برگزیده فراایران هدیه شفیعی

عشق و طلسم
متولد ۱۳۴۹، ایران
در سال ۱۳۶۲ به امریکا مهاجرت کرد
تحصیلات:
1383 فوقلیسانس نگارهسازی و هنر دیجیتالی، دانشگاه مریلند
1378 فوقلیسانس نقاشی، نهاد پرت، نیویورک
1372 لیسانس نقاشی، دانشگاه مریلند
کمکهای تحصیلی و جایزهها:
۱۳۹۰ نامش در فهرست کوتاه جایزه جمیل به چشم خورد
1390 بنیاد فرانز و ویرجینیا بدر، واشنگتن دی.سی
1389 کمک هزینه تحصیلی،
1388 جایزهی مری سویرز بیکر، بنیاد یادواره ویلیام بیکر
1387 کمک هزینه تحصیلی، شورای هنرهای ایالت مریلند
1381 کمک هزینه تحصیلی RTKL در هنرهای دیدنی (بصری)
نمایشگاههای انفرادی:
1390 گالری پنتیمنتی، فیلادلفیا
1389 گونهای عشق، مشاوران هنری ژان افرون؛ واشنگتن دی.سی
1388 الگوی کاغذی فرهنگ رنگی، گالری پنتیمنتی، فیلادلفیا
1387 خروج – هجرت، کرییج هاووس، بالتیمور
1383 ماهیهای سیاه کوچولو، مرکز هنری مدرسه ۳۳، دانشگاه بالتیمور
ریسندگی، مرکز هنر و فرهنگ دیدنی، بالتیمور
1379 مزه، دانشگاه بالتیمور
1376سخن + صدا + لمس، گالریهای ایست هال، نهاد پرت، نیویورک
1375 نویدهای ماه مهر (سپتامبر)، نمایشگاه تز، نهاد پرت، نیویورک
عشق، گالری هیگینز هال، نهاد پرت، نیویورک
نمایشگاههای گروهی:
1390 هدیه شفیعی، گالری اکس.وی.ا، دوبی
1389 آیین: شکل، متن و ایما، مرکز هنرهای زیبای امی مورتون، واشنگتن دی.سی
دیوانه زیبا ۲، مرکز هنرهای زیبای کنیس بارنس، لارچمونت، نیویورک
هنوز چیزهای بهتری در راه است، گالری پنتیمنتی، فیلادلفیا
جایزهی سوندهایم، نمایشگاه نیمه – فینالیستها، بالتیمور
جایزهی سوندهایم، برندگان، بالتیمور
ایران خانه (در امریکا) (یا از ایران به دو به خانه در امریکا رفتم)، کوکا، سیاتل
نمایشگاه گروهی هنرمندان گالری، گالری پنتیمنتی، فیلادلفیا
1388 زخمهای پنهان، فشنگهای کاغذی: هنر امروز ایران، مرکز هنرهای گرانت، کالیفرنیا
ایران خانه (در امریکا) (یا از ایران به دو به خانه در امریکا رفتم)، فریج، واشنگتن دی.سی
جریانهای رسانههای امروز هنر، گالری سارا سیبرمن، کالج مونتگومری
پروتوکل: نحو / معناشناسی، گالری ۴، بالتیمور
نمایشگاه جایزههای هنرمند بیکر، موزه هنر بالتیمور، بالتیمور
کار زنان، مکان هنری شهروند، واشتگتن دی.سی
جشنواره هنری باستاکیا، ساتچی، دوبی
سمپوزیوم دوسالانه در باره هنرهای رسانهای، کالج دلور
دست به قاب/سطح به عدسی، گالری ام.اس.ا.سی، بالتیمور
حبس شده؛ نمایشگاه سیار، گالری لامپ / پروژهها، رالی
1387 همجوشی طراحی، سی.سی.بی.سی. کتونسویل، مریلند
نهان و آشکار، مکان هنری مریلند، بالتیمور
دایرهی کامل، گالری روزنبرگ، بالتیمور
حبس شده، گالری پینکارد، بالتیمور
1386 تمثالشناسی، گالری رد سو، نوآرک، نیوجرسی
آبوهواهای متغیر، رنگهای متغیر، مرکز هنری ابرونس، نیویورک
1385 دفترچه یادداشت، گالری کارنت، بالتیمور
جابهجایی، پیرامید اتلانتیک، مریلند
1383 دلداری: جستوجوی معنا در زمان بیقراری، نهاد خاورمیانه، واشنگتن دی.سی
1382 زیر میز و رویادیدن، استودیوهای رالی، بالتیمور
1381 دلداری، نمایشگاه استودیو باز، استودیوهای رالی، بالتیمور
1379 تشنه ـ پاهای دانایی، دانشگاه مریلند، بالتیمور
1378 ۳۰ در ۳۰، گالری سنک، نیویورک
نمایشگاه تابستانی، مرکز هنر امروز ایران، نیویورک
1377 هنر کتاب، کتابخانه نهادپرت، نیویورک
1376 اکنون و اینجا، گالری استوبن، نهاد پرت، نیویورک
1375 زنان، گالریهای خاور، نهاد پرت، نیویورک
1374 هنر تبعید: هنرمندان ایرانی، دانشگاه جورج واشنگتن، واشنگتن دی.سی
هنرمندان امروز ایران، مرکز ابن سینا، وین، اطریش
سخنرانیها:
1389 گونهای عشق، مشاوران هنری ژان افرون، واشنگتن دی.سی
1388 جایزه هنرمند بیکر، باشگاه هامیلتون، بالتیمور
کار زنان، مکان هنری شهروند، واشنگتن دی.سی
1387 چانهزنی با زمان: کندوکاو فرهنگ، سیاست و هویت از سوی هنرمندانی از پاکستان، ایران و تونس، مرکز هنرهای اجرایی تریبکا، نیویورک
1386 پیدایش، گالری کارنت، بالتیمور
1385 جابهجایی، کتابخانه پروویژنز، واشنگتن دی.سی
1383 دلداری: جستوجوی معنا در زمان بیقراری، نهاد خاورمیانه، واشنگتن دی.سی
ریسندگی، مرکز سخنرانی هنرها و فرهنگ دیدنی، بالتیمور
ماهیهای سیاه کوچولو، مرکز هنری مدرسه ۳۳، بالتیمور
کارگاه کودکان: ماهیهای سیاه کوچولو، مرکز هنری مدرسه ۳۳، بالتیمور
نشریات:
شماره ۸۸ “نقاشی نو امریکا”، The Open Studio Press، بوستون، ۱۳۸۹
“پیدایش”، کاتالوگ نمایشگاه، گالری کارنت، بالتیمور، ۱۳۸۶
“سیوکسی” مجله لینک هنرها، شماره ۱۰، بالتیمور، ۱۳۸۳
آثار در مجموعهها:
بانک امریکا، مجموعه شرکت، کارولینای شمالی
هنر در سفارتها، مجموعه همگانی، دوبی
مجموعه خصوصی شرکت، لندن
مجموعه خصوصی شرکت، هونگکونگ
در باره مقالههای نوشته شده در باره هدیه شفیعی به نسخه انگلیسی مراجعه کنید

هدیه شفیعی در سال ۱۳۴۸ در ایران به دنیا آمد و در سال ۱۳۶۲ به امریکا مهاجرت کرد. به دنبال گرفتن لیسانس خود در نقاشی از دانشگاه مریلند در ۱۳۷۲ به نیویورک رفت تا تحصیلات خود را در رشتهی نقاشی در نهاد پرت دنبال کند و در سال ۱۳۷۸ فوقلیسانس خود را در نقاشی به پایان رسانید. در سال ۱۳۷۴ نخستین چیدمان ویدئویی خود را به نام ریسندگی و در ۱۳۷۵ تز خود به نامِ نویدهای مهر (سپتامبر) را به نمایش گذاشت که مثل ریسیدن واژهی عشق به شکل طومار بود. کار شفیعی تا به امروز دنبال کردن همان اصول تکرار و کندوکاو بوده است.

شفیعی در بیانیهی خود میگوید:
از عناصر ماندگار کار من، تکرار، روند و زمان است. در کارهایی که از طومار کاغذی ساخته شده، واژهی عشق به فارسی به صورت دستنوشته و چاپ روی باریکههای کاغذ نقش بسته. این واژه را از این رو برگزیدم چون اشتیاق و جستوجوی مرا برای پذیرش و درک در خود دارد. تکرار متن، به ویژه واژهی عشق، عنصر بازگشتکننده در بخش بزرگی در کار من در دههی گذشته بوده است. با به کارگیری شکلهای هممرکز متن و مواد به دنبال بزرگنمایی معنای آن هستم.
با نوشتن روی باریکههای کاغذ، چیزی را که چاپ شده تکرار و شکافها را پر میکنم تا روی شکل موجود تاکید شود. برای هر اثر رنگهای محدودی را برمیگزینم. با چرخاندن کاغذ، رنگهای روی حاشیهها همسو میشوند و باریکههایی را میآفریند که در کنار هم یک در میان رنگ خوردهاند و در عین حال با هم انگار از درون شکلبندیهای رنگی تازهای سربرمیکشند که اغلب به شکل غافلگیرکنندهای دلپذیرند. ممکن است تصمیم بگیرم توالی رنگی واحدی را تکرار کنم، اما میکوشم تا خود را تشویق به رها کردن کنم تا شاید به آمیزههای تازهای شکل بخشیده شود. با گذاشتن طومارها در کنار هم، در بارهی رنگ و کمپوزیسیون گام به گام تصمیم میگیرم و در نتیجه روند پیشرفت کار همانندی زیادی با طراحی و نقاشی دارد. چیزی که برایم جالب است تنش میان کنترل و خودانگیختگی است که در هر گام رخ مینماید. هنگام روند تکراری افزودن باریکههای کاغذ برای به وجود آوردن طومار، متن و نمادها در درون این حلقههای هممرکز پنهان میشوند. گاه دلم میخواست میتوانستم دوباره این کمپوزیسیونهای متن چاپی و دستنوشته را که در کار مهروموم شده و به چرخش ابدی در کار واگذار شده، ببینم.
شکلهای هممرکز متن و ماده از رقص سماع هم الهام گرفته شده و کار مانند بیان فیزیکی بیم و حیرت من است.”

شفیعی با پذیرش در دانشگاه مریلند بالتیمور، نیویورک را در سال ۱۳۷۸ ترک میکند و تمرکز خود را بیشتر روی هنر اجرا و ویدئو میگذارد و دومین فوقلیسانس خود را در هنرهای زیبا در سال ۱۳۸۳ در رشتهی رسانههای دیجیتالی میگیرد.
حساسیت طراحی و دریافت شهودی نظریهی رنگ در شفیعی بالاست. وقتی به کار او تنها به صورت انتزاع هندسی نگریسته میشود، طومارهایش به چشم بس شیرین مینشیند. اما این پشتبند مفهومی کارهایش است که به آنها نیروی واقعی میبخشد. همانطور که خود میپذیرد، گونهای وسواس فکری عملی نسبت به ساختن آنها دارد که در عنوانهای عددی کارهایش (برای نمونه، “۲۰۸۷۱”) دیده میشود که به تعداد باریکههای کاغذی اشاره دارد که در ساختن اثر به کار برده شده است.

هرچند در طومارهای نخستینش کاغذ را چنان محکم پیچ داده که خواندن آنچه بر رویش نوشته شده بود کمابیش ناممکن بود، کارهای تازهاش کمتر تنگ و بسته (هرمتیک) است. و هر چند معمولاً طومار را با پیچیدن کاغذ به دور یک میل بافتنی آغاز میکند ـ که خواندن چیزی را که روی آن است دشوار میسازد ـ در چندین اثر تازهاش میلهی بزرگتری برای اینکار به کار برده که آهنگ گیراتر و گوناگونتری از دایرههای سفت و شل میآفریند. این دایرههای شل که سرانجام کمی از نوشتهی درون خود را به نمایش میگذارند، کارش را بیشتر شبیه کتابی باز میکند.

تکرار شکلی کلیدمانند را کمابیش در تمامی کارهای شفیعی میتوان یافت. نگارهی کلید اغلب گرهگشایی رازهای چیزی بزرگ را نمادپردازی میکند، که شاید گرهگشایی رازِ بنمایههای شفیعی است. ولی شاید این تنها تا اندازهای درست باشد، زیرا دلیل اصلی جادادن این نشانهی خاص در کار به این واقعیت مربوط میشد که تکرار واژهی “عشق” به کلیدی اسکلتی میماند. در برخی از نقاشی ها مانند “به درون بتاب” و “به برون بتاب”، شفیعی این نماد را آنقدر تکرار میکند تا به الگویی انتزاعی تبدیل میشود و کیفیتی آهنگین به کارش میبخشد. همان طور که در بیانیهاش آمده خود آن را به روندِ تکراری اجرایی آیینی مانند سماع یا دعاخوانی تشبیه میکند که به این ترتیب محسوس میشود.
جاذبهی شفیعی نسبت به روش هنرسازی از میراث ایرانیش سرچشمه میگیرد. عناصر تکرار و زمان در هنر ایرانی اسلامی ریشهای ژرف دارد. پالت شفیعی مانند طرحهای پیچیدهاش نفس را در سینه حبس میکند. سایههای زندهی نارنجی و صورتی که کارهای نمایشگاه “هنوز اندر خم یک کوچه” را نقش میزنند و قرمز آلبالویی در “به چرخ زدن ادامه بده” سخت افسونکنندهاند. و جذابیت نماهای کارهایش به نظر بیپایان میرسند.

کار شفیعی در نمایشگاههای زیادی دیده شده و از سال ۱۳۸۷ چندین گرانت از سازمانهای گوناگون دریافت کرده و برندهی چند جایزه شده است. در سال ۱۳۹۰ نامزد جایزهی جمیل شد. باشد که طومار عشق و سماعش ادامه یابد.

منابع:
مایکل سولیوان، هدیه شفیعی، هنرهای زیبای مورتون، ۲۰۱۱
تارا هویزر، گردش شیرین صفحه، هنرهای زیبای مورتون، ۲۰۰۹











































