برگزیده فراایران نیکزاد نجومی

به مناسبت نمایشگاه “به دنبال پروانه و نقاشیهای تازه دیگر” نیکی نجومی در گالری تیمور گراهنه در “ترایبکا”، از ۷ سپتامبر تا ۱۹ اکتبر ۲۰۱۳ و همچنین نقدی که در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۱۳ در روزنامه نویورک تایمز درباره نیکزاد نجومی و آخرین نمایشگاهش نوشته شده است:
“گالری تازه تاسیس تیمور گراهنه در “ترایبکا” نمیتوانست رویایی جذاب تر از افتتاح شدن گالری جدیدش را با نمایشگاهی از جدیدترین نقاشیها و طراحیهای هنرمند نیکی نجومی مشهور نیکی نجومی را در سر بپروراند. او که متولد سال ۱۳۲۰ است، در سالهای شصت میلادی و هنگامی که در جنبشهای ضدرژیم پهلوی در کشورش فعال بودند، به شهر نیویورک آمد. فشار سیاسی در آثار اولیه او مشهود است، همانگونه که آن را در دو تصویر سیاه شده او در سال ۱۹۷۶ و در نمایشگاه “ایران مدرن” در آسیا سوسایتی میتوان دید. هنر او هنری فوری و اورژانسی است که در آن صدای آژیرها هنوز به گوش میرسد.
آثار جدیدی که در نمایشگاه او در گالری تیمور گراهنه به نمایش گذاشته شدهاند نیز سیاسیاند، و لحن او تغییر کرده است. از جهت بصری این آثار روشناند، و لبریزند از وقایع مضحک و پوچ. مردانی کت و شلوار پوشیده در کنار اسبها، میمونها در کنار قهرمانان و شخصیتهای افسانهای ایرانی. با این حال این آثار به هیچ وجه جنبهای زمینی یا ارگانیک ندارند: فیگورهایی با پاهایی ناهمگون، نیم تنهها و سرها، و تقریبا هیچ چیزی با پرسپکتیو و جاذبه در ارتباط نیست. فقط در آثاری آمرانه که با جوهر سیاه و سفید ترسیم شدهاند، میتوان این تغییر را حس کرد. در اثری با عنوان “تهاجم” (۲۰۱۲)، صورتها مورد حمله قرار میگیرند، مردی که چشمانش را بستهاند، به روی زمین افتاده است. در اثر دیگری با عنوان “تصادف” (۲۰۱۳)، در مقابل دیواری از لاشهها نوعی بازجویی در جریان است و لکههایی از جوهر به مانند سوراخ گلوله بر روی سطح نقاشی پاشیده شدهاند.
هنرمند در اتودهای کوچکی برای نقاشیهایش که از عناصری چون قطعات بریده شده روزنامه و با تکنیک کلاژی خلق شدهاند که هرگونه قانون جایگیری و اندازهگیری را نفی میکنند، دیدی شگفتانگیز را ارائه کرده و در عوض مسرانه محتوایی به خصوص را نمایان میسازد. آقای نجومی که سالهای زیادی را در شهر نیویورک گذرانده است، جواهری است که تاکنون، هرگز به این زیبایی جلوه نکرده است.”
– هلند کاتر، (نیویورک تایمز، ۱۸ اکتبر ۲۰۱۳)
با در نظر گرفتن اسطوره به معنای روایتهایی از ایزدان و نیروهای فراطبیعی آنگاه نجومی را نقاش اسطورههای امروزی بنامیم که چنین روایتهایی را در قالب گردانندگان سیاست و صنعت و سرمایه بر پایهی عکسهای آنها در روزنامهها و مجلهها نقاشی میکند. به گفتهای دیگر، نقاشیهای نجومی را میتوان تمثیلهای نامعقول قدرت، یا تمثیلهای نامعقولی قدرت توصیف کرد. منبع و مایهی الهام سبک او به زمانی بازمیگردد که به پیشنهاد فیروز شیروانلو، مدیر وقت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به مطالعهی نقاش ـ پیامبر ایرانی مانی مینشیند.
حاصل این مطالعه ۲۷۰ نقاشی میشود که به گفتهی خودش مسیر کار هنری او را دگرگون میکند. سالها بعد گزیدهای از این نقاشیهای مانوی که به سبک سنتی نگارگری ایرانی کار شده بودند در گالری آریا به نمایش گذاشته میشوند (۱۳۷۲) که تنها نمایشگاه او در ایران پس از انقلاب بوده است، البته با چشمپوشی از نمایشگاه بازبینی آثارش به نام گزارش انقلاب که تنها به مدت چند روز در موزه هنرهای امروز تهران پس از بازگشایی این موزه در ۱۳۵۸به نمایش درآمد و باعث بازگشت ناگزیر او به نیویورک شد.
نجومی پس از گرفتن لیسانس خود از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران (۱۳۴۶) و مدتی کار در کانون فکری کودکان و نوجوانان برای ادامهی تحصیل به نیویورک میرود و نخست در مدرسهی هنرهای تجسمی نیویورک پویانمایی میخواند (۱۳۵۱) و سپس کارشناسی ارشد خود را در رشتهی هنرهای زیبا از سیتی کالج نیویورک میگیرد (۱۳۵۳).
نجومی در اوج جنبش مبارزه با جنگ ویتنام به نیویورک میرسد ـ در آنجا و در آن زمان بود که صدای سیاسی خود را با پیوستن به کنفدراسیون دانشجویان ایرانی یافت. ”آزادی بیانی که من در نیویورک شاهد آن بودم چنان تأثیر ژرفی بر من گذاشت که برای مدتی گذرا احساس کردم که هنر دستافزار کارآیی برای تغییر نیست.” این زندگی فعال سیاسی، هر چند باعث شد که به دنبال بازگشتش به ایران در سال ۱۳۵۴ به ساواک فراخوانده شود و پس از بارها بازجویی به مدت سه ماه، از آموزش در دانشگاه تهران ناکام ماند، اما این اجازه به او داده شد که سالی یکبار نمایشگاهی از آثارش را در کشور به نمایش بگذارد. زمانی که برای نمایشگاه سالیانه خود در گالری شهر در ۱۳۵۷ به ایران بازگشت، انقلاب در اوج بود و نجومی با آن سویمندی پررنگ سیاسیاش به آن پیوست و یکسال بعد، به دنبال آن نمایشگاه نامبردهی آثارش در موزه هنرهای امروز تهران ناگزیر به بازگشت به نیویورک شد.
” موضوع نقاشیهای من بیشتر با ساختارهای قدرت و مبارزه بر سر قدرت در وضعیتهایی سروکار دارد که به عمد نامشخص و شناساییناپذیرند. من کرانمندیهای درونزادی درونمایهی چندلایهای کارهایم را با گذشتن از مرزهای فرهنگی و اجتماعی ـ سیاسی به مبارزه میطلبم. هر یک از نقاشیهایم نقد بیتای جامعه در کل است بیآنکه به شکل خاصی سیاسی باشد.”[i]
تجربهی نجومی در نگارگری و نقشونگاری کتاب در زمان همکاریاش با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در اندامهای نقاشیهایش آشکار میشود که با ضربههای سردستی و تکرنگ در تضاد با تخته رنگِ وگرنه زنده و روشنش به نگاره درآورده میشوند. آرایش سلسهمراتبی اندامهای به اندازهی طبیعیاش حالت آشوببرانگیزی تبلیغاتی به نقاشیهایش میبخشد. کمپوزیسیونها و اندامهایش اغلب به شکلی افقی برش داده و به این ترتیب سطوح آن شکسته میشوند تا دو واقعیت متمایز مربوط و در کنار هم بیافریند که با اندکی ناهمسویی یا به کارگیری رنگها یا الگوهای متفاوت از هم تمییز داده میشوند. از این راه روند کولاژ را از نو میآفریند تا کمپوزیسیونهایش را برنامهریزی و جابهجایی و تفاوت را زیرکانه ثبت کند. این تکنیک را برای تکهتکه کردن بدن هم به کار میبرد و از این راه دستوپاهای قطع شده و تنهای در حال تجزیهای را تولید میکند که با نقطههای رنگی بازیگوشانه نقاشی میشود تا خشونت را بدون بازنمایی آن در عمل به نمایش بگذارد. از سوی دیگر، نگارههای این پاهای قطعشده که به شکلی نامتقارن روی یکدیگر گذاشته میشوند، جابهجایی بختواقبال را در نظم ناپایدار اجتماعی به ذهن میآورد؛ و نمایانگر زایش و پرورش دوباره میشود.
به گفتهی خودش: “تقسیم بوم به دو سطح جداگانه بازنمایی نمایش آیینهای فرهنگهای متفاوت و ستیزنده و تاکیدی بر حس دیگری بودن است…. و با معنای ضمنی خود که زیر لفافهی معنای در ظاهر آشکارشان پوشیده شده، تأثیری چندلایهای میآفریند. کارها رویارویکنندهاند و در حالی که گفتوگویی نقدآمیز، فرهنگی و اجتماعی را برمیانگیزند، امکانات ارتباط درونمایه و شکل را کندوکاو میکنند. موضوعشان زمانهی امروز ماست که گاه پرخشونت و بربرانه و گاه شاعرانه است و به اینجا و اکنون برمیگردند.”
کارهای نجومی گویای شورش نسبت به نادانی و کوتهفکری صاحبان قدرت است که میخواهند کنترل فراگیر رفتار فردی و گروهی را در دست خود نگاه دارند. در زیر ساختارهای زمینهی نقاشی شده، شخصیتهای گوناگونی پدیدار میشوند، سرهای میمون، پاهای وارونه و صندلیهای یک وری بر زمین افتاده. این پشتبندها تاکیدی بر غریزههای جانوری و آشفتگی ناخودآگاه است که شخصیتهای ناامن قدرت را به سرکوب جنسی و اجتماعی میراند که به ترس آنها نسبت به از دست دادن کنترل مربوط میشود. در نهایت هنرمند در ستیز با آبوهوای خودکامگی سخن میگوید که غریزهها و خواستهای طبیعی مردمی را درهممیشکند. از این نگاه کار نجومی فراخوانی برای آزادی و خرد فردی است.
”نقاشیهای من معرکههایی را به نمایش میگذارد که پردههای آن را شخصیتهای لباس ملی به تن کرده، جانوران و اسبابهای صحنهی نمایش در گفتوگویی پایدار بازی میکنند. در تمامی کارهایم جانوران در قالب استعارههای کنایی و/یا تجاوزگران یا قربانیانی دوپهلو پدیدار میشوند. از آنها به مفهومی اسطورهای سود میجویم، به صورت بازنمود عواطفی که با ستمگری، بیگناهی و گاه خودکامگی و استبداد تداعی میشوند. اشاره به جانوران به من کمک میکند تا یگانگی اندیشمندی و احساس را نگاه دارم. آنها با هم و همراه با اسبابهای صحنهی نمایش به بُعد معنوی و روانی نقاشیهایم میافزایند.”[ii]
در واقع مردان کتوشلوارپوش نجومی، نمادی جهانی برای مقامداران سیاسی و شرکتی است و سناریوهای پوچ و خندهداری برای این بازیگران جهانی قدرت میسازد، گاه آنها را به قالب نوزاد درمیآورد، گاه به صورت پسربچههایی با رشدی بیرویه در حال بازی، با تارها و رشتههایی که اگر نه به ژیمناستیک مذاکرههای سیاسی یا شرکتی، که به اربابان نادیدنی آنها اشاره دارد، به همان سان که قیچیها و سیمبرها به شکنجه، سقط جنین اجباری و دیگر کارهای ننگین همانند اشاره دارد.
”در سراسر کارهایم، یونیفورم کتوشلوار باخترزمینی نمایانگر اختیارداری و قدرت در دنیایی است که سویمندی مردانه دارد. گفتوگوی این عناصر دربرگیرندهی شوخی است که برای کوچک نمایی رهبران سیاسی و خشونتشان کار می کند، در عین حال که به ناتوانی درونزادی ما اشاره دارد. من از خطوط تقسیم و برشهای دیدنی اندامها و پیرامونشان در کمپوزیسیون های خود سود می جویم تا نه تنها سرکوب و خفقان که حس جابهجایی را بازتاب دهم. از این گذشته، بازگشتم به شهوترانی (اروتیسم) برای کندوکاو دورویی و دورنگی در جامعههای پدرسالارنه به ویژه در خاورمیانه است”[iii]
نجومی سناریوهای روابط و پیوندها و رفتارهایی را به نمایش میگذارد که از راه آنها قدرت بیان و نگاه داشته میشود و به گردش درمیآید. او سازوکارهای سیاست را برای آنچه به راستی هستند آشکار میکند بازیهایی را که قدرتمندان بدون داشتن هیچ حسی از پیامدهای آن بازی میکنند.
در کل پیشزمینهی ایرانی نجومی در آمیزش با تأثیرات باخترزمینی و به ویژه امریکایی، گونهای جهانبینی استعارهای و طنزآمیز و دورنمایی یگانه به کارش میبخشد،. نقاشیهای بزرگ رنگوروغن او معماهای مفهومی و دیدنی را به کار میگیرند تا به شکلی غیرمستقیم برآشفتگی و خشم شدید از روش کار تیرهروزانهی زندگی را به بیان درآورند. نجومی این برآشفتگی و خشم را در قالب استعاره به بیننده انتقال میدهد و او را به مبارزه میطلبد تا کارهای دگراندیشانهاش را تحلیل کند و سرنخهایی در مورد معانی ضمنی هشداردهندهی آنها بیابد. زیبایی و تباهی نگارهها، گیرایی بیشتری به تمثیلنگاری پرکشاکش آنها میافزاید و از برندگی ناشناختنی میکاهد. ”در این روند این واژگان دیدنی که همزمان فریبنده و ویرانگرانه است برای آفریدن روایتی منطقی و نمایشی کار میکند. این بازنمودها در برابر پسزمینهی ابهام، تمثیل و طنز توازن بیاندازه شکنندهای را میان شخصی و همهگیر میرساند.”[iv]
آثار نیکزاد نجومی در نمایشگاهها و مجموعهعای بسیاری در سراسر جهان به نمایش گذاشته شدهاند: موزه هنر متروپولیتن نیویورک، بریتیش میوزیوم در لندن، مجموعه خصوصی سالسالی در دوبی و موزه ملی کوبا. آثار او همچنین در نمایشگاه هنر ایران مدرن در سپتامبر ۲۰۱۳ در آسیا سوسایتی نیویورک نیز به نمایش گذاشته شدند. و اکنون آثار او را در آخرین نمایشگاهش که در گالری تیمور گراهنه در ترایبکا برگزار میشود، میتوان مشاهده کرد.
- ۲۰۰۶- The Dancing Man- Oil on canvas- 183×127 cm
- ۲۰۰۷- Dancing Rabbit- Oil on canvas- 173×132 cm
- ۲۰۰۷- Tje Last Dance- (In Memory of Hassan)- Oil on Canvas- 244×152.5 cm
- ۲۰۰۷- Watching the Divine Horse- Oil on canvas- 183×127 cm
- ۲۰۰۸- At 3 Afternoon- Oil on canvas- 180×127 cm
- ۲۰۰۸- Push and pull- Oil on canvas- 244×305 cm
- ۲۰۰۹- Invitation to Change Your Metaphor- Oil on canvas- 183×254 cm
- ۲۰۰۹- Mid-Autumn Leak- Oil on Canvas- 91×61 cm
- ۲۰۱۰- Front Man- Oil on canvas- 183×132 cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Ink and gouache on paper- 72x 57 cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Ink and gouache on paper- 72×57 cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Ink and wash on paper – 72x57cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Ink and Wash on paper- 72×57 cm
- ۲۰۱۰- Untitled- ink and wash on paper- 72x57cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Ink and wash on paper-72×57 cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Pencil on paper- 72×57 cm
- ۲۰۱۰- Untitled- Pencil on paper- 72×57 cm
- ۲۰۱۱- Inspector’s Scrutiny, Oil on canvas- 216×330 cm
- ۲۰۱۱- Shades of Jubilation, Oil on canvas- 157.5×137.2 cm
- ۲۰۱۱- Tear Gas and Butterflies- Oil on canvas- 132×112 cm
- ۲۰۱۱- Untitled- Ink and wash on paper- 72×57 cm
- ۲۰۱۱- Untitled- Ink and wash on paper- 72×57 cm
- ۲۰۰۶- Going to the West- Oil on canvas- 183×132 cm























