بعد از نهم

میزگردی درباره ی نهمین دوسالانه ی طراحی گرافیک معاصر ایران

برگرفته از مجله نشان شماره چهاردهم، تابستان و پاییز ۱۳۸۶
مدیرمسئول: ساعد مشکی

نهمین دوسالانه ی طراحی معاصر گرافیک ایران و نهمین دوسالانه ی جهانی پوستر تهران پس از ماه ها جلسه و برنامه ریزی شوران سیاستگذاری و با تأخیری چند ماهه و جابه جایی های چندباره از ۲۷ خرداد تا ۳۱ تیر ماه ۱۳۸۶ برگزار شد. آن چه این دوسالانه را از دوسالانه ی گذشته متمایز می کرد همزمانی بخش های گرافیک معاصر ایران و پوستر جهانی بود. اصرار و تأکید فرشید مثقالی از نخستین نشست های شورای سیاستگذاری، عامل اصلی اضافه شدن بخش گرافیک معاصر ایران بود. در مجموع ۶۱۴۶ اثر از ۱۳۹۶ طراح گرافیک از ۴۴ کشور جهان در دو بخش معاصر ایران و جهانی پوستر شرکت کردند که ۹۱۸ اثر به نمایشگاه راه یافتند. همچنین هفت نمایشگاه جنبی با ۲۵۳ اثر به همراه ۱۲ سخنرانی و یک میزگرد از دیگر دستاوردهای این دوسالانه ها بود. معمولا فشار کار و تنش های معمول در زمان برگزاری نمایشگاه ها و خستگی پس از آن ها مانع جمع بندی و بررسی دوسالانه ها می شود. نشریه ی نشان به منظور بررسی دوسالانه ی نهم و جمع بندی نظر و آرای دست اندرکاران این دوسالانه میزگردی تشکیل داد که متن آن را در این جا می خوانید. نشان امیدوار است تا بررسی، انتقادها و پیشنهادهای این میزدگر به یافتن راه حل های مناسب برای برگزاری هر چه بهتر دوسالانه های طراحی گرافیک در ایران منجر شود.

اطلاعات و اتفاقات این دوسالانه ها در زیر آ مده است:

رییس دوسالانه: سید محمد احصایی، دبیر دوسالانه: امراله فرهادی آردکپان، رییس شورای طرح و برنامه: حبیب الله صادقی، شورای طرح و برنامه: آیدین آغداشلو، مصطفی اسدالهی، صداقت جباری، ابراهیم حقیقی، حسین خسروجردی، قباد شیوا، رضا عابدینی، مجید عباسی، مصطفی گودرزی، فرشید مثقالی، ساعد مشکی، علیرضا مصطفی زاده ابراهیمی، مسعود نجابتی

الف. بخش طراحی گرافیک معاصر ایران شامل قسمت های متفاوتی بود:

۱. نشانه و نشانه نوشته، ۲. طراحی جلد، ۳. صفحه آرایی، ۴. طراحی صفحات وب و مالتی مدیا، ۵. آگهی مطبوعاتی، ۶. آگهی شهری، ۷. بسته بندی، ۸.پوسترهای جنبی با موضوع های ترافیک، گفت و گو، میراث فرهنگی.

گروه انتخاب آثار: فرزاد ادیبی، شهرزاد اسفرجانی، مصطفی اوجی، کوروش پارسانژاد، علی رشیدی، صداقت جباری، سیامک فیلی زاده، ایمان متقی راد، علیرضا مصطفی زاده ابراهیمی

گروه داوری: آیدین آغداشلو، شهرزاد اسفرجانی، صداقت جباری، امره سنان (ترکیه)، فرشید مثقالی، علیرضا مصطفی زاده ابراهیمی، مسعود نجابتی

ب. بخش جهانی پوستر تهران

در کنار دوسالانه ی پوستر تهران چند نمایشگاه دیگر به شکل جانبی برگزار شدند:

مرتضی ممیز، طراحی سر در سینما، بزرگداشت صادق بریرانی.

نمایشگاه آثار مروین کورلانسکی، نمایشگاه ۱۰۰ پوستر فرانسوی، نمایشگاه پوسترهای آنته لنز و ونسان پروته

گروه انتخاب آثار: مصطفی اسدالهی، حسین خسروجردی، یان رایلیش (جمهوری چک)، قباد شیوا، رضا عابدینی، مجید عباسی، ساعد مشکی

گروه داوری: سید محمد احصایی، ابراهیم حقیقی، وانگ ژو (چین)، امره سنان (ترکیه)، قباد شیوا، دانیلا هاوفه (آلمان)، ورنر یکر ( سوییس)

در این دوسالانه:

. فرشید مثقالی جایزه ی ویژه ی ایکو گرادا را برای یک عمر تلاش از مروین کورلانسکی (نماینده ی ایکوگرادا در دوسالانه ی جهانی پوستر تهران) دریافت کرد.

. چهار سخنرانی و یک میزگرد با موضوع تایپوگرافی برگزار شد.

سخنرانان و شرکت کنندگان میزگرد، مسعود سپهر، قباد شیوا، رضا عابدینی و فرشید مثقالی بودند.

. هر یک از مهمانان خارجی سخنرانی همراه با نمایش آثارشان برگزار کردند.

مشکی : این نشست به نوعی آسیب شناسی دو سالانه ی نهم است و اتفاقات جانبی آن. نگاه هم بیش از آن که انتقادی باشد، ارائه ی پیشنهادهایی است تا شاید در دوسالانه های بعدی مؤثر باشد. در عین حال از کسانی که درگیر بخش های گوناگون دوسالانه بودند، خواستیم در این جلسه حضور داشته باشند. واقعیت این است که دوسالانه به یک نمایشگاه تبدیل شده است که علاقه مندان گرافیک یا طراحان گرافیک از آن دیدن می کنند. بنابراین شاید بیش تر شبیه یک محفل خودمانی است و طبعا تأثیر چندانی هم به جا نمی گذارد. بحث این است که این دوسالانه چطور می تواند نزد مثلا مسئولین صنایع و وزارت خانه ها و روابط عمومی شرکت های بزرگ که به نوعی با گرافیک سر و کار دارند از اهمیت بیش تری برخوردار شود. این سازمان ها چطور می توانند به این جریان راه پیدا کنند؟ این اتفاق، هم در ایجاد بازار کار برای طراحان گرافیک مؤثر است و هم سفارش دهنده ها با دنیای گرافیک حرفه ای بیش تر آشنا می شوند.

حقیقی : این یک بخش است، بخش دیگر این که دلیل اصلی برگزاری دوسالانه های هنری – حداقل در مورد دوسالانه ی نقاشی به این شکل است – فرصتی است برای طرح فکرهای تازه و حرف های نو. این اتفاقی است که هر چند سال یک بار برای نمایش کارهای نسل های جدید و تازه نفس یا آدم های قدیمی تر که ممکن است به مفاهیم تازه ای دست یافته باشند، رخ می دهد. اگر بخواهیم همین تعریف جهانی را در مورد دوسالانه ی خودمان هم تعمیم دهیم، باید از خودمان بپرسیم: آیا دوسالانه ی گرافیک ایران قادر است در چنین تعریفی بگنجد؟ در عمل، دوسالانه نمایشگاهی است از آثاری که بر دیوارها نصب می شوند و بعد از اتمام جمع می شوند و به کلی به پایان می رسد. در این میان گویی کسانی که انتفاعی می برند، برگزارکنندگان هستند و کارنامه ای که از کارکردشان درست می کنند. این جریان چه از نظر دولتی و چه از زاویه ی انجمن در حقیقت وظیفه ای بوده برای برگزاری دوسالانه ای دیگر و هیچ بازتابی از آن را در جامعه نمی بینیم. حتی نمی دانیم بازتاب مؤثری در میان خود طراحان گرافیک هم داشته یا نه. انگار موضوع بیش تر نمایش دادن آثار و خودنمایی یا جایزه گرفتن است و همه ی دوسالانه های ما، حتی دوسالانه ی گرافیک مان که این همه برایش زحمت کشیدیم، هم به همین سمت کشیده شده است. در جلسه ی قدردانی از دست اندرکاران برگزاری دوسالانه از حدود ۲۵۰ نفر تقدیر شد. یعنی ۲۵۰ نفر کار کرده اند تا یک نمایشگاه بزرگ برگزار شود. من در حقیقت به نوعی نقطه نظرات منفی خودم را بیان می کنم…

مشکی : اگر درست فهمیده باشم سؤال شما این است که آیا دوسالانه چنان که می باید چکیده گرافیک ما طی این چهار سال یا دو سال بوده است و آیا اصولا چنین وظیفه ای بر دوش دوسالانه هست یا نه؟

حقیقی : تصور من این است که وظیفه ی هر دوسالانه ای نمایش و ارائه ی حرکت های نو سال های گذشته است و این که از این طریق، راه های تازه ای بگشاید. قرار است در هر دوسالانه نسل تازه ای با حرف تازه ای بیاید و اثر این تازه نفسی در دوسانه پدیدار شود. اما هیچ گاه در این جا چنین اتفاقی نیفتاده است. جوان ها کارهایی برای خودشان انجام می دهند و نمایشگاه های شخصی برگزار می کنند که به عقیده من تأثیرگذاری چندانی ندارد. بنابر این دوسالانه تنها محلی برای نمایش می شود. به همین خاطر است که من اسم دوسالانه را می گذارم «نمایشگاه بزرگ».

مثقالی : به نظر من تعریف ابراهیم حقیقی تعریف درستی است. در هر حال دوسالانه مجالی است برای نشان دادن و به نمایش گذاشتن. اما هر واقعه ی این چنینی یک رسالت و یک تعریف دارد؛ مثلا دوسالانه ی ونیز و یا دوسالانه ی ورشو که هر کدام نمایش دهنده ی نوع خاصی از ایده ها و تفکرات بخصوصی هستند. به نظر من، رسالت دوسالانه در مملکت ما تفاوت دارد. در خارج از ایران – مثلا اروپا – همه ی هنرها با هم در ارتباط تنگاتنگ قرار دارند و همه ی هنرمندان به گونه ای بر همه ی زوایای یک محوطه، احاطه دارند. ما وضعیتی به کلی متفاوت داریم، فضای ما، فضایی بسته است. اگر اینترنت نبود، شاید ما واقعا با هیچ اتفاق زنده ای در خارج از خودمان ارتباطی نداشتیم. بنابراین اگر تصور کنیم رسالت دوسالانه در این کشور عرضه کردن آخرین پدیده های گرافیک ایران است، بخش کوچکی از آن باید به اهداف آموزشی هم بپردازد. آموزش برای این مدار بسته. به نظر من معضلی است که ما در بخشی از دوسالانه، نخبگان غربی را می آوریم و نمایش می دهیم و این تصور را ایجاد می کنیم که تعریف گرافیک همین است. در حقیقت در جاهای دیگر دنیا نمایشگاه های اصلی در خیابان ها است، در روزنامه فروشی ها، در سوپرمارکت ها، در زندگی واقعی، بسته بندی ها، آگهی های تلویزیونی… این به نوعی بخش اصلی نمایشگاه است و بخش جنبی، فعالیت های صرفا شخصی گرافیک است. به نظر من دعوت از مهمان های خارجی در هر دوره، در جهت جذب اطلاعات یا اندیشه های نوین کاری نمی کند. شاید تنها باعث تحریکاتی شود و در جوان ها تأثیراتی موقت بگذارد و این فکر را ایجاد کند که باید مثل آن ها کار کنند. من نمی گویم این نگرش درست یا نادرست است ولی معتقدم باید جوان ها را خیلی وسیع تر از این با دنیا ارتباط بدهیم. مثلا سازمان های تبلیغاتی مختلف را معرفی کنیم یا آن ها را با فضای استودیوهای طراحی آشنا کنیم که بدانند یک استودیو به طور واقعی چه کاری انجام می دهد. شما می بینید یک طراح بزرگ غربی یکی از بهترین طراحی هایش را بر اساس فرمی که مردم برای یک شرکت حمل و نقل کالا پر می کنند، انجام داده است و این از افتخاراتش محسوب می شود، اما در این جا برای یک نمایشگاه با موضوع «سر برگ» هیچ کاری دریافت نمی کنیم. خوب علت چیست؟ همین جریانات است که بقیه ی شاخه ها را بی اعتبار کرده، این جا اعتبار فقط پوستر است و آن هم فقط پوستر فرهنگی. من خطابم به انجمن و شورای برنامه ریزی دوسالانه است، چون اعتقاد دارم این دو در این جریان نقش عمده دارند و در واقع یک نوع سیاست گذاری می کنند.

وظیفه ی دوسالانه ی ما با دوسالانه ی ورشو متفاوت است. ما یک رسالت داخلی داریم. یک بده بستان در داخل باید صورت بگیرد، حتی اگر فکر کنیم فقط طراحان گرافیک به تماشای آثار دوسالانه می آیند، اما همین دسته هم باید تأثیر بگیرند. امسال بخش ملی ما بسیار ضعیف بود، باید علت را پیدا کرد. واقعیت این است که مدرسه ها و دانشکده های هنری ما به جای آموختن و ساختن، بسیاری از چیزها را خراب می کنند.

آموخته های ما در زمان خودمان از دیدن کتاب و مجله تا سفر کردن و تماشای فیلم بود و مجموعه ی این ها ما را آموزش داد. بچه های الان از این آموزش محروم اند و با این وصف اگر دو سال یک بار قرار است دری به نام دوسالانه باز شود، باید بسیار با دقت انجام شود. مهم تر از همه این که اصولا چه چیز را باید نمایش بدهیم و یا به چه چیز باید جایزه بدهیم. کمک کنیم جوان ترها کارهای شان را به محافل هنری خارج از کشور بفرستند، اما برای داخل کردن آثار خارجی ها باید کمی با ملاحظه تر رفتار کنیم.

مشکی : فکر می کنید دیدگاه نسل جوان نسبت به این حرف شما چیست؟ آن ها در دسترس داشتن وسایلی که شما در اختیار نداشتید مثل ماهواره، اینترنت و استفاده ی ۲۴ ساعته از همه گونه وسایل ارتباطی، آیا نمی توانند امکانی که شما با خواندن کتاب یا تماشای فیلم یا سفر به دست می آورید، به دست آورند؟ برای دیدن تمام آثار یک دوسالانه از طریق اینترنت یک ساعت کافی است.

مثقالی : دوسالانه ها تمام زندگی نیستند. نسل جوان با کل گرافیک جهان معاصر خود آشنا نیست، نمی داند مثلا در مجله ی تایم چه می گذرد…

مشکی : آقای راد نظر شما که از نسل جوان هستید در این باره چیست؟

ایمان راد : به نظر من از یک دوسالانه نمی شود همه جور توقعی داشت، دوسالانه موقعیتی کوچک است برای کل جریان گرافیک در ایران یا هر جای دیگر دنیا، بنابراین نمی توانیم انتظار داشته باشیم بار همه ی مسائل را به دوش کشد.

مثقالی : نه، ولی می تواند نمونه برداری کند. من می گویم یکی از وظایف دوسالانه، نمایشگاه های جنبی است که در آن ها باید طیف وسیعی پوشش داده شود.

بچه های ما باید با طراحی جلد کتاب در خارج از ایران آشنا شوند، باید ببینند در کشورهای دیگر، طراحی کاتالوگ به چه شکلی است، بگذریم از نمایشگاه هایی که در آن هنرمندان همه جور آرتیست بازی در می آورند و درست هم هست. تعریف دوسالانه برای ما با نمونه ی غربی اش متفاوت است. ما امروز در طراحی دکوراسیون، ساختمان و همه چیزمان از روی مدل های «دُبی» «کپی برداری» می کنیم. چرا؟ چون تعداد زیادی از مردم می روند آن جا را می بینند. فراموش نکنیم ما مملکت بسته ای هستیم.

در کشورهای دیگر انواع و اقسام پوستر هست، اما تمرکز ما این جا روی پوستر فرهنگی است. وقتی نمایشگاه برگزار می کنیم باید سودمند باشد. با ۲۵۰ نفر که زحمت می کشند و میلیون ها تومان سرمایه، درست نیست که فقط ۴۰۰ نفر بیایند و ببینند. فضایی که بی جهت نخبه پروری بی اصول می کند. من در دانشگاه در کلاس های کارشناسی ارشد اولین سؤالی که از دانشجویان می پرسم این است که چرا می خواهی کارشناسی ارشد بگیری؟ اکثرا جوان هایی هستند که کار می کند و دل شان می خواهد از این طریق کار فرهنگی هم بکنند، در حالی که حتی طراحان گرافیک خوبی نیستند. در سرتاسر دنیا گران ترین مدیران هنری در پر تیراژترین مجله های دنیا فعال هستند. مدیر هنری تایمز گران ترین مدیر هنری در کل امریکا است و کارش این است که محافظه کارترین یا واضح ترین شکل را به وجود آورد. اگر بخواهیم برای جوانان بازار کار فراهم شود باید آن ها را متوجه روزنامه ها و نشریه ها کنیم. در ایران همان طور که گرافیک به معنای پوستر فرهنگی است، تصویرگری هم به معنای تصویرسازی کتاب کودک است. این در حالی است که در مجله ها و نشریه های معتبر دنیا باید هر روز برای مقالات سیاسی تصویرسازی صورت گیرد. یک مفهوم تصویری در سطح بالا و قابل درک. بازار انتشارات به شدت فقیر است…

رشیدی : آقای حقیقی می گویند در دوسالانه باید آخرین پدیده ها و نوگرایی ها ارائه شود و همه بروند، ببینند، تأثیر بگیرند و آموزش داده شوند، اما این که صرفا حالت نمایشگاهی پیدا کند هیچ فایده ای ندارد. صرف دیدن، تأثیر گرفتن و آموزش نیست. آقای مثقالی بحث نمایشگاه های جانبی را مطرح می کنند برای فراهم آوردن فرصتی که جوانان احاطه ی بیش تری بر همه ی جوانب داشته باشند.

من فکر می کنم باید انتظار خودمان را از دوسالانه یکدست کنیم و به یک نقطه ی مشترک برسیم. این که مثلا قرار است دوسالانه آموزش را هدف قرار دهد و یا نمایش آخرین آثار و رخدادهای هنری باشد؟ باید انتظارمان را مشخص کنیم.

مشکی : در شورای سیاست گذاری، هدف گذاری مشخصی انجام نشد و شاید اگر اصرارهای آقای مثقالی برای برگزاری بخش ملی نبود، این بخش هم به وجود نمی آمد و مثل گذشته بخش بین المللی پوستر ادامه پیدا می کرد.

حقیقی : آقای مثقالی معتقدند که با برگزار کردن دوسالانه ی داخلی به گونه ای نقیصه ی آموزشی مان را در حد امکان و بضاعت جبران کنیم…

ایمان راد : فکر می کنم ما همه جا برای خودمان رسالت آموزش در نظر می گیریم. اما آموزش امری جدا از عمل نیست و هر عمل ما ناخودآگاه آموزش است. کارهای ما دیده می شوند و باعث آموزش چیزهایی خواهند شد. این نیست که ما حتما هدف دوسالانه را آموزش دادن بگذاریم. برآیند دو سال کار نمایش داده می شود و در این بین تأثیر آموزشی هم دارد. گرافیک بدنه ای دارد که شامل بخش های مختلفی می شود مثل آموزش آکادمیک، کتاب، نمایشگاه و جشنواره که هر کدام باید کار خودشان را انجام بدهند. اگر ما در عرصه ی کتاب و ترجمه ده سال است که یک کتاب و یک اثر ماندنی و معتبر نداشته ایم مشکل از دوسالانه نیست. اگر دغدغه ی نظام آموزشی داریم و نقص هایی احساس می کنیم ضعف ها را به دوسالانه انتقال ندهیم. بگذاریم دوسالانه راهش را ادامه دهد و کارش را بکند و آموزش را به صورت زیربنایی اصلاح کنیم. اگر دغدغه ی آموزش داریم سراغ نظام آموزشی برویم.

مثقالی : به نظر من برداشت شما از کلمه ی آموزش برداشت درستی نیست. خود شما هم می گویید که هر چیزی در دوسالانه نصب شود آموزش می دهد، اما ما می گوییم چه چیزی روی دیوار برود، نمی خواهیم درس بدهیم. آیا آخرین پدیده های گرافیک جهان را بگذاریم یا چیزی که به درد همین جا بخورد و مصرف داخلی داشته باشد؟ با این همه زحمت و این همه هزینه ممکن است سی نفر تأثیر بگیرند و کار نوینی انجام دهند. اگر در یک بخش جنبی مثلا صفحات روزنامه ی گاردین را بگذاریم تا بچه ها ببینند یک روزنامه چطور بسته می شود، چطور برایش عکاسی می کنند یا تصویرسازی، خیلی مؤثرتر است.

ایمان راد : صدها کتاب در تشریح و آموزش این چیزها هست که ترجمه نشده است!

مثقالی : این دو نافی هم نیستند، کتاب و مطالعه سر جایش، ما می گوییم دوسالانه ها جای ارائه ی کارهای بیش تری هستند که مفید باشند. از آن همه پوسترهای درخشان داخلی ِ روی دیوار دوسالانه چرا در خیابان ها خبری نیست؟

حقیقی : در جریان دوسالانه جز روز اول که جمعیت بسیار زیاد بود و از فرط ازدحام اصلا نمی شد کار دید، تعداد بینندگان روزهای بعد بسیار کم بودند. روزی ۱۰ تا ۲۰ نفر. این است آن همه جوان مشتاق که طراح پوستر فرهنگی هستند و در همه ی سایت ها حضور دارند و می نویسند؟ اگر وظیفه ی دوسالانه از نظر دولتی و انجمن در همان روز اول تمام می شود، از نظر خود طراحان گرافیک هم همین طور است؟ ما نمایشگاهی می گذاریم از بضاعتی که داریم و متأسفانه هیچ قصد دیگری هم پشت آن نیست. شاید بتواند بخشی از هدف مان آموزش باشد و یا نمایش دادن بخش هایی که در طول سال به آن نمی پردازیم. حال باید به عنوان آدم های موظف چه در دانشگاه، چه در انجمن و چه در شورای برگزاری دوسالانه، طرحی پیدا کنیم تا حرکات بعدی را اصلاح کنیم. مثلا در این دوسالانه چون بخش ملی داشتیم شاید بد نبود اگر به جای بخش صد پوستر آماده فرانسوی چیزی می گذاشتیم که این بخش را پر رنگ تر می کرد، اما هنوز داریم پوستر نمایش می دهیم و آن را مهم ترین عنصر معرفی می کنیم و به چیزهایی مانند گرافیک تبلیغاتی، بسته بندی، طراحی روی جلد کتاب نمی پردازیم. در مورد جلد کتاب، طراحان و ناشران با هم کنار می آیند و نتوانسته ایم آن ها را بررسی کنیم. در حالی که جلد کتاب از مواردی است که طراحان ما همیشه در آن زورآزمایی و خودآزمایی کرده اند، شاید بشود آن را متحول تر کرد. چرا از این همه تعداد زیاد دانشجویان دختر که در مقایسه با پسران ۹۰ به ده هستند، تعداد اندکی از آن ها در دوسالانه شرکت می کنند و تعداد پسرهای شرکت کننده بیش تر است؟ آیا این به نقیصه ی آموزش بر نمی گردد ظاهرا ما از بضاعت مان نمایشگاهی برگزار می کنیم و دل مان می خواهد هر چه بزرگ تر و با شکوه تر هم باشد. به کیفیت کم تر بها می دهیم اگر کمیتی هم باشد ناتوانیم از سنجش و آمارگیری…

مشکی : اما آقای حقیقی این همه مسئولیتی که شما بر دوش دوسالانه می گذارید بسیار سنگین است. فکر می کنم مشخص کنیم که آیا می خواهیم تعریف جدیدی از دوسالانه در این کشور داشته باشیم!

علی رشیدی : معتقدم در دوسالانه به هر بخش دیگری از قبیل بسته بندی، تبلیغات، هویت سازمانی و … هم که بپردازیم این نسل علاقه مند نیست که بیاید و یاد بگیرد. نمی خواهم بد بگویم اما حقیقت این است که نسل جدید نسل عجولی است. نسلی که در پی راه حل های ساده است و گرافیک ما هم جدای از این جریان نیست. از طرفی اهداف برگزارکنندگان، داوران و شرکت کنندگان دوسالانه نیز اهداف بسیار شخصی است. انجمن صنفی برگزار می کند تا قدرت نمایی کند. دوسالانه به انجمن اعتبار می دهد. چندان مهم نیست که غیر از برگزاری نمایشگاه چه اتفاقی می افتد. کسانی هم که در دوسالانه شرکت می کنند دنبال چاپ شدن کارشان در کاتالوگ هستند تا دنبال خود دوسالانه. از طرفی برای اعضای هیئت داوران در بخش ملی هم هدفی مشخص نشده بود. آن ها با هم نگاهی شخصی کارها را انتخاب می کردند. با وضعیت موجود اگر مقدار نمایشگاه های جانبی بیش تری هم جمع شود و به نمایش گذاشته شود، بازتاب آن همین خواهد بود. این نسل حوصله ندارد که به این شکل آموزش داده شود. سطح آموزش در همه جا در حال پایین آمدن است. نسل جوان می خواهد به سرعت معروف شود و جایزه ببرد. به دنبال این مسائل است و از هر محملی هم استفاده می کند.

مثقالی : ببینید در این دوسالانه گاهی گفته می شد به فلانی جایزه ندهید چون از دفعه ی بعد همه ی کارها شبیه این کار می شود، پس اثرگذاری وجود دارد، اما مسئله ارزش گذاری هم هست. این که تکیه بر پوستر باشد، تعریف گرافیک می شود پوستر و این تعریف با چیزی که در جامعه ی ما هست متناقض است. من می گویم با تکیه بر چیزهای دیگر شاید بتوان حساسیت ها را بیش تر کرد و یا حساسیت هایی به وجود آورد. اگر من فیلم انیمیشن ساختم، دلیلش این بود که در دومین فستیوال فیلم کودکان، فیلم دیدم و هیجان زده شدم! به نظر من مواردی که مورد مصرف بیش تری دارند نیاز به پرداختن دارند. شما نتوانستید ده پوستر طراحی شده برای دوسالانه را حتی پخش کنید. پوستر ۱۰۰×۷۰ را هم نمی توان درهیچ جا نصب کرد. سؤال من این است : چرا برای چیزی به این کم مصرفی، این همه وقت و هزینه می گذاریم؟ من از این زاویه نگاه می کنم که برای طراحان کار به شکل حرفه ای ایجاد شود.

ایمان راد : ما در یک کشور پر مشکل کار می کنیم، اما ریشه ی همه ی مشکلات که در دوسالانه نیست! در گرافیک تجاری و تبلیغاتی مشکل داریم اما هر جریان چرخه ای دارد. گرافیک تبلیغاتی را پول و سرمایه می چرخاند و گرافیک فرهنگی را اوضاع سیاسی و اجتماعی. در دوران پس از ۱۵ خرداد اوضاع فرهنگی ما رشد کرد طرح روی جلد هم بسیار رشد کرد و این همه به دلیل اوضاع فرهنگی اجتماعی بود و به آموزش و دوسالانه هیچ ارتباطی نداشت. در گرافیک تجاری هم اگر اقتصاد ایران رشد کند، این نوع از گرافیک هم شکوفا می شود. دوسالانه نمی تواند پاسخگوی همه ی این ها باشد. هنوز هم فکر می کنم بهترین راه حل این است که نمایشگاه های جنبی برگزار کنیم و دوسالنه پوستر هم سر جایش باشد. مثلا در کنار نمایشگاه کتاب، نمایشگاهی از طراحی های روی جلد بگذاریم که بازدیدکنندگان اش به جز طراحان گرافیک، ناشران هم هستند یا مثلا صفحه آرایی نشریات با جشنواره ی مطبوعات برگزار شود.

رشیدی : به نظر شما هدف دوسالانه چیست؟

ایمان راد : به نظر من گزیده ی کارهای گرافیک دو سال یک کشور. من کاتالوگ این دوسالانه را با دوسالانه ی قبل مقایسه کردم. ما در دوره ی قبلی در بخش آثار ایرانی، کارهای ضعیفی داشتیم و ضمنا بیش تر پوسترها چاپ دیجیتال بودند. اما در عرض همین سه سال بخش پوستر پیشرفت بسیاری کرده بود. شاید اگر بخش های دیگر هم این قدر هدفمند بودند، همین اندازه رشد می کردند. لزوما با بها دادن ما به تبلیغات، مشکلات حل نمی شود و یا تا وقتی که کتاب منتشر نشود نیرو گذاشتن روی بخش طراحی جلد بی معنی است.

رشیدی : به هر بقالی ای که بروید تعداد زیادی بسته بندی می بینید، اما در مقابل ۱۱۰۰ پوستر ارسالی برای دوسالانه ۱۰۰ بسته بندی هم نداشتیم، چون به پوستر اهمیت بیش تری داده بودیم هر کس خودش را ملزم دانسته بود پوستر ارسال کند. حتی من می شناختم کسانی را که پوستر نداشتند و مخصوص ارسال برای دوسالانه آن را چاپ کرده بودند. پوسترهایی که سفارش دهنده نداشتند. اما انگار چون علاقه ندارند به عنوان طراح بسته بندی معرفی شوندریال اصلا از طراحی بسته بندی خبری نبود!

مثقالی : این همه طراح گرافیک جوان در دفاتر مشغول کار گرافیک تبلیغاتی هستند ولی نباید به گونه ای باشد که زیر میزی و یواشکی کار کنند. همه تلاش می کنند تا پوستر فرهنگی کار کنند، برخی استعداد دارند ولی کسانی هم هستند که هیچ استعدادی ندارند ولی باز هم پوستر فرهنگی کار می کنند.

حقیقی : دوسالانه بهانه ای است برای این که نتیجه بگیریم و قدم های بعدی را درست برداریم. این مبحثی که مطرح شد در حقیقت به تفکر اجتماعی ما مربوط است و اندیشه ای است که از خیلی وقت پیش به آن دچاریم یعنی از همان روزی که نقاشانی که کارهایی تبلیغاتی می کردند به طعنه و طنز به «نقاشان تبلیغاتی» معروف شدند و این روند همچنان ادامه دارد. ارزش کارهای تبلیغاتی از تعرفه ی انجمن در مورد قیمت هر کاری به خوبی مشخص است و این در مورد کارهای فرهنگی بالعکس است که با قیمت کم تری هم انجام می شود. این یک نگرش است و دو گونه تقسیم بندی همچنان پابرجا است: یکی ویترین های فرهنگی مان که اجناس ذهنی مان را در آن نمایش می دهیم و خود را در آ ن به مقام و مرتبه یک هنرمند – که در این مملکت ارج و ارزش دارد – نزدیک می کند. سنجه ی ما و ملاک قضاوت ما بر اساس هنر است و وقتی به بخش تجاری می رسیم آن را بی ارزش تلقی می کنیم. نمی گویم درست است یا نادرست تنها می گویم یک تفکر جمعی حاکم در کشور ما است.

مثقالی : بله … اما من می گویم آیا به دلیل شرایط خاص خودمان، نباید دوسالانه را از این حالت صد در صد هنری خارج کنیم و کمی هم به بخش های دیگر مثلا مطبوعات بپردازیم و یا تبلیغات را تقویت کنیم … یعنی به آن چیزهایی که بیش تر ضرورت جامعه است نه صرف کار هنری… حالا من یک سؤال از ایمان راد دارم، نسل جوان چه نظری داشتند؟ راضی بودند؟

ایمان راد : کسی می گفت نسل جوان و نسل جدید گستاخ و بی سواد است. البته در واقع گستاخ هست، همه چیز را زیر سؤال می برد اما بیش تر ادعا است. چون از ۵۰۰ طراحی که متعلق به این نسل است شاید ۲۰% در دوسالانه شرکت کردند یا کار فرستادند.

مثقالی : یعنی بیش تر کارها رد شد؟

حقیقی : تعداد آثاری که در بخش ملی پذیرفته شد از ۲۵۳ نفر بود، که ۱۸۲ نفر مرد بودند و ۷۱ نفر زن.

مثقالی : آقای راد شما که خودتان در هیئت انتخاب آثار بودید، آیا کارها غیرعادلانه رد شد؟

ایمان راد : نه غیرعادلانه نبود، اما فکر می کنم میانگین سنی داوران ما بالا است. من می گویم این اختلاف سنی بین داوران و میانگین سن شرکت کنندگان شاید باعث قضاوت های جهت دار یا انتخاب گرافیک خاص تری شود.

مشکی : به نظر من بحث اصلی برمی گردد به این که شورای سیاست گذاری دوسالانه هدف مشخص و واضحی حتی برای هیئت داوران، تعیین نکرده است. چیزی که بتوانیم بگوییم برآیندش مشخص و معلوم باشد. مثلا ویژگی های دوسالانه ی ورشو مشخص است؛ این که چه کارهایی به این دوسالانه راه پیدا می کنند هم معلوم است. چون نوع انتخاب و مسیر و اهداف دوسالانه یک مسیر تعیین شده و روشن است. وقتی سیاست گذاری های یک دوسالانه معلوم باشد هدف هم به راحتی به دست می آید. ما به دلیل مشکلات فراوانی که در برگزاری دوسالانه داشتیم، نتوانستیم هدف گذاری مشخصی هم داشته باشیم.

مثقالی : در هر دوره باید با یک سیاست تعیین شده به یک موضوع مانند روی جلد، تبلیغات، مطبوعات و … بپردازیم. شاید هم لازم باشد هر دوره یک بار به یک موضوع پرداخته شود چون ما در طول دو سال این همه کار در همه ی زمینه ها برای نمایش نداریم، مثلا یک بار تبلیغات، یک سال کتاب و نشریات …

مشکی : اگر اجازه می دهید جمع بندی از بحث داشته باشیم. همه معتقدند که در کنار دوسالانه ی پوستر می توانیم نمایشگاه هایی از موضوعات مورد نیاز، به خصوص برای نسل جوان داشته باشیم. همچنین همگی پیشنهاد می کنند که در فاصله ی دوسالانه ی پوستر دوسالانه های دیگری با موضوع های دیگر مانند روی جلد کتاب یا نشریه ها داشته باشیم. نکته ی مهم دیگر این که شورای سیاست گذاری هدف و مسیر مشخص تری برای دوسالانه یا دوسالانه ها تعریف کند تا این اتفاق مهم و پر هزینه، هم در میان کسانی که مستقیم یا غیرمستقیم با آن در ارتباط اند مطرح شود و هم گروه برگزارکننده و داوری هدفمندتر عمل کنند. شاید لازم باشد درباره ی ساختار گروه داوران از نظر سنی، تعداد و ترکیب آن ها هم نگاهی دوباره شود. ظاهرا اختلاف نظر درباره ی اهداف دوسالانه بیش تر است. این اختلاف در چگونگی انتخاب نمایشگاه های جانبی نمود خواهد داشت.

باید مشخص شود که آیا هدف از دوسالانه صرفا نمایش آثار برگزیده در دو سال گذشته است یا در کنار آن قصد یا اهداف دیگری مانند آموزش و ایجاد ترک تازه در جامعه را هم داریم. انتقاد دیگری که بر دوسالانه وارد است این که به لحاظ مادی و انسانی مصرف می شود بهتر است سفارش دهنده ها هم با گرافیک روز ایران آشنا شوند و قابلیت ها و توانایی های بهتر به معرض نمایش گذاشته شود تا هم بازار کار برای طراحان گرافیک مهیا شود و هم در بالا بردن سطح و نگاه سفارش دهنده ها تغییر حاصل شود.

از طرف نشان از همه سپاسگزاریم.