برگزیده فراایران شیرین نشاط

من زیبایی را به عنوان راهی برای خنثی کردن خشونت می‌ستایم
شیرین نشاط در سال ۱۳۴۶ در قزوین به دنیا آمد و در هفده سالگی برای ادامه‌تحصیل به امریکا فرستاده شد. پس از گرفتن لیسانس خود از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی در ۱۳۶۳ به نیویورک رفت و شروع به کار در استورفرانت برای هنر و معماری کرد که فضای آلترنیو میان‌رشته‌ای در منهتن بود. هر چند نشاط در دانشگاه هنر خوانده بود، اما ورودش به نیویورک گسست و درنگی در هنرسازی تا سال ۱۳۷۲ بود که دوباره به ایران سفر کرد. در گفت‌وگویی با آرتور دانتو در این باره می‌گوید: “احساس‌ام این بود که کاری که می‌کردم زیاد مهم نبود ـ و صحنه‌ی هنری نیویورک مرا می‌ترساند. برای همین کار می‌‌کردم که پول درآورم و به کلاسهایی در باره موضوعات گوناگون می‌رفتم. به زودی پس از ملاقات با همسر آینده‌ام که مدیر استورفرانت برای هنر و معماری بود، ده سال آینده را به کار با او در آنجا گذراندم که آموزش اصلی برایم شد. استورفرانت مانند آزمایشگاهی فرهنگی بود، برنامه‌ای که به راستی رشته‌های گوناگون را دربرمی‌گرفت. تمام مدت داشتم با هنرمندان، معماران و منقدان فرهنگی، نویسندگان و فیلسوفان کار می‌کردم. در نهایت باعث شد که بتوانم خودم را هنرمند ببینم و دوباره خواستم که کار هنری کنم. در آن ده‌سال در عمل هیچ کار هنری نکردم و از هر کاری هم کردم اصلا راضی نبودم و در نهایت نابودشان کردم. برای همین در واقع من از ۱۳۷۲ شروع به هنرسازی به طور جدی کردم.

نخستین کارهای نشاط عکس بودند، مانند سلسله عکسهای کشف حجاب (۱۳۷۲)، و زنان الله (۱۳۷۲-۷۶) که برداشتهای زنانگی را در رابطه با سیاست و سپاهی‌گری در زادگاهش کندوکاو می‌کنند. بحث در باره‌ی استعمارزدایی فرهنگ جهانی و در نتیجه پرس‌وجوی نگاره‌های خاور از آغاز دهه‌ی هفتاد از سوی هنرمندان و هنرگردانان شروع شد و شیرین نشاط سیاسی کردن دوباره‌ی نگاره را با چنان نیرویی باورنکردنی جاانداخت که از آن زمان، پژواک این کارها را هنوز می‌توان در آثار بسیاری از هنرمندان شنید.

“نخستین کارهای عکاسی که من در ۱۳۷۲ تولید کردم بازتاب دیدگاه یک ایرانی بود که در فرنگ زندگی می‌کند و در زمان به عقب می‌رود و می‌کوشد تغییراتی که از زمان انقلاب در ایران روی داده تحلیل کند و بفهمد. نگرش هنرمندی بود که مدتها از آنجا دوربوده و برای من هم از لحاظ هنری و هم شخصی، نقطه‌ی عطفی بود، زیرا به جز هنرسازی بازگشتی به زادگاهم بود.

به شدت غرق در درک انگاره‌های ایدئولوژیکی و فلسفی نهفته در پس اسلام امروز، بیشتر از همه سرچشمه‌ی انقلاب شدم و اینکه چگونه کشورم را دگرگون کرده بود. می‌دانستم که موضوع بسیار پردامنه و پیجیده‌ای است و برای همین توجه خود را به چیزی محسوس و خاص کانونمند کردم… اما پس از چند سال، احساس کردم که دیگر هر چیزی را که می‌خواستم فهمیده‌ام و باید جلو می‌رفتم. دیگر نمی‌خواستم کاری بسازم که به شکلی مستقیم با مسائل سیاسی سروکار داشته باشد. می‌خواستم کاری بسازم که غزل‌گونه‌تر، فلسفی‌تر و شاعرانه‌تر باشد.”

عکسها و فیلم و چیدمان‌های ویدئویی که در سالهای بعدی پدیدار شدند به همان سان به پارادکسِ جامعه‌ای اشاره دارند که بر شالوده‌ی ارزشهای سنتی و دینی باستانی استوار است که نمایانگر یکی از مهم‌ترین فرهنگهای جهان است که نمی‌تواند به کلی به مدرنیته پشت کند و باید از میان رفتن نماهای نهفته در پس قوانینی را که بر لباس پوشیدن فرمان می‌راند، رعایت کند.


2008 فائزه

شیرین نشاط از ۱۳۷۶ با فیملها و ویدنوهایش درگیر بازگویی داستهانهایی بوده که بی‌درنگ در حافظه‌ی ما نقش بسته می‌شوند و نمونه‌های بسیار خوبی از ارتباط با درونمایه‌ی اجتماعی سیاسی در سطح دیدنی اند که بدون واژه می‌توانند به بازی متفابل و روایی بر اساس آوای القاگرشان برسند. موسیقی زمینه‌ی تمامی این کارهاست و تمامی مرزهای فرهنگی را زیرپا می‌گذارد. فرافکندن دوپرداه‌ای که مشخصه‌ی بیشتر آثار نشاط است به گونه‌ای دوگانگی به شدت فورمال و متنی می‌رسد؛ ارتباطی ساختگی برانگیخته می‌شود؛ ارتباطی از آن گونه که به شکل دردناکی به دلیل جدایی زن و مرد از دست داده می‌شود.

نخستین کاری که با دورشدن از پرداختن مستقیم به سیاست یا نقد به سود نگاره‌ساز و روایت‌های شاعرانه‌تر می‌سازد، چیدمان ویدئویی سه‌بخشی است: متلاطم (۱۳۷۲)، شیدایی (۱۳۷۸) و تب‌وتاب (۱۳۷۹) از دو پرده‌ی ویدئویی برای به نمایش گذاشتن همستارها (اضدادی) انتزاعی سود می‌جوید که بر اساس جنسیت و جامعه، فرد و گروه استوارند.

در حالی‌که این کارها اشاره‌ای نهان به سرشت محدودکننده‌ی قوانین اسلامی در مورد زنان اند، اما به شکلی ارادی به روی چندین خوانش‌ بازند و به شرایط همه‌گیر جهانی می‌رسند. ویدئوهای دیگر مانند تک‌گویی (۱۳۷۸)، تسخیرشده (۱۳۸۰)، نبض (۱۳۸۱) و طوبا (۱۳۸۲) همراه با فیلم گذر (۱۳۸۰) بر شالوده‌ی این فرمول گسترش یافته‌اند و روایت‌هایی به همان اندازه دوپهلو را به نمایش می‌گذارند.

همکاری همواره نقش مهمی در کار نشاط داشته است؛ سوسن دیهیم خواننده و قاسم ابراهیمیان سینماگر در بسیاری از کارهایش با او همکاری داشته‌اند و فیلم گذر پروژه‌ای مشترک با فیلیپ گلاس آهنگساز بوده است. در ۱۳۸۲ آزمایشگاه فیلم‌نامه نویسان نهاد سان‌دنس به شکل‌گیری و تولید فیلم مهدخت (۱۳۸۳) او کمک می‌کند که برداشتی از داستان بلند شهرنوش پارسی‌پور به نام مردان بدون زن است. نشاط از ۱۳۸۲ به کندوکاو موضوعات کانونی (دین، خشونت، دیوانگی و جنسیت) و شخصیتهای زنان بی مرد از راه سلسله‌ کارهایی مانند زرین (۱۳۸۴) و فیلم فائزه (۱۳۸۷) ادامه می‌دهد.

شیرین نشاط که از چشم‌انداز دو پیش‌زمینه‌ی بسیار واگرای خود کار می‌کند، روی گفت‌وگوی دیدنی در پروژه‌هایش در باره ردها و شرایط زندگی در ایران کانونمند است. هر چند ر کارهایش به شکل روشنی پدیده‌های فرهنگی خاصی را می‌پروراند، اما همزمان موفق می‌شود که به شکلی زیرکانه به گذرگاه زبانی همه‌گیرتر برسد؛ نه تنها نگاره‌ای پرسایه و ظریف از کشور زادگاهش می‌دهد، بلکه بینشی آشکار از شیوه‌های درک‌ودریافت باخترزمینی هم به دست می‌دهد. در پاسخ به این پرسش که چگونه به این جنبه‌ها نزدیک می‌شود می‌گوید: “برای من به نمایش گذاشتن موضوع از درون برای آفریدن چیزی که ناب باشد و در برابر فشارهای مقایسه‌ی دوفرهنگ سر تسلیم فرود نیاورد، بسیار مهم و حیاتی است.”

“در تمامی کارهایم به موضوعاتی می‌پردازم که انگاره‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی سیاسی را خطاب قرار می‌دهد؛ اما در پایان می‌خواهم کارم فراسوی آن رود و در خاستگاهی‌ترین و عاطفی‌ترین سطح کار کند. به گمانم موسیقی کیفیت عاطفی را شدت می‌بخشد. موسیقی جان، شخصی، شهودی می‌شود و جنبه‌های اجتماعی سیاسی کار را خنثی می‌کند. این آمیزش نگاره با موسیقی به این منظور صورت می‌گیرد تا تجربه‌ای را بیافریند که مخاطب را به جنبش درآورد. انتظاری است که من در مقام هنرمند دارم و چنین شدتی را از هر کار هنری می‌خواهم؛ می‌خواهم عمیقاً تحت تأثیر قرار بگیرم، کمابیش انتظار تجربه‌ای دینی را دارم. زیبایی در کار من مهم است. جهانی‌ترین مفهوم است و فراسوی تفاوتهای فرهنگی می‌رود.

نشاط می‌گوید که او همراه با همسر و همکارش شجاع آذری می‌کوشیدند “پیشگام روش خودشان در داستان‌گویی باشند. موضوع دنباله‌روی الگوها یا مدلها در سینما نبود، بلکه دنبال کردن هنر مفهومی و سنت‌های شاعرانه‌ی ایران بود.


2012- شاهنامه

در گفت‌وگویی با کرول بکر، نشاط می‌گوید:

بسیاری از جمله ایرانیان مرا محکوم کرده‌اند که من از حجاب یا دیگر انگاره‌ها به عنوان راهی برای غیربومی (اکزوتیک) کردن موضوع سود می‌جویم یا صرفا دست به تمرینهایی کاملا زیبایی‌شناسانه می‌زنم و من هم در پاسخ به آنان می‌گویم؛ خوب البته که من یک هنرمندم و دغدغه‌‌های زیبایی‌شناسانی برای کاری که می‌کنم اساسی است، اما پرسش خاورزمینی کردن از این لحاظ که آن زنان در آن بخش از دینا در واقع باحجابند، مشکل من نیست و خاورزمینی کردن دغدغه باخترزمین است. برای من راز از این دو تفاوت سربرمی‌کشد.

من بسیار نسبت به دوری گزیدن از انگاره‌های کلیشه‌ها آگاه هستم و در حالی‌که با آنها بازی می‌کنم و می‌کوشم متن و نگاره را همزمان شالوده شکنی کرده و بسازم.

توجیه‌ام در پایان این است که برداشت زیبایی، تقارن و هماهنگی بخش بنیادین تمامی هنرهاست؛ خواه ایرانی باشد یا اسلامی یا هنر کلاسیک. به راستی باور دارم که زیبایی راه اصلی نزدیک شدن به الهی است. تردیدی‌ نیست که این ادراک از اسلام معنوی آمده است. اما از این گذشته بر این باورم که آوردن آن عنصر معنوی و گذاشتن آن در کنار واقعیت سیاسی نیشدار است. به گفته‌ای دیگر، ما همه این زنیان زیبای باحجاب را با پیش‌زمینه‌ی مسجدها و معماری باشکوه داریم، و تفنگ هم داریم. از دید من این ها دو نیروی ناسازگارند که تار پیچیده‌ی و پاینده‌ی اسلام امروز است. از کجا می‌اید، به کجا می‌رود و چگونه آنها همه با هم در این جهان اند.

من به شدت باور دارم که خود ناخدای کشتی خودم هستم و تا زمانی‌که که در مورد راهی که می‌روم روشن باشم، تمامی خوبیها و بدیهایی را که با آن می‌آید می‌پذیرم. و باید بگویم که اشتباهاتی در همکاریها یا ساختن کاری داشته‌ام که زیاد نیرومند نبوده است. اشکالی هم ندارد زیرا مهمترین چیز در باره‌ی روند هنرمند بودن کوتاهی و شکست است. باید یاد گرفت که بپذیریم که شکست می‌خوریم. به همان سان برای منقدان، مخاطبان و همکاران هم مهم است که بپذیرند شکست بخشی از رشد است. کوتاهی و شکست ایرادی ندارد. شکست می‌خوری و به زمین می‌افتی و سپس دوباره خودت را بلند می‌کنی. درست همین روند است که در پایان به راستی مهم است.

شیرین نشاط از نخستین نمایشگاه انفرادی خود در سال ۱۳۷۲ در نیویورک تا به امروز نمایشگاههای انفرادی در جاهای متفاوت دنیا داشته است و در دوسالانه‌های زیادی شرکت کرده است. از سال ۱۳۷۰ در جشنواره‌های بین‌المللی فیلم هم شرکت داشته است که آخرین بار در جشنواره فیلم کان در سال ۱۳۸۷ بوده است.

آخرین نمایشگاه نشاط با نام بازی‌های خواستن و آرزوکردن در دسامبر ۱۳۹۱ در سنگاپور برگزار شد که زیر نور گذاشتن زندگی زنان سالمند لائوسی است که در زمان فرونشستن سنت در دنیایی جهانی شده زندگی می‌کنند. شیوه‌ی بیان هنرمند و استفاده‌اش از فضا مخاطب را درست در میان پیوند متقابل زوجها می‌گذارد و بیننده را ناگزیر می‌کند تا دریافت خودش را در باره‌ی عشق، جنسیت و زمانه بازبینی کند. خود در باره این نمایشگاه می‌گوید: به زبانی شاعرانه، فکر کردم که پیوند دادن مخمصه زنان با مخمصه کشور پیوند زیبایی خواهد ساخت. آنها به دنبال یک چیزند: دمکراسی، تغییر، آزادی. برای همین داستانی نمادین است.


خواستن و آرزو کردن ۲۰۱۲

در میان جوائز بسیاری که دریافت کرده، می‌توان از نخستین جایزه‌ی بین‌المللی دوسالانه‌ ونیز (۱۳۷۸)، جایزه بزرگ دوسالانه کوآنگ‌ژو (۱۳۷۹)، جایزه هنر دیدنی جشنواره بین‌المللی فیلم ادینبورگ (۱۳۷۹)، جایزه‌ی اینفینتی (بی‌نهایت) مرکز بین‌المللی عکاسی در نیویورک (۱۳۸۱)، جایزه صفریک دانشگاه هنرهای برلن (۱۳۹۲)، جایزه آزادی هیروشیما از موزه‌ی هنرهای شهر هیروشیما (۱۳۸۴) و جایزه لیلن گیش در نیویورک (۱۳۸۵)، نام برد.

راجر دنسون منقد هافینگتون پست، نشاط را در در ۱۳۸۹ به خاطر “میزانی که کار او به شکلی گاهشمارانه رویدادهای دنیا را به فرهنگی مربوط ساخته که به شکل فزاینده‌ای دارد جهانی می‌شود” و به خاطر بازاندیشی در باره‌ی “جنگ ایدئولوژیکی که میان اسلام و دنیای غیرمذهبی در باره‌ی موضوعاتی مانند جنسیت، دین و دمکراسی در جریان است، و به خاطر “تاثیر کارش بسی فراتر از قلمروهای هنر در بازتاباندن حیاتی‌ترین و دورازدسترس‌ترین کشاکش برای تصریح حقوق مردمی است” هنرمند دهه نامید.

متولد ۱۳۴۶ قزوین، ایران
در نیویورک زندگی و کار می‌کند

برگزیده‌ی نمایشگاههای انفرادی:
1391 شاهنامه، گالری کلدستون؛ نیویورک

۱۳۹۰ زنان بی‌مرد، پلازو ریال، میلان

۱۳۸۹ تک‌گویی، باغ مجسمه یورکشایر، انگلستان

۱۳۸۹ شیرین نشاط، گالری لا فبریکا، مادرید، اسپانیا

۱۳۸۸ بازیهای خواست و آرزو، گالری گلدستون، بروکسل

بازیهای خواست و آرزو، گالری گلدستون، گالری ژروم دو نوآمون، پاریس

زنان بی مرد، موزه ملی هنر امروز، آتن

متلاطم، گالری فورشو، کپنهاگ

۱۳۸۷ شیرین نشاط، گالری گلدستون، نیویروک

زنان بی مرد، گالری هنری نیوکومب، دانشگاه تولان، امریکا

کارهای تازه شیرین نشاط، گالری ژروم دو نوآمون، پاریس

زنان بی مرد، موزه هنری آروس آرهوس، دانمارک

شیرین نشاط، گالری ملی ایسلند، ریکجاویک، ایسلند

زنان بی مرد، گالری فورشو، بایجینگ، چین

۱۳۸۶ شیرین نشاط، گالری فیلومنا سوآرس، لیسبون، پرتقال

۱۳۸۵ شیرین نشاط، موزه هنر امروز اسپو، اسپو، فنلاند

حرف آخر، مرکز هنر نوین آتلانتیکو، لاپالما

شیرین نشاط، موزه استدلیجیک، آمستردام، هلند

شیرین نشاط، گالری لومن تراوو، آمستردام، هلند

۱۳۸۴ زرین، گالری گلدستون، نیویورک

هامبورگر باهنهوف، برلن

موزه هنرهای امروز، لئون، اسپانیا

موزه هنر امروز شهر هیروشیما، هیروشیما، ژاپن

۱۳۸۳ شیرین نشاط، گاللری اوکلند، نیوزیلند

۱۳۸۲ طوبا، موزه انجمن آسیا، نیویورک

گالری فیلومنا سوآرس، لیسبون، اسپانیا

گالری لومن تراوو، آمستردام، پرتقال

موزه هنرهای مدرن، مکزیکوسیتی

۱۳۸۱ کاستلو دی ریوولی، تورین، ایتالیا

مرکز هنرهای زیبا؛ ورشو

بانک برزیل، ریو دژینرو

موزه هنر آرهوس، دانمارک

گذر، دانشگاه ملون کارنگی، پیتزبورگ، امریکا

۱۳۸۰ موزه هنرهای امروز مونتریال

موزه هنر نو، دوبلین، ایرلند

پاتریک پینتر، سانتا مونیکا، امریکا

گالری باربارا گلدستون، نیویورک

موزه هنرهای امروز کانازاوا، کانازاوا، ژاپن

مرکز فرهنگی هامبورگ

۱۳۷۹ گالری سرپنتاین، لندن

پیتی دیسکاوری، فلورانس، ایتالیا

مرکز هنر وین، اطریش

لیلا روما، میلان

موزه هنر دالاس، تکزاس

موزه هنر برکلی، امریکا

مرکز وکسنر، کولومبوس، امریکا

۱۳۷۸ مالمو، سوئد

نهاد هنر شکاگو

گالری پاتریک پینتر، لوس آنجلس

داملیو تراس، نیویورک

گالری ژروم دو نویمون، پاریس

اسلو، نروژ

اسپانگا، سوئد

۱۳۷۷ گالری تیت، لندن

موزه هنر امریکا، نیویورک

خانه عکاسی اروپا، پاریس

گالری توماس رهباین، کلن

۱۳۷۶ موزه هنر نو؛ اسلوانی

گالری آنینا نوسی، نیویورک

لومن تراوو، آمستردام، هلند

آرت‌اسپیک، ونکوور، کانادا

۱۳۷۵ مرکز هنر امروز، فرایبورگ، سوئیس

هنرهای امروز مارکو نوآر، تورین، ایتالیا

گالری لوسیو آرملیو، نپل، ایتالیا

گالری هاین، سن‌فرانسیسکو

۱۳۷۴ گالری آنینا نوسی، نیویورک

آتشخوان فرانکلین، نیویورک

برگزیده‌ی نمایشگاههای گروهی:

(به دلیل فهرست طولانی تنها از یک نمایشگاه در سال نام برده شده. برای فهرست کامل آن به نسخه‌ی انگلیسی مراجعه کنید)

۱۳۹۱ هر خروجی یک ورود است،۳۰ سال هنر خروج، نیویورک

۱۳۹۰ فراسوی قراردادها، از نو به خیال درآوردن حقوق مردمی در زمان تغییر، بنیاد فورد امریکا

۱۳۸۹ کالدر تا وارهول: معرفی مجموعه فیشر، موزه هنر نو سانفرانسیسکو، سانفرانسیسکو

۱۳۸۸ عادت‌های بد، گالری هنر آلبرایت ناکس، نیویورک

۱۳۸۷ دورنما ۱، دوسالانه بین‌المملی نیوارلئان

۱۳۸۶ پس از انقلاب: زنانی که هنر امروز را دگرگون کردند، گالری برنامه‌های هنرگردانی، نیویورک

۱۳۸۵ کاپیتال، گالری کنت، نیویورک

۱۳۸۴ ترجمه، کاخ توکیو، پاریس

۱۳۸۳ موزه هنرهای امروز تهران

۱۳۸۲ سه سالانه عکاسی آی سی پی، مرکز بین‌المللی عکاسی، نیویورک

۱۳۸۱ زیبایی شر، هلند، داکیومنتا ۱۱، آلمان

۱۳۸۰ دوسالانه ولنیسا، ولنسیا، اسپانیا

۱۳۷۹ عکاسی حال، بررسی بین‌الملی عکاسی امروز

۱۳۷۸ بهشت، نمایشگاهی که قلب شما را می‌شکند، گالری تیت لیورپول، انگلستان

۱۳۷۷ تاریخ ناتمام، مرکز هنری والکر، مینیپولیس

۱۳۷۶ چیدمان ویدئو به سفارش زمان آفریننده برای لنگرانداختن، بروکلین بریج، نیویورک

۱۳۷۴ بستگی به این دارد چگونه بازی کنی، نیویورک

۱۳۷۳ سه عکاس تازه، گالری هاینس، سانفرانسیسکو

۱۳۷۲ دفتر: تاریخ، خیالپردازی و پروتوکول‌های نامنظم، موزه هنرهای برونکس، نیویورک

۱۳۶۰ تب، گالری اکزیت، نیویورک

اجراهای چند رسانه‌ای:

۱۳۸۲ منطق الطیر، جشنواره اورتیجیا، سیراکوز، سیسیلی

۱۳۸۱ منطق الطیر، مرکز هنری والکر، مرکز لینکلن، لندن

۱۳۹۰ منطق الطیر، مرحله نخست، آشپزخانه، نیویورک

فیلمها:

۱۳۸۸ زنان بدون مرد

۱۳۸۴ زرین

۱۳۸۳ مهدخت

۱۳۸۱ تب و تاب

۱۳۸۱ طوبا

۱۳۸۱ منطق‌الطیر

۱۳۸۱/۱۳۸۱ گذرگاه

۱۳۷۹ تک‌گویی

۱۳۷۸ از خود بیخودگی

۱۳۷۷ متلاطم

جوائز:

۱۳۸۸ شیر سیمین، جشنواره فیلم ونیز

جایزه لا ناویسلا، جشنواره فیلم ونیز

جایزه یونیسف، جشنواره فیلم ونیز

جایزه ویژه سینمای صلح، جایزه فیلم هسیسچر، آلمان

۱۳۸۷ بنیاد کمک‌هزینه رسانه‌های راکفلر

جایزه دستیابی فرهنگی، انجمن آسیا، نیویورک

۱۳۸۵ جایزه لیلین گیش، نیویورک

۱۳۸۴ موزه هنر شهر هیروشیما

۱۳۸۲ جایزه نخستین سالانه خطرکننده‌های هنر، نهاد سان‌دنس، نیویورک

۱۳۸۱ جایزه بی‌نهایت برای هنرهای دیدنی، مرکز بین‌الملللی عکاسی، نیویورک

۱۳۸۰ هنرمندان بازدیدکننده، دانشکده نقاشی و مجسمه‌سازی اسکوهگان، اسکوهگان

۱۳۷۹ کل‌آرتس، جایزه هنرهای آلپرت، پاسادنا

جایزه هنرهای دیدنی، جشنواره بین‌المللی ادینبورگ

جایزه بزرگ ۴۸ مین دوسالانه ونیز

جایزه بهترین پروژه، آرکو، مادرید

۱۳۷۵ کمک‌هزینه بنیاد هنرهای عکاسی نیویورک

کمک‌هزینه نهاد تیفانی

۱۳۷۴ کمک‌هزینه عکاسی مید آتلانتیک

کمک‌هزینه موضوعات هنری

۱۳۷۱ رزیدنس هنر، در خیابان هانری، نیویورک

۱۳۶۹ ‌ کمک‌هزینه شورای ایالات نیویورک برای هنرها

منابع:

http://www.ted.com/speakers/shirin_neshat.html
Britta Schmitz http://universes-in-universe.org/eng/nafas/articles/2005/neshat
Arthur C. Danto http://bombsite.com/issues/73/articles/2332