر/اکتبر ۲۰۱۰
[۲] گفتوگو با روزنامه اعتماد ملی، فکر میکنند یک عارفم، ۲۳ خرداد ۱۳۸۸
[۳] گفتوگو با کنوس، ن.ک به پاورقی ۱
[۴] گفتوگو با فرهیختگان، ۲۰ مهر ۱۳۸۸
[۵] گفتوگو با کنوس.
[۶] گفتوگو با اعتماد ملی
- Van Gogh’s Ear – 2010 – Oil on Canvas – 150×100 cm
- ۲۰۱۰-Untitled
- X Series- Oil on Canvas – 2009
- X Series- Oil on Canvas – 2009
- X Series- Oil on Canvas – 2009
- Untitled -2005
- Untitled -2005
- Untitled -2008
- Untitled -2008
- Untitled -2008
- Untitled -2008
- ۲۰۰۵- Untitled- Oil on canvas- 100×70 cm
- ۲۰۰۶- From The X series- Oil on canvas- 200×300 cm
- ۲۰۰۸- From the Hich series- Oil on canvas- 80×80 cm
- ۲۰۰۸- From the Hich series- Oil on canvas- 80×80 cm-1
- ۲۰۰۸- From the Hich series- Oil on canvas
- ۲۰۰۸- Mask- Oil on canvas- One from 3Piece
- ۲۰۰۸
- ۲۰۰۸
- ۲۰۰۸
- ۲۰۰۸
- ۲۰۰۸-۴
- ۲۰۰۸-۵
- ۲۰۰۸-۶
- ۲۰۰۸-۷
- ۲۰۰۸-۸
- ۲۰۰۹- From BMW series- Oil on canvas- 120×160 cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Oil on canvas- (Ditail)
- ۲۰۱۱- Hurricane- Oil on canvas- 200×300 cm
- ۲۰۱۲- I am lost in god- Oil on canvas- 100×150 cm
- ۲۰۱۲- Lonely- Oil on canvas- 100×300 cm
- ۲۰۱۲- Repentance- Oil on canvas- 150×200 cm
- ۲۰۱۲- The first timer- Oil on canvas- 100×150 cm
- ۲۰۱۳- Lost Identity- Oil on canvas- 100×150 cm
- The Wrong Women
- The Wrong Women
- The Wrong Women
- ۲۰۱۱- Heading towards New York – Oil on canvas- 200×300 cm










































