باستان شناس یا عکا س

(فصلنامه فراایران، شماره نهم)

ژاک دو مورگان و عکسهای نخستین ماموریت علمی او در ایران (۱۸۹۱-۱۸۸۹)

باستان شناس یا عکا س

عطا آیتی

اخیرا مجموعه ای از عکس هایی که باستان شناس فرانسوی، ژاک دومورگان طی اولین ماموریت علمی خود در ایران تهیه کرده بود توسط عطا آیتی، از محققان ایرانی مقیم فرانسه در نزد عتیقه فروشی از اهالی شارتر (Chartres) فرانسه کشف شد. اصالت و ارزش فرهنگی و علمی این مجموعه توسط برخی صاحب نظران تایید شد و آنگاه با یاری دکتر احسان نراقی، یکی از ایرانیان خیر اروپا به نام خانم حمیرا ایازی هزینه ی خرید عکسها را برعهده گرفتند. پس از خریداری، عکس ها توسط عطا آیتی فهرست بندی و در ۴ آلبوم گنجانده و به موطن اصلی خود ایران بازگردانده شد. این آلبوم ها اینک در آلبومخانه ی کاخ گلستان نگاه داری میشوند و میتواند به عنوان راهنمایی گران بها پژوهشگرانی را که در مورد تاریخ، جامعه و مردم ایران در پایان دوره ی ناصری تحقیق می کنند، یاری دهد. در این مقاله، عطا آیتی مختصری از زندگی دومورگان، چگونگی عکس های مورد بحث و جنبه های فرهنگی و علمی آنها را بررسی کرده است.

ژاک ژان ماری دومورگان (Jacques Jean Marie de Morgan) در سوم ژوئن سال۱۸۵۷ میلادی در یک خانواده ی اشرافی در شهرک اویسو سورکوسون (Huisseau-sur-Cosson) به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و دوره ی متوسطه را در همان شهرک به اتمام رساند. شوق جوانی او را به سوی جمع آوری عتیقه سوق داد. برای ادامه ی تحصیل به پاریس رفت و پس از پایان تحصیلات در «مدرسه ی معدن شناسی» در سال ۱۸۸۲ به کسب دیپلم این آموزشگاه نایل آمد. در دوران تحصیل در این مدرسه کفایت خود را در زمینه ی باستان شناسی بروز داد، به طوری که پس از اخذ دیپلم معدن شناسی بلافاصله به ماموریت های حفاری در شمال اروپا اعزام شد. (یادآوری می شود که برادر بزرگ او، هانری دومورگان نیز قبل از وی پا به عرصه ی تحقیق در زمینه ی باستان شناسی آمریکا گذاشته بود.) پس از انتشار نتایج پژوهش های دومورگان، وزیر آموزش و پرورش فرانسه او را به دو ماموریت حفاری به هند و مالزی اعزام داشت، و از همین جا، بعدها تمایل علمی او متوجه شرق گشت. دومورگان با استفاده از تخصص اصلی خود در معدن شناسی، به منظور کسب سرمایه ی کلان با هزینه ی خود به اتفاق همسر و دخترش به قفقاز رفت و به مدت سه سال به کاوش پرداخت. در طی این اقامت توانست در زمینه های گوناگون علمی، از جمله در حوزه ی مردم شناسی، تحقیقات بکری صورت دهد. چاپ و انتشار این تحقیقات موجب شد تا وزیر آموزش و پرورش وقت، او را به عنوان مامور این وزارتخانه برگزیند. با کسب این مقام، و با استفاده از حمایت دو چهره ی سرشناس دیگر آن دوره، یعنی ماسپرو(Maspero)، باستان شناس و دکتر هامی (Hamy)، انسان شناس، امکانات اولین ماموریت او به ایران توسط آن وزارتخانه فراهم شد. بدین گونه، در سال ۱۸۸۹ به منظور شناسایی آثار باستانی، وضعیت جغرافیایی، و زمین شناسی ماموریت او در ایران شروع شد. به گفته ی خود دومورگان: «در ماه اوت سال ۱۸۸۹ بود که زندگی واقعی علمی من با اعزام به ایران آغاز شد. تا این زمان تلاش ها و فعالیت های علمی من هیچ ربط و هماهنگی با هم نداشت، همیشه طبق شرایط روز پیش می رفت.»۱

دومورگان، با ارایه ی برنامه ی ماموریت خود و تصویب هزینه ی آن که ۵۵۰ هزار فرانک بود (البته بعدا صد هزار فرانک به این مبلغ اضافه شد)، در هفدهم سپتامبر سال ۱۸۸۹ همراه با همسر اولش، نوامی دوسن مارتن mie de Saint Martin) (Noو پیش خدمتش، پیر وازلن (Pierre Vaslin)،از بندر مارسی به مقصد ایران حرکت کرد.

دومورگان در سفر خود به مقصد ایران با کشتی به بندر باتوم رفت، و از آنجا راهی بادکوبه شد. قبل از ورود به خاک ایران اقامت کوتاهی در قفقاز کرد و در آنجا مترجمی را به استخدام خود درآورد. بعد به بادکوبه بازگشت و از آنجا راهی ایران شد. از رشت، منجیل و قزوین گذشت و به تهران رسید و مورد استقبال کاردار فرانسه، پولزدیوا دولاپوپ (Paulze – d’Ivoy de la Poype)، قرار گرفت. دومورگان به اتفاق کاردار فرانسه در تهران، به منظور گرفتن فرمان به حضور شاه رفت. این دومین باری بود که او شاه را می دید. اولین بار، مربوط به زمان بازدید او از برادرش در انگلستان، مقارن با اولین سفر ناصرالدین شاه در ۱۸۷۳ به آنجا بود. این بازدیدها خاطره ی خوبی در او نگذاشته است، تا آنجا که در نوشته هایش پادشاهان قاجار، مخصوصا ناصر الدین شاه را مورد تمسخر قرار داده است.۲

بعد از چند هفته اقامت در تهران و بازدید از آثار باستانی پایتخت به دماوند رفت و تا ۵۶۷۰ متری قله صعود کرد. از آنجا به مازندران و شهرهای بارفروش (بابل کنونی)، ساری، اشرف (بهشهر کنونی) و استرآباد (گرگان کنونی) رفت. در هر کدام از این شهرها به مطالعه ی آثار باستانی و موقعیت جغرافیایی آنها پرداخت. از میان این شهرها، به خصوص شهر اشرف توجه او را به خود جلب کرد، تا آنجا که کاخ شاه عباس و مناظر اطراف این شهر را «ورسای ایران» نامیده است. همچنین به سواحل بحر خزر، گیلان، لنکران و آستارا رفت و مناطق رود ارس را مورد تحقیق قرار داد. ورود او به تبریز مصادف با ماه محرم بود. از مراسم عزاداری تبریزیان عکس برداری نمود. در خانه ی حسن علی خان گروسی، معروف به امیر نظام گروسی ساکن شد و با لامپر(M. G. Lampre)، آموزگار فرانسوی پسر امیر نظام (یحیی خان) آشنا شد. لامپر را به عنوان منشی خود در ایران برگزید. از این به بعد، لامپر دومورگان را در طی تمام ماموریت هایش در ایران که تا سال ۱۹۱۲ طول کشید همراهی کرد.

دومورگان سپس از تبریز راهی مناطق اطراف دریاچه ی ارومیه شد. از آنجا به مراغه رفت. بعد به میاندوآب و سرانجام به کردستان مکری رسید و مورد استقبال صفی الدین خان سردار، حاکم منطقه، قرار گرفت. در سردشت با یکی از دانشجویان اسبق مدرسه ی نظام سن سیر پاریس به نام فرخ خان برخورد کرد. از شهرهای بانه، سقز، سردارآباد و صحنه بازدید به عمل آورد. او شب نشینی های خود را در خانوادههای کرد، در زیر کرسی و سرمای ۱۷ درجه زیر صفر تعریف کرده است. با دیدن شهر همدان آرزوها و رویاهای جوانی اش برآورده میشود. او همچنین به شهرهای کرمانشاه، کنگاور، تیسفون، قصرشیرین و سرپل ذهاب۳سفر کرد. با استفاده از معابر پشت کوه به شهرهای لرستان و بروجرد، خرم آباد، دولت آباد، تویسرکان، نهاوند و اشترانکوه رسید و این مناطق را از لحاظ باستان شناسی و زمین شناسی مورد مطالعه قرار داد. اقامت طولانی او در آنجا و ملاقات های او با قبایل مختلف این نواحی او را از جنگ های قبیله ای و همچنین از شیوهی شبانگردی عشایر آگاه ساخت.

در اوایل ژوئیه ی ۱۸۹۱ و در گرمای ۳۳ درجه از دزفول به شوش رسید، به شهری که در ماموریت های بعدی، محل اصلی کاوشهای باستان شناسی او شد. ماموریت دومورگان در ایران بعد از سه هفته اقامت در شوش و پس از دیدن شهرهای خرمشهر و بوشهر به پایان رسید. سپس عازم مصر شد و بالاخره در اول اکتبر ۱۸۹۱ به پاریس بازگشت.۴

در این ماموریت، در ایران، او بیش از بیست هزار کیلومتر راه را در طی بیست و هفت ماه (هفتصد روز) پیمود. او در بازگشت به فرانسه جعبه ی مجموعه های عتیقه ی خود را، به اضافه ی سه نقشه که از مناطق بحر خزر، کردستان مکری و شوش تهیه کرده بود، به کشورش آورد. انتشار چهار جلد کتاب قطور او تحت عنوان ماموریت علمی در ایران، در سال ۵۱۸۹۴ نشانگر یادداشت هایی است که او درباره ی فعالیت های علمی خود در ایران تهیه کرده است.عکس های ژاک دومورگان در نخستین ماموریتش در ایران دومورگان بعد از انجام ماموریت خود در ایران چکیده ای از خاطرات خود را به سال ۱۸۹۳ در بولتن انجمن جغرافیای پاریس به چاپ رساند. او در پایان این نوشته از ۶۲۰ عکس که در خلال سفرش در ایران تهیه کرده بود سخن به میان آورده است.۶ یک سال بعد، در مقدمه ی جلد اول کتاب مربوط به ماموریتش، به نام مطالعه ی جغرافیای ایران، چنین می نویسد: «من تعداد ۷۵۰ ورقه (پلاک) عکس برداری از نوع ژلاتینو برومور دآرژان latino-bromure d’argent) (gو یک دوربین عکس برداری بدون پایه را با خود به ایران بردم. تمام وسایل عکس برداری توسط عکاسی گیومینو (Guilleminot)، واقع در شماره ی۶ کوچه ی شورون (Choron)در پاریس مهیا شده بود.»۷ در سال ۱۹۹۷ به مناسبت یکصدمین سال انعقاد قرارداد امتیاز عتیقه جویی بین دولت های ایران و فرانسه نمایشگاهی در موزه ی لوور برپا شد.۸ در همین زمان خاطرات دومورگان نیز به چاپ رسید. در بخشی از این کتاب می خوانیم: «خوشبختانه ماموریت من به ایران از ابتدا تا آخر به انجام رسید. نقشه هایی مهم، تعداد ششصد و پنجاه عکس، انبوهی یادداشت و مجموعه های گوناگونی از عتیقه را با خود به فرانسه آوردم.»۹ طبق شماره گذاری هایی که در مجموعهی عکس های خریداری شده ملاحظه می شود، آخرین عکسی که در بوشهر گرفته شده است به شماره ی ۶۲۲ ثبت شده است و با آنچه که دومورگان در چکیده ی خاطراتش درباره ی تعداد عکس هایش میگوید همخوانی دارد. ناگفته نماند که عکس های دومورگان ابتدا به روی مقوا به چاپ رسیده است، سپس آنها را به روی مقوای چاپی دیگری چسبانیده اند. این شیوه از تولید عکس در عصر او رایج بود.

اهمیت علمی و هنری عکس های دومورگان۱۰

بنابراین در میان باستان شناسانی که در تحقیقات خود از عکس برداری استفاده کرده اند باید از ژاک دومورگان نام برد. او نسبت به دیگران که این شیوه را به کار بسته اند با نگاهی وسیع و همه جانبه به واقعیات فرهنگی توجه مبذول داشته است. او در زیر بعضی از عکس های خود می نویسد که در چه ارتفاعی و در چه ضلع جغرافیایی، و یا در چگونه شبی مهتابی عکس برداری کرده است. عکس های به یادگار مانده ی او از آثار تاریخی و مردم نواحی مختلف ایران، از دید تاریخی، هنری و مردم شناسی بسیار سودمند و آموزنده است. بعضی از آنها به ما امکان می دهد تا از وضعیت یک ساختمان و معماری آن در عصر خود اطلاع پیدا کرده و براین اساس از نو نقشه ی آن بنا را تهیه کنیم. همچنین عکس برداری های او از اهالی، و از مسکن و پوشاک آنها، و از طرز قافله بندی کاروان ، صحنه های شکار، مار بازی، فرش بافی، عزاداری، حمام کردن و غیره به نمایش نامه نویسان و فیلمسازان، و پژوهشگران علوم اجتماعی امکان میدهد تا با سهولت بیشتری جنبه هایی از زندگی فرهنگی و اجتماعی گذشته را در قالب نمایش و تصویر و یا تحقیق و نوشتار منعکس نمایند. طرز لباس پوشی فرزندان مازندرانی، تالشی، کرد و ترک، و پوشاک مورد استفادهی طبقات فقیر و اشرافی تهران، و همچنین وضع کار و مسکن در مناطق مختلف ایران از موارد دیگری است که در تعدادی از این عکس ها دیده می شود. این موارد نیز میتواند به مطالعه ی تاریخ تحول بخشی از آداب و رسوم کشورما کمک نماید. یکی دیگر از فواید این عکس ها نشان دادن بعضی از مراسم فرهنگی مانند جشن میر نوروزی۱۱ است که به مرور زمان منسوخ شده است. (یک عکس از مجموعهی عکس های دومورگان مربوط به این جشن است). علاوه بر این در عکس های دومورگان برخی از ساختمان های آن زمان، و تعدادی از بناهای تاریخی مهم را که دیگر وجود ندارند می توان دید. و یا بناهایی که قسمت هایی از آنها نابود شده است، از قبیل آثاری در شهر اشرف، بخشی از ارگ تبریز، برج و باروهای مراغه، باغ شاه دزفول، و تاق دروازه های تهران.

عکس هایی نظیر آنچه که از اولین ماموریت علمی دومورگان در ایران به دست ما رسیده است به شناخت واقعیت های اجتماعی و جغرافیایی کشورمان در عصر او کمک شایان می کند. همچنین این عکس ها درواقع نشان دهنده ی نوعی پیوستگی فرهنگی میان تعدادی از نواحی ایران، از قبیل تالش، کردستان، خرم آباد، تهران، قزوین و تبریز، و همسایگان آن مانند گرجستان است؛ نواحی انسانی جغرافیایی که نمی توان آنها را با یک خط مرزی و مصنوعی از هم جدا کرد.

۱ moires de Jacques de Morgan (1857-1924), Souvenirs d’un

Mface de Jean Perrot, Paris;e Jaunay, prs par Andrpubli

Archeologue,

L’Harmattan, 1997, p. 251. ۲ (roman satirique), Paris, 1923.

J. de Morgan, Le Chah du Mabhoulistan۳ در بین فوریه و مارس سال ۱۸۹۱، دومورگان از منطقهی سرپل ذهاب بازدید به عمل آورد، و برای اولین بار به کشف منابع نفتی نایل آمد.او گزارش مفصلی در این باره برای مجلهی مدرسهی معدن شناسی پاریس به رشتهی تحریر درآورد، و در ابتدای آن نوشت: «این پژوهش را فقط در جهت منافع دولت ایران انجام داده ام». نک:

sites de naphte de Kind-e Chirin”, Annales dese Morgan, “Notes sur les

J. d, Paris, 1892, p. 1.

Minesولی این گزارش توجه مقامهای فرانسوی را به خود جلب نکرد. تنها در سال ۱۹۰۱بود که ویلیام دارسی به کشف و بهره برداری نفت آن منطقه پرداخت.

۴ از سال ۱۸۹۲ دومورگان به مدت شش سال ماموریت مدیر کلی عتیقه جویی را در مصر برعهده گرفت. سپس در سال ۱۸۹۷ به عنوان نمایندهی مدیر کل هیات باستان شناسی از طرف دولت فرانسه مجددا راهی ایران شد. در طی این سفر او قرارداد ننگین مربوط به انحصار امتیاز حفاری در سراسر ایران را برای مدت ۶۰ سال با مظفرالدین شاه بیمار و بی پول به امضا رسانید.

دربارهی سرنوشت دو مورگان همانطور که در متن اشاره شد، لامپر تا سال ۱۹۰۸ با دومورگان در کاوشهای باستانشناسی در ایران همکاری داشت، ولی از همین سال به بعد با یکی دیگر از دستیاران دومورگان، به نام لویی واتلن (Louis Watelin)، بر علیه دومورگان توطئه ای در وزارت آموزش و پرورش فرانسه برانگیخت. بدین معنا که شایع (یا افشا) کرد که دومورگان بخشی از هزینهی مربوط به کاوشهای باستانشناسی در ایران را به خود اختصاص داده است. این شایعه (یا افشاگری) در ۱۹۱۲ به اوج خود رسید، و بالاخره دومورگان، بعد از پانزده سال فعالیت علمی، از مدیر کلی هیات حفاری در ایران استعفا داد. کناره گیری او از این سمت به انزوای تدریجی او از محافل علمی و تحقیقی، و فقر و بیچارگی منجر شد، تا این که سرانجام در دوازدهم ژوئن ۱۹۲۴ درگذشت (برای اطلاع بیشتر به بخش های ۱۱ تا ۱۴ کتاب خاطرات او مراجعه کنید).

۵ , Paris, 4 t., Ernest-Lerous,

J. de Morgan, Mission Scientifique en Perse

1894.۶ Perse et dans le

J. de Morgan,”Relation sommaire d’un voyage en , Paris, 1893, V, p. 27.ographique Gt

Kurdistan”, in Bulletin de la Soci۷ .face, p. XIt. I, pr ,J. de Morgan, Mission Scientifique en Perse

۸ از زمان این حفاریها تا به امروز، سه نمایشگاه در مورد آثار باستانی

ایران در پاریس دایر شده است: اولین نمایشگاه، به نام «آثار شوش»، به کوشش دومورگان به مدت دو ماه در ۱۹۰۲ در «کاخ بزرگ» پاریس برگزار شد. از جمله آثار موجود در آن مجسمهی حمورابی بود که در شوش به دست آمده است. دومین نمایشگاه، به نام

«هفت هزار سال هنر ایران»، در ۱۹۶۲ در همان مکان برگزار گردید؛ و سومین

نمایشگاه، به نام «ماموریت علمی دومورگان»، در ۱۹۹۷ در موزهی لوور برپا شد.

۹ … p. 331.moires de J. de Morgan

M۱۰ در زمینهی مردمشناسی در ایران، اولین کسی که در کاربرد عکاسی اهتمام ورزید نیکلا خانیکف، جغرافیدان و مردم شناس روسی مقیم پاریس بود. او از سال ۱۸۴۸ به مطالعه در زمینهی مردمشناسی ایران پرداخت. در مقدمه ی کتابی که در این مورد تالیف کرد عکسبرداری و «مولاژ» را جزو یکی از روشهای «انسان شناسی جسمی» تلقی نمود، و خود او هم این مورد را در مطالعهی اقوام نواحی خراسان به کاربرد. در زمینهی «انسان شناسی جسمی»، نقاشی و قالب گیری «مولاژ» چهره های قومهای نواحی مختلف ایران در سال های ۱۸۶۲ ۱۸۶۰ توسط امیل دوهوسه (E. Duhousset)مردم شناس فرانسوی، کمک شایانی به شناخت فرانسویان از بخشی از فرهنگ ایرانی نمود. برای اطلاع بیشتر در این مورد نک: عطا آیتی، «ماموریت نظامیان فرانسوی در دارالفنون»، مجلهی ره آورد (آمریکا)، ۱۳۷۷، شمارهی ۴۹، صص۳۰۸ ۲۹۳. در سالهای ۱۸۸۶ ۱۸۸۱ زوج دیولافوا توانستند هم از تعدادی از اشخاص، و هم از آثار باستانی در ایران عکس برداری کنند. در بازگشت این دو به پاریس نقاشان از روی عکسهای آنان «گراور»هایی تهیه کردند (ولی امروز از آن عکسها اثری در دست نیست). بعد از آنان، در سال ۱۸۸۵، هانری بندر (H. Binder) از طرف وزیر آموزش و پرورش فرانسه ماءمور شناخت آثار باستانی بخشی از ایران شد. او قبل از مورگان از شهرهای تبریز، ارومیه، قصرشیرین، سرپلذهاب، همدان، تهران، قزوین، گیلان و انزلی دیدن کرد و عکسهای زیبایی از اقشار مختلف مردم و آثار باستانی تهیه نمود. او تعدادی از این عکسهای مربوط به کردستان، بین النهرین و ایران را در کتاب خود در سال ۱۸۸۷ به چاپ رساند.

۱۱ محمد قزوینی از قول یکی از دوستان خراسانی اش درباره ی میر نوروزی چنین مینویسد: «در بهار ۱۳۰۲ خورشیدی برای معالجه ی بیماری به بجنورد رفته بودم. از اول تا چهاردهم فروردین در آنجا بودم. در دهم فروردین دیدم جماعت کثیری سوار و پیاده می گذرند، که یکی از آنها با لباسهای فاخر بر اسب رشیدی نشسته، چیزی بر سرافراشته بود. جماعتی هم سواره در جلو و عقب او روان بود… چند نفر هم چوبهای بلند در دست داشتند که بر سر هر چوبی سر حیوانی از قبیل سر گاو یا گوسفند بود… و این رمز از آن بود که امیر از جنگی فاتحانه برگشته و سرهای دشمنان را با خود می آورد… تحقیق کردم، گفتند که در نوروز یک نفر امیرمیشود که تا سیزده عید امیر و حکمفرمای شهر است… سیزده عید دوره امارت او به سر می آید، و گویا در یک خاندان این شغل ارثی بوده است.» (قزوینی، محمد، «میرنوروزی»، مجلهی یادگار، سال۱۳۲۴، شمارهی ۳، صص ۱۳ ۱۶.) اما دکتر حسین فاضل (مقیم پاریس) که خراسانی است و زمانی را در شهر بجنورد سپری ساخته است در گفت وگویی با نگارنده این سطور نکاتی را به آنچه محمد قزوینی نوشته است اضافه می کند: «در بجنورد ایل شادلو که در اصل کرد بوده است قدرت زیادی داشت. به همین دلیل رضاشاه آن ایل را به اصفهان تبعید کرد. پس از این واقعه، رسم بر این شده بود که در صبح عید نوروز تعدادی به کنار «باب امان»، که دروازه ی شهر بود می رفتند. هنگامی که یک مسافر ناآشنا وارد شهر میشد او را می گرفتند و خان یا امیر نوروزی می خواندند، و یک اسب و چند پیشخدمت در اختیار او قرار می دادند و تعداد کثیری در رکاب او حاضر می شدند… و تا غروب روز سیزده به او اختیارات زیادی می دادند. در این هنگام (وقت غروب) مردم شهر امیر را به کنار گودال آب گندیدهای برده و در آن می انداختند. این رسم به معنای یک «تسویه حساب» تلقی میشد، و همچنین مفهوم ضمنی آن

این بود که سرنوشت خان یا امیر قدرتمند فرورفتن در یک گودال است.