انتخاب فراایران علی اکبر صادقی

علی اکبر صادقی به سال ۱۳۱۶ در تهران زاده شد. در ۱۳۳۷ به دانشکدهی هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت. در دوران دبیرستان زیر نظر آواک هایراپتیان نقاشی آبرنگ را آموخت. سپس، در ۱۳۳۸، سبک ویژهای در هنر ویترای یا شیشه بند منقوش با حال و هوای سبک ایرانی ابداع کرد. او سالها به شیوههای مختلف در زمینههای گوناگون نقاشی همچون ساختن آفیش فیلم، گرافیک تبلیغاتی و جعبه سازی و جلد کتاب کار کرد. صادقی پس از پایان تحصیل از دانشکدهی هنرهای زیبا به پیشنهاد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان دست به ساختن چند فیلم نقاشی متحرک زده و برای چند کتاب تصویر کشید. او در این هنگام در زمینههای ساختن فیلمهای نقاشی متحرک، تصویرگری کتاب، نقاشی آبرنگ و رونگ روغن چیره دست بود، فیلمهای نقاشی متحرک او عبارتند از، هفت شهر (۱۳۵۰، ۱۸ دقیقه)، گلباران (۱۳۵۱ ، ۹ دقیقه)، من آنم که … (۱۳۵۲ ، ۱۱ دقیقه)، ملک خورشید (۱۳۵۴، ۱۳ دقیقه)، و زال و سیمرغ (۱۳۵۶، ۲۵ دقیقه)، رخ (۱۳۵۳) و ائتلاف (۱۲۸۲، ۱۲ دقیقه) با همکاری علیرضا کاویان راد.
تدریس به هنرجویان کشور عمان، تدریس در دانشگاه هنرهای تزئینی سینما انیمیشن، یک دوره تدریس در دانشکدهی هنرهای زیبای تهران، تصویرگری، استاد راهنمای بیش از ۲۰ دانشجوی سینما انیمیشن و تصویرگری در مقطع لیسانس و فوق لیسانس، عضو انجمن تصویرگران کتاب کودک، عضو افتخاری انجمن نقاشان ایران، بزرگداشت بنام تصویرگر برجسته ایرانی کتاب کودک ۱۳۸۵، نکوداشت صادقی کارگردان پیشکسوت انیمیشن ۱۳۸۵ و اولین کارگردان فیلم انیمیشن به سبک فولکلوریک ایرانی و …
فیلم گلباران جوایز زیر را ربوده است:
1351 پلاک طلای هفتمین جشواره فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران
1352 تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلمهای کوتاه تامبره ،فنلاند
1353 جایزه اتحادیه نقاشان شوروی
1353 جایزه اول جشنواره جهانی فیلمهای آموزشی لبنان
1354 پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی ، آمریکا
1354 پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی آمریکا به خاطر فکر و انگیزه ساختن فیلم گلباران
1354 تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلم کارتون، نیویورک
1354 پلاک برنز جشنواره جهانی فیلم کارتون ، نیویورک
1360 گلباران، دیپلم افتخار چهارمین جشنواره بین المللی فیلم ادنس، دانمارک
فیلم من آنم که … جوایز زیر را ربوده است:
1353 جایزه صلح تصویر گاندی از طرف سازمان سیدالک در بیست و چهارمین جشنواره جهانی فیلم در برلین ، آلمان
1353 پلاک برنز صلح سیدالک در مجمع سالانه جهانی این سازمان در پاریس، فرانسه
1353 دیپلم افتخاری برای بهترین فیلم کوتاه، جشنوارۀ بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان
1353 دیپلم افتخاری، دوازدهمین فستیوال بینالمللی فیلم کراکو، لهستان
1354 مدال برنز، جشنوارۀ بینالمللی فیلم ویرجین آیلند، آمریکا
1354 مدال طلایی، جشنوارۀ بینالمللی فیلم لوسآنجلس
1354 مدال نقره، جشنوارۀ بینالمللی فیلمهای کودکان شیکاگو
1354 تقدیر نامه، چهارمین جشنوارۀ بینالمللی فیلم نیویورک
1354 تقدیرنامه، چهارمین جشنوارۀ بینالمللی فیلمهای کودکان سانفرانسیسکو
فیلم رخ جوایز زیر را ربوده است:
1353 دیپلم افتخار برای بهترین فیلم کوتاه، نهمین جشنوارۀ بینالمللی فیملهای هنری برای کودکان و نوجوانان
1353 دیپلم افتخاری، دوازدهمین جشنوارۀ بینالمللی فیلم کراکو، لهستان
1353 پلاک برنز دوازدهمین جشنواره جهانی فیلم کراکو ، لهستان
1354 پلاک طلای جشنواره جهانی فیلم ویرجین آیلند، آمریکا، شایان ذکر است که در این جشنواره ۳۸ کشور با ۲۰۰۰ فیلم شرکت داشتند.
1354 پلاک نقره یازدهمین جشنواره جهانی فیلم شیکاگو ، آمریکا
تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلمهای کودکان لوس آنجلس، آمریکا
تقدیرنامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلم کارتمو نیویورک، آمریکا
تقدیر نامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلمهای کودکان سان فرانسیسکو، آمریکا
فیلم رخ به منزله فیلم برجسته سال برای ارائه در جشنواره فیلم لندن برگزیده شد.
فیلم ملک خورشید دیپلم افتخار جشنواره جهانی فیلم جوانان فرانسه (۱۳۵۶) پاریس
مروری بر آثار فیلمهای علی اکبر صادقی:
پاریس ابرویلیه فستیوال بین المللی کودکان
پلاک طلائی شهر ابرویلیه
1383 جایزه ویژه هیئت داوران خارجی فیلم ائتلاف، جایزه داوران ایرانی فیلم ائتلاف
کتابهایی که صادقی برای آنها تصویر کشیده است عبارتند از:
پهلوان پهلوانان (۱۳۴۹، این کتاب همچنین به زبان ژاپنی در ژاپن چاپ شده است)؛ عبدالرزاق پهلوان (۱۳۵۱)؛ گردآفرید (۱۳۵۲) ؛ عبادتی چون تفکر نیست، سخنان حضرت محمد «ص» (۱۳۵۳)؛ حقیقت بلندتر از آسمان، سخنان امام جعفر صادق «ع» (۱۳۵۳)؛ مفرغ سازان (۱۳۵۳)؛ باران، آفتاب، و قصه کاشی (۱۳۵۳)؛ فرزند زمان خویش باش، سخنان حضرت علی «ع» شطرنج بازی کنیم (۱۳۵۴)؛ مادر پیامبر (۱۳۵۵)؛ سفرهای سندباد بحری (۱۳۵۵)؛ آنها زندهاند، زندگینامه حضرت زینب (ع) (۱۳۵۶)؛ با هم زندگی کنیم (۱۳۵۶)؛ گذری به چهارمحال و بختیاری (۱۳۵۶)؛ آتش باش تا برافروزی، سخنان خواجه عبدالله انصاری (۱۳۷۵)؛ پیروزی (۱۳۶۴)؛ هفت خوان رستم؛ فصل در بازیهای آسیا (این کتاب به زبان انگلیسی در ژاپن چاپ شده است)؛ و پوستر فیلمهای رخ، من آنم که… و ملک خورشید.
صادقی جوایز زیر را برای تصویر گری کتاب ربوده است:
1366 جایزه اول کتاب تصویرگران آسیا (نوما) برای کتابهای عبادتی چون تفکر نیست، پهلوان پهلوانان و سفرهای سندبادی بحری
1359 جایزه اول جشنواره لایپزیک آلمان برای کتاب هیچ عبادتی چون تفکر نیست به منزلهی زیباترین کتاب
1364 جایزه اول نمایشگاه هنر گرافیک ایران برای بهترین تصویرگری کتاب
1368 تقدیرنامه از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان برای کتاب پیروزی
در سال ۱۳۵۶ صادقی فیلم سازی را به کلی کنار گذاشت و به نقاشی به سبک سورئالیسم روی آورد و در ۱۳۶۷، پس از سالهای دور بودن از نقاشی آبرنگ آن را از سر گرفت. او میگوید: هنگام رهایی از تنشهایی که مرا به نقاشی سورئالیستی میکشاند و در لحظات آرامش روحی به سراغ نقاشی آبرنگ میروم.
در سال ۱۳۶۸ صادقی به آتلیهاش که نگارخانه سبز نام دارد سالنی افزود و نمایشگاهی برای کار هنرمندان معاصر ایران بنیاد نهاد.
نمایشگاهها:
فرهنگسرای نیاوران (بزرگداشت پرویز فنی زاده) تهران
فرهنگسرای نیاوران (بزرگداشت اصغر محمدی) تهران
1367 موزه هنرهای معاصر تهران
1367 گالری شهر لاشو دوفوند، (انفرادی) سوئیس
1368 موزه هنرهای معاصر تهران
1368 موزه هنرهای معاصر (آبرنگ سازان ایران) تهران
1368 موزه هنرهای معاصر تهران
1368 افتتاحیه نگارخانه سبز تهران
1368 نگارخانه سبز (آبرنگ) تهران
1369 نشر نقره (بزرگداشت فیروز شیروانلو) تهران
1369 گالری سیحون (بزرگداشت فیروز شیروانلو) تهران
1369 موزه هنرهای معاصر (برای زلزله زدگان) تهران
1370 توسعه صادرات ایران (نقاشی و مینیاتور) تهران
1370 نگارخانه سبز (نمایشگاه آثار نقاشی آبرنگ) تهران
1371 نگارخانه سبز (نمایشگاه آثار نقاشی آبرنگ ایران سرزمین مهر، بخش اول) تهران
1371 نگارخانه سبز (نمایشگاه آثار نقاشی آبرنگ ایران سرزمین مهر، بخش دوم) تهران
1371 موزهی هنرهای معاصر (نمونههایی از هنر معاصر ایران) تهران
1371 نمایشگاه طراحی (اسکیس) نقاشیهای رنگ و روغن نگارخانه سبز تهران
1371 نگارخانه سبز (نمایشگاه آثار نقاشی آبرنگ) تهران
1371 فرهنگسرای نیاوران، (نمایشگاه نقاشی در حمایت از مردم بوسنی و هرزگوین) تهران
1372 دو سالانه نقاشی تهران
1372 نمایشگاه مرکز توسعه صادرات ایران (آثار نقاشی و مینیاتور) تهران
1372 نگارخانه سبز (نمایشگاه آثار نقاشی آبرنگ سازان ایران سرزمین مهر) تهران
1374 دو سالانه نقاشی تهران
1375 نگارخانه سبز (نمایشگاه آثار نقاشی آبرنگ کرمان یادواره حضور) تهران
1375 (نمایشگاه آثار نقاشی آبرنگ و رنگ روغن در قصر سالاو) سوئیس، برن
1380 نمایشگاه نقاشی لس آنجلس
1382نمایشگاه نقاشی لس آنجلس
1387 نمایشگاه نقاشی دوبی
1390 نمایشگاه نقاشی گالری آران
شرکت در بیش از ۷۰ نمایشگاه نقاشی گروهی خارج و داخل کشور
انتشارات:
زمزمهها، کتاب آثار نقاشی آبرنگ علی اکبر صادقی، انتشارات نگار
ایران سرزمین مهر، نقاشیهای آبرنگ، انتشارات گویا
الف با، تحلیل فلسفی ۵۰ اثر نقاشی علی اکبر صادقی، نادر ابراهیمی، انتشارات فرهنگیان
خاطرهها، آلبوم آثار آبرنگ شماره ۱، انتشارات گویا
کارت تبریک، آلبوم شماره ۱، انتشارات گویا
کارت تبریک، آلبوم شماره ۲، انتشارت گویا
کارت تبریک، آلبوم شماره ۳، انتشارات گویا
کرمان یادواره حضور، آبرنگ ۱۳۷۶ مرکز کرمان شناسی
آثار برگزیده نقاشیها از ۱۳۵۶ تا ۱۳۷۶ رنگ روغنها، نشرهنر ایران
انتشار بیش از ۳۰۰ کارت پستال از آبرنگها
عضویت در هیئت داوران:
1353 نمایشگاه مجله تماشا، آثار نقاشی کودکان و نوجوانان، تهران
1368 اولین نمایشگاه تصویرگران کتابهای کودکان، تهران
1370 هفتمین جشنواره بین المللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، تهران
1370 دیپلم افتخار از اولین دو سالانه نقاشی، تهران
1371 اولین نمایشگاه گل و طبیعت در آثار نقاشان ایران، تهران
1372 عضو هیات انتخاب دو سالانه نقاشی، تهران
1374 عضو هیات انتخاب دو سالانه نقاشی، تهران
1375 عضو هیات ژوری فستیوال بین المللی فیلمهای کودکان پاریس ابرویلیه
1355 نماینده ایران در سمینار سازندگان فیلمهای نقاشی متحرک، آلماآتا قزاقستان
1354 نماینده ایران در هفته سازندگان فیلمهای نقاشی متحرک، زاگرب یوگوسلاوی
بزرگداشتها و تجلیلها:
1379 تجلیل به خاطر طراحی و نقاشی کتابهای مذهبی
1385 بزرگداشت روز جهانی انیمیشن
1387 چهره مانگار
1387 بزرگداشت فرهنگستان هنر
1389 بزرگداشت در فستیوال انیمیشن کره جنوبی
در سال ۱۳۷۰، در بیست و پنجمین سالگرد تاسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از علی اکبر صادقی به خاطر دستاوردهای هنری ارزشمندش در زمینه تصویرگری کتاب و فیلم سازی، بیش از ۴۰ داوری فیلمهای انیمیشن تلویزیونی، فیلمهای ۱ دقیقهای و جشنواره سینما انیمیشن، داوری تصویرگری و انتخاب کتاب برای جشنوارههای خارجی و داخلی داوری دهها دو سالانه داخلی، مهمان افتخاری جشنواره فیلمهای کوتاه ایرانی در واشنگتن و ساخت بیش از ۱۵ فرسک برای بانک صادرات و غیره. در بیش از هفتاد جشنواره فیلم و کتاب تجلیل شد.
یادداشت: آنچه در زیر میخوانید بیشتر گزیده مطالبی است که در کتاب علی اکبر صادقی برگزیدهی آثار ۱۳۷۶-۱۳۵۶ توسط نشر هنر ایران در سال ۱۳۷۱ به چاپ رسیده است.
چرخش به آفاق نو
جواد مجابی
از آغاز جنبش نقاشی نو در ایران، که به دههی بیست برمیگردد، یکی از توصیههای آکادمیک «بهره گیری از سنت» بوده، که چند دهه بر گرایشهای عمده نقاشی ایران تاثیری سترگ داشته است. مساله این است: چگونه میتوان از میراث فرهنگی بهره گرفت، ایرانی ماند، در عین حال اعتباری جهانی داشت؟
بیشک نوآوری در هر زمینه بر پایه سنت موجود میچرخد، اما نه با چرخشی همگرا، همچون فنری که به سمت مرکز خود پیچیده شود و با پیچیدن به پوسته سنت و تکرار ظاهری آن هر دم با فشردگی بیشتر تقلیل یابد. بلکه نوآور از سنت آغاز میکند، با شناختن ابعاد واقعیاش، به فراسوی آن حرکت میکند و با چرخشی واگرا از مرکزش به سوی آفاق دیگر باز میشود و با بهره یابی از کل دستاوردهای بشری، سهمی پویا در رشد هنر بومی و افزودن بر گنجینه هنر جهانی مییابد.
هنرمند خلاق با چرخشی واگرا، از سنت و فرهنگ کشور خود به سوی فرهنگ بشری حرکت میکند و به کل یکپارچه فرهنگ معاصر میپیوندد. در این پیوندیابی فرهنگی، هرکس با حفظ لهجه مانوس خود ضمن آشنایی به یک زبان مشترک هنری، در گفتوگویی جهانی شرکت میجوید.
صادقی در تعبیر خاص خود از سنت، به عالم خاص انسان ایرانی، سپس به ریشههای جهان بشری میپردازد. در نگاه به این عوالم او گاه زمان را و مکان را کمرنگ میکند، بدین شیوه، در جهان بیکران، کل بشریت را در آثارش احضار میکند در ازلیتی، که جهان در مرحله خلق سیب و گل و اسب و نخستین آدم مشاهده میشود که گویی انسانها بر این سیاره، از پس قرنها تلاش، به آخر زمان رسیدهاند.

سیاره خیال
اگر این تعبیر را بپذیریم که «هنر برهم کنش خیال و واقعیت است»، بدین معنا که خیال هنرمند از واقعیت بیرونی نیرو میگیرد و متقابلا بر آن تاثیر مینهد و در این داد و ستد دایمی اثر هنری زاده میشود، این تعبیر بیش از هر نقاش دیگری درباره صادقی، صادق است. چرا که او در آثارش از خیال به گونهای واقعی سود جسته است. این خیال از جنس وهمی خودسر یا کابوسی بیمارگونه نیست، بلکه به تعبیر هنرمندان حکیم ایرانی نوعی نگره، نوعی جهان بینی نسبت به هستی است. هنرمندان وادبای پیشین ما بر این عقیده بودند که «عالم خیال، میتواند تعبیری از جهان هستی به دست دهد برتر از ابزار تجربه یا عقل.»
صادقی سیارهای خیالی ساخته است، با جغرافیای شگفت، مردمان خیالی، تاریخ واقعی و ماجراهایی فراواقعی. سیاره رنگین خیال او، شباهتهایی با جهان ما دارد، جایی با آن پیوندی فرزندوار مییابد، جایی دیگر چندان دور میشود که بازشناختنش از سیاره مادر، دشوار میگردد.
سیاره نقاشیهای صادقی نه از واقعیت، که از ماده «خیال» ساخته شده است. خیال فعال او واقعیتهای پیرامونی را، به شکل و رنگ فضای تخیلی، در میآورد. گرچه دیریست مرز واقعیت و خیال، چندان درهم شده که جداسازی این دو قلمرو کاری ساده دلانه است.
در آغاز کار، از میراث تصویری فرهنگ خود، نگارگری ایرانی، شروع میکند که حاصل تخیل نیاکانش، در برابر جهان واقع بوده است. نگارگران پیشین آسیایی، خاصه ایران، مادیت جهان واقع: اعم از آدم و عالم را «مشاهده» میکردند، اما عین آن را بازنمایی نمیکردند، بلکه واکنش ذهن خود را برابر آدم و عالم به صورت «شهودی»، با نشانههای رمزی، تصویر میکردند. هدف این بود: ترسیم درک اشراقی خود از جهان، نه تصویر کردن عین آن.
هنرمند ایرانی، جهان صغیر و کبیر را در آینهی عرفان، شعر و اسطوره، باز میشناخت: در عالم خیال. آنان عقیده داشتند، معنای جهان جز تخیلی عالی نیست پس خیال ابزاری کارآمد برای درک هستی است. تجربههای مادی و معقولات قادر نیستند به اندازه خیال فعال، آدمی را به حقیقت جهان راهبر شوند.
علی اکبر صادقی پس از گذراندن دوره دانشکده هنرهای زیبا، به تجربههای گوناگونی در زمینه نقاشی «ویترای» و کارهای «گرافیک» دست زد که حاصل آن کسب مهارت فنی درخشانی، در عرصههای مختلف هنرهای تجسمی بوده است. اما همکاری او با «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و تصویرگری کتابها، ساختن فیلمهایی برای این مرکز، سر آغاز دوره تازهای در فعالیت هنری اوست که تا امروز رشدی شتابناک و تنوعی حیرت انگیز داشته است.
با تصویرگری کتاب «پهلوان پهلوانان» (سال ۱۳۴۹) و کتابهای دیگری، که عمدتا در دهه پنجاه مصور شده، است، همچنین با ساختن پنج، شش فیلم نقاشی متحرک از «هفت شهر» تا «زال و سیمرغ»، او از قالب و فضای ظاهری «مینیاتور» بهره میجوید و با بسیاری از نگارگران معاصر که به خاطر حفظ سنت و داشتن شمایلی بومی، به بازسازی یا نوکردن مینیاتور میپرداختند، همسو میشود.

در این دوره، صادقی شکلها و فضاهای «مینیاتوری» را ساده میکند و این «ایجاز نهایی» را نه در خطها و شکلها، بلکه در رنگگذاری هم اعمال میکند. اما آنچه صادقی را از همگنانش جدا میکند و به او چهرهای مشخص میبخشند، قدم بعدی اوست در کشف جهان «مینیاتور» : از «صورت»ظاهر شکلهای «مینیاتور» عبور میکند و به «جوهر» فضای نگارگری ایرانی میرسد و همین کشف اساسی، او را از تقلید و دوباره کاری و بازیهای شکلی نجات میدهد. به طور غریزی، متوجه آن «درک شهودی» میشود که هنرمند باستانی از هستی داشت. حس میکند که «مینیاتور» خیال این جهان است نه عین آن. پس خیال اصل است نه صورتها، پس میتوان ظاهر شکلهای « مینیاتوری» را کنار گذاشت و به روح آن که درک فضای خیال و فهم «عالم مثالی» باشد، توجه کرد، میتوان به گونهای دیگر و به شیوه خود جهان را در خیال تصور کرد و در عین حال کارکردی اصیل چون هنرمند باستانی داشت و از معرفت او به هستی مدد یافت. صورت ظاهر کنار میرود. در باز میشود، صادقی به فراخنای خیال راه مییابد که در آن فراخنا جهان را میتوان هنرمندانه درتخیل باز آفرید و آن واقعیت فراتر را در فضای رمزی، نقاشی کرد. این بیکرانه، این عالم جوهری، از شعر و عرفان سرشار است، با بالهای اسطوره و افسانه میتوان در آن پرید، رویاها و کابوسها در آن فراتر از حقیقت واقع قرار دارند. نمادها، رمزها، تمثیلها در این عالم ازلی و ابدی حکمروایی میکنند که عالم تامل و اشراقها، خیالهای شگرف انسانی یا عالم خلاقیت هنری است.
در نقاشی مدرن دنیا، پارهای از هنرمندان پیشرو، به هنگام عبور از تجربههای نوین، هر دو پایه کار خود: فرم و محتوا – را هماهنگ تغییر میدهند. بدین معنا که وقتی «سوبژکتیویته» را برگزیدند و از بازنمایی عین طبیعت به تصویر کردن جهان ذهنی پرداختند، هم «موضوع» را عوض میکنند هم «اسلوب» پرداختن به آن موضوع را، چنان که پیکاسو و خوان میرو «دید» خود را از نقاشی و «استیل» تجسم آن را هماهنگ تغییر دادند. اما صادقی – مثل دالی و ماگریت – با روشی احتیاط آمیز، یک پایه را ثابت نگه میدارند یعنی اسلوب نقاشی کلاسیک را، که بدان خو کرده و بدان تسلط دارد، حفظ میکند و پایه دیگر را که مضمون جهان نقاشیاش باشد، تغییر میدهد و با استیلی کلاسیک به تجسم دنیای ذهنی خود، به تصویر کردن جهان فرا واقع میپردازد و به خاطر حفظ رابطه خود با مخاطبان بیشمارش، به تغییر هر دو پایه فرم و محتوا خطر نمیکند و در عین نو کردن جهان ذهنیاش، نخ ارتباط خود را با سنت و عادت تصویری رایج نمیگسلد.
ساکنان سیاره خیال
در یک تقسیم بندی صوری، آثار رنگ و روغنی صادقی به گونههای چندی رده بندی میشود. او با عناصر خاصی پردههای متعدد ساخته است مثلا: سیبها ،گلها، درختها، ابرها، اسبها، سواران، پهلوانان، زنها، نقابها، آبها، قایقها …
او در طول زمان به یک مضمون یا مفهوم ور میرود، ابعاد و کیفیتهای مختلف آن را هربار به گونهای تجسم میبخشد. یک بار آن شیئی را- که سیب یا قایق است- در یک مجموعه تصویری در ارتباط با اشیای دیگر مینمایاند و بار دیگر آن را به تنهایی در مرکز تابلو قرار میدهد، گویی هر جزء از تابلوهای پرکارش را یکی یکی بر می گزیند، زیر تابش نوری افشاگر قرار میدهد، و به تشریح درون آن میپردازد: سیب در کارهای او جایی خاص دارد که در هر تابلو رنگی دیگر و معنایی دیگر می یابد. جایی معنای حیات است. زمانی نماد عشق، جایی تمثیلی از اعتدال طبیعت، وقتی جهان سربستهای است که وسوسه شکافتن درونش نقاش را به هیجان میآورد.
میتوان این سیر و سلوک نقاش را با هر یک از «مضمون» هایش به تفصیل دنبال کرد که او با قایق و آب و مه و دریا و زن و … چه بازیها کرده، اما اینها بیشتر دیدنی است تا گفتنی، و آنچه گفتم فقط اشارهای به کارکرد ذهنی نقاش است که چگونه چون آزمایشگری نستوه «سوژه» را تا فراسوی طاقت، به تجربههای تصویری می آزماید و هربار از یک عنصر ساده دنیایی حیرت زا میآفریند.
نقاشی مفهومی و تفسیرها
جهان تجسمی معاصر از تفسیر میگریزد. چرا که تفسیرش را به تصویر ظاهری خود منحصر میکند. اما نقاشیهای مفهومی، که متعلق به عالم خیال شرقیاند، چون شعر و قصههای رمزیاش، راه به تأویل میدهند و فراخور هر بیننده و پندارش، معنایی خاص یا تفسیرهای گوناگون مییابد. اگر چه این معانی و تعبیرها با یکدیگر سازگار و همان نباشد که در نهانگاه ذهن هنرمند پرورده شده است.

در صحرای سنگستان، رمهای از اسبها در حصاری ناپیدا، دایره وار گرد هم میچرخند، پارهای خواب آلود، غافل و بیشتر برانگیخته و متوحش. چرا که مکعبی از فضای آتشین در کار فرود آمدن است. حجمی فولادین که در شش جهت زوبینهای جانشکاری بر آن استوار است. رمه متوجه این آوار مرگبار هست و وحشتش از این سرنوشت محتوم طبیعی است، بیآنکه راه گریزی داشته باشد. در میان پاره سنگها سیبی افتاده است، سیبی یادگار آرامشی مفقود، نشانه معصومیتی زیبا یا طراوتی از دست رفته.

هجوم آن حجم فولادین دهشت زا، بر دایره وجود رمهای که مظهر زیبایی و نجابت و جنبش است نشانگر درگیری ابدی نیروهای اهورایی در برابر یورشهای اهریمنی است که در فضای مانوی آثار صادقی بسیار تکرار میشود. در این فضای مانوی شر غالب و مسلط است و زیبایی و نیکی را در محاصره دارد و بسا که بدی به صورت نیکی درآمده و یا نیکی را در اعماق خود گواریده است. اما در این معرکه امید گم نمیشود، ولو به کوچکی سیبی در یک تنگستان کویری باشد. معجزه انسان بودن چنین است که از یک سیب، در برابر برهوت مادی، باغی معنوی برمی افرازد.
سواران او، غالبا جنگجویانی از سلسههای تاریخی، افسانهها و یا نماد قدرتهای گوناگون در اعصار مختلفاند.
از نظر صحنهپردازی، قهرمان در وسط پرده تصویر شده، هرچیز دیگر در حاشیه و پس زمینه، به ازای این نقش محوری شکل گرفته است. این ترکیب در بسیاری از پردههای صادقی تکرار میشود. حتی در تازهترین کارش: «زن جنگجو» در وسط و خواتین و نسوان عصر ناصری دوربرش با مهمان ناخواندهای چون «ژوکوند».

در دنیای مانوی صادقی، شر عاقبت خودش را از بین میبرد، چون آن چهار جنگجو که به نادانی یا شقاوت شمشیر در یکدیگر نهادهاند، هریک دیگری را شقه کرده و خود به ضرب شمشیر دیگری شقه شده است. شباهت چهره، حالت و رزمافزار نشان میدهد که این چهار جنگنده در واقع یک نفراست، با حالتی دوگانه و درگیر نیروهای متضاد، که خود نیز از وضعیت فجیعش دچار حیرت شده است. این شقه شدگان – شقه کنندگان – چه بسا بیگناه باشند. جرمشان نادانی یا عداوتی کور و بیهوده است. هر یک ترکیبی متناقض از قربانی و جلادند، شر را برگزیدهاند، مرگ دیگری را قصد کردهاند و ناگزیر مرگ خود را. انگار صادقی این پیام مقدس را تکرار میکند که: کشتن یک انسان به مثابه کشتن تمامی انسانهاست.
یک زندگی در یک نگاه
آثار صادقی را از چند نظر میتوان تقسیم بندی کرد. یکی از این تقسیمبندیها، پرداختن جداگانه به نقاشیهای رنگ و روغنی و آبرنگ اوست که با هم تفاوتهایی آشکار دارند.

به گفته صادقی آبرنگها بیشتر حاصل «زنگ تفریح» او در خانه به هنگام استراحت است پس از فراغت از کارهای رنگ و روغنی که طی روز در «آتلیه» ذهن او را به خود مشغول میکرده است. نقاش که در پردههای رنگ و روغنی پایبند دنیای مفاهیم و نگرشی مضمون گرا به هستی است، و با ساخت و پرداختی دقیق در عرصه خیالی سازی پیش میرود، غالبا در آبرنگها از قید مفاهیم، کابوسها، دنیای فراواقع رها میشود، به بازنمایی آزادانه و شتابناک اشیای دوروبر میپردازد. طبیعت بیجان، دورنماها دستمایه کار اوست، او به سادگی سرعت و بیمنت خیال، به ترسیم عینی اشیا و شکلهای پیرامون: گل و گیاه و میوه و چراغ و قدح و عمارت و چشم انداز دل میدهد.
شاید آبرنگهای او پاسخ به نیازی عمیق است که نابه خود او را به نوعی دیگر از نقاشی وامیدارد. او که به شیوهای پر تزیین و استادانه به ساختن پردههای اشباع شده از تصویرهای خیالی خو کرده است و نقاشی مفهومی را ارج مینهد، بر اثر انگیختاری نیرومند و نابخود، به شیوهای کشانده میشود که در قطب مقابل کارهایش قرار دارد: خیال و ذهنی سازی نه، بلکه تجسم بیواسطه اشیا.
الف: ویژگیهای ساختاری
فنآوری ممتاز
صادقی با تسط کامل، فوت و فن نقاشی را در بهترین کاربردش به کار میزند. او به ساختن و پرداختن هر چه میاندیشد تواناست و این مهارت فنی حاصل چهل و پنج سال کار مداوم در زمینههای مختلف هنرهای تجسمی است که نیمی از آن پایهای برای رسیدن به کارهای دو دهه اخیر بوده است. غالبا این مهارت فنی، مایه اعجاب مخاطبان نقاش میشود که خود او نیز بدان بیمیل نیست. تابلوهایی دارد که از دو سو دیدنی است، در واقع دو تابلو است با روندی متفاوت از بالا به پایین و عکس آن و یا از عرض و طول.

در بعضی از تابلوها این شگرد به کمال ساختاری تابلو انجامیده است، اگر چه همواره چنین نیست و گاه به تکلیفی ناضرور میدان میدهد. در تابلوی «چترهای سبزینه» این هنرنمایی به کمال مطلوب رسیده.
اتودهای کامل
هنرمند هر کجا فرصتی مییابد یادداشتهای تصویری خود را در دفتری ثبت میکند با بعدها با مراجعه به آن تابلویی بسازد. غالبا این طرحها با کشیدن خطی آغاز میشود، و خطی دیگر به دنبالش. بعد طرح شکل میگیرد و با دقت کامل به پایان میرسد. یک بار دفتری از این طرحها با چند نمونهی اجرا شده به چاپ رسید. فاصلهی کارهای نهایی با اتودهای اولیه چندان زیاد نیست و تنها بعضی از زواید حذف یا پارهای ظرایف بدان اضافه شده است. نظم حرفهای صادقی مثل زدنی است و یکی از دلایل حجم انبوه کارهایش، این انضباط بیرونی و نظم درونی است که به مجاهده در کارش صرف میکند.

رنگپردازیها
رنگپردازیهای او تنوع غریبی دارد و قدرت عجیبی. غالبا رنگها را ساده و ناب به کار نمیبرد، میسازد و مخلوط میکند. در سراسر پرده بیشتر یک مایه رنگی حاکم است و این امر به رغم آن همه رنگ، که در هر تابلو به کار میبرد، کوششی است دشواریاب. حضور رنگهای آبی، کبود، طلایی، نقرهای، نارنجی را در کارهای او بیشتر میتوان دید، اگر چه نمیتوان گفت که همچون معلمش طبیعت، رنگ دلخواه و برگزیده او کدام است. رنگهایش را پر جلا به کار میبرد، زنده، پرتپش و جاری و جوان. دریاهای او همان قدر تنوع دارد که سیبهایش و همان رنگها و سایه روشنها را.

ب : ویژگیهای مضمونی
تضاد مانوی
پیش از این اشاره شد که ذهن صادقی در گرو تضادی همیشگی است که جهان و هستی را بستر گیرودار نیروهای خیروشر میبیند. مضمون تابلوهای او کلا یا جزئا بر این تضاد تکیه دارد، گاه این دوگانگی آشکار است چون تقابل روز و شب، کویر و دریا، گل وسنگ، زمانی پنهان و استعاری است، چون جسم درگذر زمان، اسارت در آرزوی رهایی، رویش درگیر فرسایش.

اگر چه شر غلبه دارد و این طعمی تلخ به کارهای او میدهد، همچون آن کویر که نیازمند دریاست و دریا تصویری نقش بسته بر طومار پیچیدهای است که از ناکجا آویخته. اما در این دنیای مانوی آکنده از شر، همواره نور رستگاری کورسویی میزند و نقاش سیطره هیچ یک از این دو نیرو را مطلق نمی پندارد و این حاصل شکی است که او به داوری عقل مصلحت بین دارد و عاقبت، عشق را کارساز میبیند.
طنز اندیشی
صادقی با نگاهی طنزاندیش به رویارویی با وقعیت پیرامون برمیخیزد و بیاعتقاد به تاریخ و انگارههای جاریش، به واقعیتی برتر پناه میبرد که در آن منطق رویا، وارونگی، جابهجایی، ایهام و فضای گروتسک حکمرواست.
افسانگی تغزل و حماسه
صادقی به تاریخ مینگرد اما بدان شک دارد. تاریخنگر است نه تاریخنگار. همچنان که افسانهنگر است نه افسانهنگار. او جهان را افسانهای میبیند که دیگرانش بافتهاند. او واقعیت را در جامهای چنین یافته و با آن درگیر شده است. در این درگیری او داوری خاصی ندارد. فقط ثبت میکند. داوری با بیننده است. او مردم را دوست دارد و با فرهنگ عامه آشناست. به خرافه ها و مناسک، به آداب و اعتقادهای زمانه مینگرد. ثبت میکند اما قضاوت نمیکند. که خود را از مردم جدا نمیبیند.
گاهی به جهان عاشقانه مینگرد چون رویایی از بلور و اشک: بنگرید به خانهای که از پنجرهاش مه فوران میکند بر دره سرسبز. این بهشتی مجسم از آسودگی شاعرانه است، بی گزند غم. یا به تابلویی نگاه کنید که عمارتی در فاصله چمن و مه و ابر، پیداست با ستونها و طاقنماهایی از جنس و رنگ هوا که عین شعری سهل و ممتنع حس کردنی اما دست نیافتنی است. گاه حماسه پردازغمگین پهلوانانی است که ، دن کیشوت وار، در زمانی نابجا به جهان پا نهادهاند. گاه پریها در پردههایی تجلی میکنند، کنار یا رویاروی دیوان و اهریمنان.
او به گذشته نمیگریزد، زمان برای او ابدی است و گذشته و آینده همزمان با اکنون ناپایدار، برای او روی میدهد. همزمانی ادوار ناهمزمان به او مجال میدهد که فارغ از تقسیم بندی قرار دادی زمان در کار انسان ساده – که قید زمان و مکان و نژاد او را مقید نمیکند – اندیشه کند و در نهان با عشقی عمیق بر سرنوشت او مویه بردارد.

هم مکانی
صادقی راوی دنیای پیچیده و پر تناقض انسان معاصر است. این پیچیدگی از قلب اتم تا محیط کهکشان جریان دارد و انسان در این جهان شگفتی زا تنهاست، نقاش، اندوهوارهی تنهایی در میان جمع را تصویر میکند اما بدین تنهایی و جا ماندگی تن نمیدهد، او در نهایت این افق دودینه، به آیندهای خورشیدی نظر دارد که در آن انسان غمگسار انسان است. او چون انسان دوران خردگرایی فقط دل در گرو عقل و علم ندارد، بکله همچون نیاکانش هنوز حکمت زندگی را از هنر میجوید و نومیدانه امیدوار است که آنچه را علم به انسان و جهان نبخشیده، هنر بدو بیاموزد.
آخرین نمایشگاه صادقی طی دوهفتهی گذشته (۲ تا ۱۳ اردیبهشت ) در گالری آران برگزار شد که نشانگر مرحله تازهای از فعالیت خستگیناپذیر هنری اوست. در واقع آنچه در بالا آمده دو دههی آخر زندگی و تکامل کارهای او را دربرنمیگیرد که امید است در آیندهی نزدیک به آن هم پرداخته شود.
- ۲۰۱۱-Untitled – Ink on paper mounted on canvas -100×150 cm
- ۲۰۱۱ -Untitled – Ink on paper mounted on canvas – 100×150 cm
- ۲۰۱۱- Untitled – Ink on paper mounted on canvas -100×150 cm
- ۲۰۱۱ – Untitled – Ink on paper mounted on canvas -100×150 cm
- ۲۰۱۰-Untitled – Ink on paper mounted on canvas
- ۲۰۱۰ -Untitled – Ink on paper mounted on canvas -100×150 cm
- ۲۰۱۰ – Untitled
- ۲۰۱۰ – Untitled – Ink on paper mounted on canvas
- ۲۰۱۰ – Untitled
- ۲۰۰۹ – Untitled
- ۲۰۰۹ – Untitled
- ۲۰۰۹ – Untitled
- ۲۰۰۹ – oil on canvas
- ۲۰۰۸- oil on canvas
- ۲۰۰۸ – oil on canvas
- ۲۰۰۷-oil on canvas
- ۲۰۰۷- oil on canvas
- ۲۰۰۷ – oil on canvas
- ۲۰۰۶ – Oil on canvas
- ۲۰۰۵ – Mixed media on canvas – 50×70 cm
- ۲۰۰۴- Mixed media on canvas – 50×70 cm
- ۲۰۰۴ – Mixed media on canvas – 50×70 cm
- ۲۰۰۴ — Mixed media on canvas – 50×70 cm
- ۲۰۰۴ – Mixed media on canvas – 50×70 cm
- ۲۰۰۴ – Mixed media on canvas – 50×70 cm
- ۲۰۰۲ – Mixed media on canvas – 50×70 cm
- ۲۰۰۱ – watercolor
- ۲۰۰۰ – watercolor
- Untitled
- Untitled
- The book Victory
- Submerged by iron and steel
- Stained glass-Zinkhaneh museum
- Coordinates-1977-70x100cm
- Substraction-1979-61x76cm
- Volume-1981-60×75.5cm
- Adition-1982-71x92cm
- Eqation-1985-45x91cm
- Symemetric-1983-76x102cm
- Real-1984-46×60.5cm
- Juncture-1984-45.5x60cm
- Function-1986-60×75.5cm
- ۱۳-Reason-1985-60x91cm
- ۱۴-Line-1987-60×75.5cm
- Radius-60x75cm
- Dividend – 1987 – 26×35.5 cm
- Absolute value-1987-35.5×45.5cm
- Irregular-1988-60x75cm
- Decimals-1988-89x119cm
- Vector-1990-80x110cm
- Prism-1990-61x76cm
- Negative-1991-61x76cm
- Series-1992-51x76cm
- Equal-1993-45x50cm
- Second chapter -1993-60x75cm
- Cylinder-1993-61x76cm
- Lenght and width-1996-80x110cm
- Problem-1997-61x76cm
- Untitled – Ink on paper mounted on canvas
- Untitled
- ۲۰۱۱-Untitled – Ink on paper mounted on canvas -100×150 cm





























































