انتخاب فراایران بیتا فیاضی

بیتا فیاضی

متولد ۱۳۴۱ تهران – هنر ‌آموخته‌ی استادان سفال‌گری و مجسمه‌سازی

نمایشگاه‌های گروهی:

۱۳۹۰ اکتبر رود پوشیده زندگی، اما من هنوز دارم یک استکان چای عصر خودم را می نوشم، گالری ایزابل ون دن آینده، دوبی
1390 جشنواره هنری دوبی، گالری ایزابل ون دن آینده، دوبی
1389 چیدمان، آسیاب، گالری خاک؛ تهران
1388-۸۹ نخستین جشنواره بین‌المللی هنر امروز، الجزیره، موزه ملی هنر مدرن و معاصر
1388 رعد و برق، گالری تادوس روپک، تالار دویچه بانک، سالزبورگ، اطریش
1388 رعد و برق، گالری تادوس روپک، پاریس
1388 آنچه در محله می‌گذرد، گالری ۲۱، دوبی
1387 پیام‌آور، بورگه، بروکسل، بلژیک
1387 نقش، بیشنی نسبت به جنسیت و نقش‌ها در ایران، موزه هنرهای اسلامی، موزه پرگامن، برلن
1387 نمایشگاه در خیریه مهک، تهران
1387 امید، خیریه، دوبی
1387 جشنواره هنر دوبی، گالری ب۲۱، دوبی
1387 زمین بازی، خاور بدون مرز، فضای لویی وویتون، پاریس
1386 شب‌های جادویی در دوبی، دوبی
1386، هنر پاریس، گالری جاده ابریشم؛ تهران
1386 (سپتامبر) ـ ۱۳۸۷ (ژانویه)، جانوران و مردمان:، پارک ویلت، پاریس
1386 درون و بیرون ایران، گالری گری، لندن
1385 – ۱۳۸۶ دیو، منطقه‌های تازه، موزه هنر مدرن، فرایبورگ، آلمان
1385 جاده می‌کشد، منطقه‌های تازه، دو هالن، بروگه، بلژیک
1384 وقتی هنوز بچه بودم، گالری XVA، دوبی
1384 جاده می‌کشد، سری آمازون، گالری ذهن‌های شورشی، برلن
1384 قسمت، پنجاه و یکمین جشنواره بین‌المللی هنر، دوسالانه‌ی ونیز
1383 خاموشی زرد نرگس، باغهای ایرانی، دانایی باستانی/بینش‌های نو، موزه هنرهای معاصر، تهران ۱۳۸۳ مانکن، گالری ملی ارمنستان، ایروان
1383 مارمولکها، نمایشگاه سفال امروز، موزه هنرهای معاصر، اصفهان
1382 هنرمندان امروز اریانی در پیترو دلا واله، مدرسه ایتالیایی، تهران
1381 خاموش/ روشن (سقط جنین)، دومین نمایشگاه هنر مفهومی به نام هنر نو، موزه هنرهای معاصر، تهران
1380 هفتمین نمایشگاه‌های بین‌المللی زنان هنرمند، گالری مجازی اعتیاد هنر
1380 نخستین نمایشگاه هنر مفهومی، موزه هنرهای معاصر
1380 هنر امروز ایران، مرکز باربیکن، لندن
1380 سفالگران، کمیسیون ملی ایرانی برای یونسکو، ایران
1379 اکباتانا، مرکز هنر معاصر نیکولاج، کپنهاگ، دانمارک
1389 هبوط ، گالری سیحون، تهران
1389 باشگاه زنان کانادایی، گالری برگ، تهران
1378 گالری گلستان، تهران
1375 اشیای انتزاعی سفالین، گالری گلستان، تهران
1383 اشیای انتزاعی سفالین، موزه هنرهای معااصر، تهران
1972 سفارت هلند، تهران
1371 موزه هنرهای معاصر، تهران
1368 گالری پافر، تهران

نمایشگاه‌های انفرادی:
1390 نام، هنوز نامعلوم؟ گالری آی.وی.دی.یی، دوبی
1389 اجرا، چیدمان و ویدئو به نام اجرا
1388 گالری اون، تهران
1372 نقاشی‌های دیواری و شکل‌های انتزاعی، گالری کلاسیک، اصفهان

تجربه‌های گروهی:
1383 فرشتگان هبوط کرده، چیدمان ۷ فرشته گریان، برای بم، تهران
1382 برنامه بین‌المللی رزیدنسی کارخانه سپید بگ، ژوهانسبورگ، افریقای جنوبی
1382 طلسم‌های خوشبختی، گالری گلستان، تهران
1382 در جاده، چیدمان متحرک، تهران
1381 نشست “آداب فرهنگی در منطقه” بیروت، لبنان
1380 جشنواره فرهنگ و تمدن کناره‌های خلیج فارس، جزیره قشم، ایران
1380 کارگاه بین‌‌المللی کوج، دهلی نو، هند
1379 کودکان شهر تاریک؛ تهران
1377 تجربه ۹۸، هنر مفهومی و چیدمان، تهران
1376 جاده می‌کشد، تهران

عضویت:
1386 عضو هئیت داوران هشتمین دوسالانه سرامیک و شیشه، مرکز فرهنگی صبا، تهران
1380 عضو هئیت گزینش و داوران هفتمین دوسالانه هنر سفال؛ موزه هنرهای معاصر، تهران

اثر در مجموعه‌ها
قسمت، مجموعه خصوصی، لوچیانو بنتون

جایزه:
1377 برنده جایزه ویژه نمایشگاه، سوسکها، موزه هنرهای معاصر، تهران

حیغ بنفش

بیتا فیاضی
جست‌وجوگر راز زندگی

بیتا فیاضی، هنرمند پیشرو چند‌رسانه‌ای، در ۱۳۴۱ در تهران به دنیا آمده است، هنرآموزی را نزد استادانی مانند حاج عبدالله مهری، مهدی انوشفر، رؤیا جاویدنیا و اوژن سیروسی با سفال‌گری آغاز می‌کند و نخستین نمایشگاهش به نام نقاشیهای دیواری و شکلهای انتزاعی را در ۱۳۷۲ در گالری کلاسیک اصفهان برگزار می‌کند. سپس به فراگیری مجسمه‌سازی نزد پیکرسازانی ماند یونس فیاض و رامین سادات قرین، می‌پردازد و به گفته‌ی خودش درمی‌یابد که ”کار سه‌بعدی مفهومی، دست‌افزار یا مدیوم اوست.“ به این ترتیب، از ۲۷ سالگی به مجسمه‌سازی و چیدمان رو می‌آورد و نخستین کاری که می‌کند ساختن ۲۰۰ سگ سفالی له شده و زیر ماشین رفته است. از آنها چیدمانی به نام جاده می‌کّشد برپا می‌دارد و در نهایت همه‌شان را در گوری به خاک می‌سپارد که سپس بر فرازش آسمان‌خراشی ساخته می‌شود. فیلمی از کل روند برداشته می‌شود، و سالها بعد چیدمانی با همین نام در برلن برگزار می‌کند (۱۳۸۴).

وقتی از بیتا پرسیده می‌شود که چه چیز الهام‌بخش او در آفرینش هنری است، گفته‌ی لوئیز بوژوآ را تکرار می‌کند: ”هنر در باره‌ی هنر نیست، هنر در باره‌ی زندگی است.“ ”من راز رویدادهایی را که در پیرامونم رخ می‌دهد، دوست دارم“ و با این کنجکاوی شدید نسبت به محیط، از تمام چیزها و موجودات زنده پیرامونش الهام می‌گیرد.

در سال ۱۳۷۷ همراه با چهار هنرمند دیگر خانه‌ای متروک نزدیک حسینه ارشاد را که قرار بود خراب شود تا آسمان‌خراشی به جایش ساخته شود، کارگاه خود می‌کنند و بیتا یک سلسله کلاغ که برایش پرنده‌های خنده‌دار و مفتون‌کننده‌ای هستند، می‌سازد و آنها را روی صندوق‌های میوه و سقف ایستگاه اتوبوس نزدیک خانه می‌چیند و مازیار بهاری مستندی با نام آزمایش گروه ۷۷، هنر ناپایدار (هنر ویرانگری) از کل این روند تبدیل خانه به کارگاه می‌سازد. چیدمان که توجه زیادی را به خود جلب می‌کند، تأثیر ویرانگری را بر موجودات زنده به نمایش می‌گذارد. (بیتا باز هم ۲۰۰ کلاغ می‌سازد و در نشست ”آداب فرهنگی در منطقه“ که ۱۳۸۱ در بیروت برگزار شد، آنها را درخانه‌ای قدیمی به نام ”خانه‌ی زیکو“ و باز روی سقف ایستگاه اتوبوس کنار خانه می‌چیند و شگفت‌زده می‌شود وقتی می‌فهمد که بیروت کلاغ ندارد.)

به این ترتیب فیاضی در برانگیختن جنبش هنری نویی نقش‌آفرینی می‌کند که مخاطبین تازه‌ای را به خود جلب می‌کند و به زودی یکی از زنان هنرمندی می‌شود که در دنیای هنر ایران نقش برجسته‌ای پیدا می‌کند، آثارش در باخترزمین به نمایش گذاشته می‌شود و چهره‌ای بین‌المللی می‌یابد.

در کودکان شهر تاریک، چیدمانی چندرسانه‌ای از مجسمه‌ و ویدئو و عکاسی و نقاشی در باره‌ی تأثیرات زیانبار آلودگی هوا روی کودکان، ۳۴ مجسمه گچی بچه در اندازه طبیعی می‌سازد و می‌کوشد تا با آنها دنیایی آرمانی را به نمایش بگذارد که در آن کودکان با شادمانی به بازی مشغولند. این نخستین پروژه‌ای در تاریخ هنر امروز ایران بوده که از سوی سازمانهای متفاوت دولتی و غیردولتی پشتیبانی شد.

از دیگر چیدمانهایش ۲۰۰۰ سوسک سفالین لعاب‌دار در اندازه‌ای بزرگ‌تر از اندازه‌ی طبیعی بود که از دیدن دنیایی که این موجودات در فاضلاب خانه‌ی همسایه‌شان ساخته بودند، و آرچی، سوسکی که دون مارکیس، نویسنده و شاعر امریکایی، ساخته بود و روی ماشین‌ تحریرش گذاشته بود، الهام گرفته شده بود؛ حشره‌ای که همه به آن نفرت می‌ورزند. ” دلیل اینکه من این همه وقت خود را به پای این حشره‌ی ناخوشایند گذاشتم بیشتر علاقه‌ی ژرف من به همه‌ی موجودات است و مفتون ترسی می‌شوم که این حشره در روحهای ناتوان برمی‌انگیزاند. چگونه کسی می‌تواند دیدی از هنر داشته باشد اگر زمینه‌ی کلی آن‌را درک نکند.این موجودات هیچ نقش مثبتی در افسانه‌ها و قصه‌های شب ما ندارند. چنین نگرش تحقیرآمیزی را ما نسبت به هیچ موجود دیگری نداریم..“ و چیدمان بعدی او شمار باز هم بسیار زیادی مارمولک در اندازه‌ی طبیعی بود که به شیوه‌ای کف فضای چیدمان (ژوهانسبورگ، ۱۳۸۲ و تهران ۱۳۸۳) چیده بود که صحنه‌ی میدان نبرد را تداعی می‌کرد.

در واقع بیتا با بهره‌گیری نمادین از این موجوداتی که کمابیش هیچ‌کس دوست ندارد، می‌کوشد سبک‌سری‌های مردمی را به بازی بگیرد. اوج بازیگوشی بیتا شاید در جاده است که با سه هنرمند دیگر آن‌را اجرا می‌کند. مجسمه‌های بیتا را به پشت دو وانت می‌بندد و دور تهران راه می‌افتند با این نیت که بیننده‌های تازه‌ای (بچه‌های مدرسه‌ای، راننده‌‌های تاکسی، رفتگران، مغازه‌دارها و…) جز هنردوستان و فرهیختگان گالری‌رو بیابند. همانند این تجربه را در زمین بازی می بینیم که که برای فضای فرهنگی لویی وویتون در نمایشگاه خاور بدون مرز ( ۱۳۸۸، پاریس) با سیتروئنی اجرا کرد که از در و دیوارش اسباب بازی بیرون می‌ریخت و شتری هم در پشتش بود. دو تجربه گروهی دیگر او در هنر همگانی، چیدمان طلسمهای خوشبختی (۱۳۸۲) با همکاری چهار هنرمند دیگر در گالری گلستان و برای بم همراه با شش هنرمند دیگر بود که در انباری در مرکز تهران به مناسبت فاجعه زلزله بم برگزار شد که برای فروش آثارشان مانند دست‌فروشان دور محل به راه افتادند. کار دیگر فیاضی در این رویداد، نمایش هبوط هفت فرشته گریان در فضایی بود که با نور بنفش آبی نئون روی دیواری روشن می‌شد که همه فرشتگان به آن چشم دوخته بودند.

قسمت که در پنجاه و یکمین دوسالانه ونیز (۱۳۸۴) به نمایش گذاشته می‌شود، چیدمانی است که در آن نوزادهایی طلایی را به نمایش می‌گذارد که در ارتفاعهای متفاوت در هوا آویزان هستند و با هم واژه‌ی قسمت را در هوا می‌نویسند و سرچشمه،‌ مادر ـ آفریننده درهم‌شکسته و بی‌مایه پشت سر گذاشته می‌شود.

به گفته خودش هفت سال نوزاد می‌ساخته که الهام بخشش دیدن عکس به خاک سپاری کودکی در جنگ بوسنی بوده که گلوله‌ای سینه‌اش را سوراخ کرده بود و این پرسش از همان لحظه سخت ذهنش را درگیر می‌کند که ”چه اگر نوزاد بتواند نگاهی آنی از سرنوشتش داشته باشد؟” و شاید حتی پیش از آن، که می‌تواند یکی از دلمشغولی‌هایش هنگام ساختن جنینهایش در روشن/خاموش (سقط جنین) بوده باشد؛ ۱۰ مجسمه فایبرگلاس شفاف در جعبه‌هایی از پلکسی‌گلاس که از سقف آویزان شده بودند و بند ناف‌شان آنها را به زمین پیوند می‌زد و قلب‌هایشان با لامپهای رنگی دیودی کوچکی که با صدای تپش قلب روشن و خاموش می‌شد(۱۳۸۱، موزه هنرهای امروز تهران).

بیتا که می‌خواهد راز زندگی را دریابد و پاسخی به پرسشهایش بیابد، با گذاشتن خود در حالت ذهنی یا عاطفی دیگران به لحظه‌ای می‌رسد که احساس می‌کند به اندازه‌ی کافی اعتماد به نفس یافته تا به موضوعش شکل بخشد و این حالت به بهترین شکل در آنچه در محله روی می‌دهد، دیده می‌شود. ”ابتدا تصمیم داشتم روی یک خانواده کوچک ایرانی کار کنم. سپس انگاره‌ی القاگرانه‌تری از فرهنگ‌مان از راه رسید. ایران آن کشور سیاه و سفیدی نیست که رسانه‌ها به نمایش می‌گذارند. اجتماعی چند ملیتی است با فرهنگ‌ها، لایه‌ها و پیچیدگی‌های فراوان.“ و این چندگونگی در این اثر به خوبی به نمایش گذاشته شده است. به گفته خودش شخصیت‌هایش آنهایی است که رویش تأثیر گذاشته‌اند، هر چند که شاید حتی او را ندیده باشند. کار را با شکل‌بخشیدن به شخصیتها با گِل و گچ آغاز می‌کند، اما در نهایت آنها را از فایبرگلاس و پلی‌استر می‌سازد و رکنی حائری‌زاده با نقاشی بر تن‌شان لباس می‌کند. (۱۳۸۸، گالری بی ۲۱، دوبی). فیاضی با رندی و خوش‌مزگی، صفات درونزادی شخصیتهایش را به نمایش می‌گذارد. او بر این باور است که از کنترل پیامی که می‌خواهد از راه هنرش برساند، با بیرون رفتن کار از کارگاهش دست می‌کشد. و داوری را به بیننده می‌سپارد. می‌گوید: ”این آنها هستند که اثر را تعریف می‌کنند. من همیشه خود را هنرمندی مرده، بدون هیچ پیشینه‌ای از آفرینش هنری می‌پندارم.“

”جنسبت و مقایسه‌ی نقشها در کارهایم جایی ندارد،. نوزاد که به دنیا می‌آید، نمی‌داند مرد است یا زن، ژنها و اصول و احکام جامعه‌مان در این باره تصمیم می‌گیرند..“ و این باور را چیدمانش در نمایشگاهی به نام نقش، بینش‌هایی در باره‌ی جنسیت و سرمشقها در ایران به نمایش می‌گذارد که در موزه هنر اسلامی پرگامون برلن برگزار شد. آرایش و رنگ‌آمیزی ۱۵ نوزاد خفته بر بالینی خاردار و فلزی که این اثر را می‌سازد، و به گونه‌ای تداعی‌کننده‌ی قالیچه‌های تزئینی تمدن باستانی ایرانی است، به همین تعریف جنسیت، سرکوب فردیت و تعیین سرنوشتش از سوی جامعه از دیرباز اشاره دارد.

این نگاه نمادین تاریک و طنزآمیز نسبت به قسمت آیندۀ گونه‌مان به روشنی در چیدمانش به نام باربکیو هم (گالری اون، ۱۳۸۸) به نمایش گذاشته می‌شود؛ زنی شکمش مانند بره‌ای که برای میهمانی بزرگی آماده می‌شود، پر و باربکیو می‌شود، میز بزرگی چیده و داخل شکمی‌ها که بیشتر نوزاد هستند و جفت تولیدکننده‌ سربریده‌شان دیس‌های روی میز را پر می‌کنند.

در چیدمان منظره‌ی شهر در نمایشگاهی گروهی که در نگارخانه خاک برگزار می‌شود بار دیگر بیتا را می‌بینیم که به سراغ موجوداتی می‌رود که کسی آنها را دوست ندارد، جفت‌هایی از عقرب، مگس، آفتاب‌پرست، آخوندک، ملخ، عنکبوت امریکایی در فضایی کنام‌وار که عنکبوت‌ها به آن یورش برده‌اند و انگار دارند در عمل نشان می‌دهند که عشق و نفرت پشت و روی یک سکه‌اند.

پرسش آیا ما زندگی‌مان را می‌پوشیم؟ بن‌مایه‌ی است که در مانکن (۱۳۸۳) به آن می‌پردازد که جامه‌ای بر تن دارد با نگاره‌هایی سیلک اسکرینی از رویدادها و خاطره‌ها، مردمان و جاهایی که تأثیر ژرفی بر او داشته است و آنها را از آلبوم‌های خانوادگی بیرون می‌کشد. با زلمزیمبوهایی در یک دست و عصایی با سر دیو در دست دیگر خودش نقش مانکن را بازی می‌کند و در کوچه‌ها و خیابانهای شهر تهران و ایروان ارمنستان لب فروبسته و خاموش راه می‌رود. همین مانکن و با همین لباسِ دفترچه ‌خاطراتی را در جهیزیه گلی (۱۳۸۸، پاریس) می‌بینیم که در بزرگ‌ترین صندوقچه از هفت صندوقچه باز هم پوشیده از عکسهای همانند ایستاده، یا مشغول درآوردن و بازبینی بقچه‌های جهیزیه و چیزهای درونشان از صندوق‌هاست در حالی‌که قصه‌ی زندگی گلی از یک بلندگو به فارسی و از بلندگوی دیگر به انگلیسی بازگو می‌شود.؛ دختر کوچکی که به دلیل تنگدستی در ۱۲ سالگی به ازدواج مردی بس بزرگ‌تردرآورده می‌شود.

و این همه کمابیش همان پیشینه هنری فیاضی را می‌سازد که خود چشم به آن می‌پوشد و خود را در آنها مرده می‌پندارد تا بتواند هم‌چنان به آزمایشگری در زمینه‌های گوناگون ادامه دهد و همچنان بگذارد که انگاره‌های خامش او را برای به واقعیت پیوستن در قالب هنر رهبری کنند.

منابع:
کارنامه آثار به قلم خودش
بروشور نمایشگاه آنچه در محله می‌گذرد، گالری ب ۲۱ دوبی.
Tableaux of daily مقاله‌ای که به مناسبت چیدمان قسمت در پنجاهمین دوسالانه ونیز در مجله‌ای دانمارکی به چاپ می‌رسد (.www.zmga.dk/showmag.php?mid=rghdg&pageid=83)
مجله National Geographic: Orient Sans Frontieres شماره ویژه برای نمایشگاه فضای لویی وویتون، پاریس، ۲۰۰۸

بازبینی نمایشگاه‌‌ها در سایت‌ها:

http://www.iranian.com/Arts/2000/January/soosk.html
http://www.iranian.com/Arts/2001/May/London/fayyazi.html
http://www.guardian.co.uk/arts/story/0,3604,471498,00.html
http://www.artaddiction.se/7fem_fayyazi.htm
http://www.thehotspotonline.com/blahblah/articles/IranArt.htm
http://www.iran-bulletin.org/Art_Review.html
http://www.bbc.co.uk/worldservice/arts/highlights/010427_iranian.shtml
http://www.khojworkshop.org/khoj2001_r3.htm
http://www.britishcouncil.org/visitingarts/v43it3.html