بهار در نسخه‌های خطی فارسی

نوشته حاضر بر اساس نمونه‌های منتشر شده از معروفترین نقاشی‌های نسخه های خطی فارسی تهیه گردیده است. در این نمونه ها، نزدیک به ۱۴۰ تصویر مربوط به بیش از ۷۰ نسخه خطی، یک یا چند ویژگی بهار را می نمایانند و به دهه آخر قرن چهاردهم میلادی/ دهه آخر قرن هشتم هجری تا دهه سوم قرن هفدهم میلادی /دهه چهارم قرن یازدهم هجری مربوط می شوند.
خاطره جمعی ایرانی ویژگی‌های ممتاز بهار را به دوران کیکاوس می‌رساند و فردوسی این ویژگی‌ها را در سرود دیو رامشگر مازندرانی ثبت کرده است:

که مازندران شهر ما یاد باد

همیشه بر و بومش آباد باد

که در بوستانش همیشه گل است

به کوه اندرون لاله و سنبل است

هوا خوشگوار و زمین پرنگار

نه گرم و نه سرد و همیشه بهار

برخی از این ویژگیها تصویر شدنی و برخی دیگر احساس شدنی هستند. ویژگیهای تصویری بهار مانند گل بوستان، لاله و سنبل کوه و زمین پرنگار، عینا به نقاشیهای نسخه های خطی فارسی منتقل شده و در آن ثابت مانده اند. درست به دلیل وجود گل در بوستان، لاله و سنبل در کوه و نقش و نگار بر زمین، می توان احساس کرد که هوا خوشگوار است، یعنی نه گرم و نه سرد و فصل، فصل بهار است.

تصویرگر ایرانی۱ که در هرات، در حدود ۱۴۳۰ میلادی، در نگارخانه کتابخانه بایسنقری، «شاهنامه» فردوسی را به تصویر کشیده، ویژگیهای بهار جاودانی مازندران را که دیو رامشگر در سرودش می ستاید، به مجلس بزم کیکاوس در بهار زود گذر جنوب شرقی ایران زمین منتقل کرده است (تصویر ۱). در این تصویر، تخت کیکاوس در دشتی عاج گون نهاده شده که به صخره های نرمی بر زمینه زرین آسمان می انجامد. سراسر دشت پوشیده از بوته های خار ظریفی است که تازه سر از خاک برآورده اند. اینجا و آنجای دشت، تا فراز صخره ها، بوته های گلهای پرورشی باغ چون گل سرخ و نرگس و ختمی، در میان بوته های بنفشه و شقایق و سایر گلهای خودروی بهاری تصویر شده اند. در دو سوی پس زمینه تخت کیکاوس، دو درخت با برگهای همیشه سبز، یکی کمتر و دیگری بیشتر، از محدوده تصویر فراتر رفته اند. در فاصله میان این دو درخت و در محور عمودی تخت کیکاوس ، یک درخت بادام با شکوفه های سفیدش تصویر شده است. در فاصله ای مشابه، آن سوی درخت چنار، یک درخت هلو با شکوفه های صورتی اش قرار دارد و در کنار آن، چند شاخه از یک درخت با برگهای نورسته و گلهای ریز سفیدی که چون نیمتاج بر فراز هر دسته برگ قرار دارند، از بیرون سر به درون محدوده تصویر آورده اند. در فاصله میان درختان و بر زمینه زرین آسمان، پرندگان رنگارنگ به پرواز درآمده اند.

از آنجا که این صفحه از «شاهنامه» تجسم بهار در شعر و نقاشی است می توان آن را به عنوان نقطه عطف قراردادهای تجسم بهار در خاطره جمعی ایرانی فرض کرد و در پیش و پس آن به جستجوی تصاویری پرداخت که برخی یا همگی این ویژگیها را دربردارند.
ترتیب زمانی تجسم بهار در نسخه های خطی
در تصاویر منتشر شده از نسخه های خطی فارسی که برای این بررسی مورد مطالعه قرار گرفتند، هفت نسخه پایان قرن چهاردهم میلادی مربوط به سالهای ۱۳۶۰ ۱۳۹۸م/۷۶۱ ۸۰۰ ه ویژگیهای بهار را در بردارند. از این نسخه ها یکی در تبریز، یکی در بغداد و پنج نسخه دیگر در شیراز یا سایر شهرهای منطقه فارس مصور شده اند. در نسخه تبریز، «کلیله و دمنه» ۱۳۶۰ ۱۳۷۵ م/۷۶۱ ۷۷۶ ه که در کتابخانه دانشگاه استانبول نگهداری می شود، دو نقاشی «توطئه نافرجام قتل در اتاق خواب» و «گیرافتادن دزد در اتاق خواب» با درختان گل و شکوفه ایوانی که در سمت راست اتاق تصویر شده، در تداوم مکتب نقاشی قرن چهاردهم تبریز و بشدت تحت تأثیر نقاشی چینی است. حال آنکه نسخه مصور شده در بغداد و پنج نسخه مصور شده در فارس دارای ویژگیهای بارز هنر بومی ایران هستند. هر چند هر شش نسخه در دهه آخر قرن چهاردهم میلادی / دهه آخر قرن هشتم هجری مصور شده اند، اما شواهدی در بردارند که حاکی از پیروی تصویرگران آنها از قراردادهای دیرپای نقاشی در جنوب غربی ایران است.

«خمسه» خواجوی کرمانی که در بریتیش میوزیوم لندن نگهداری می شود در تاریخ ۱۳۹۶م/ ۷۹۸ه و در بغداد توسط جنید نقاش السلطانی مصور گردیده است. جنید نقاش دربار سلطان احمد جلایر بوده و آثارش حاکی از پختگی و مهارت هنری ویژه او است. هر چند که جنید در ترکیب بندی کلی آثارش نوآوریهای بسیار دارد، اما جزئیاتی چون گلهای خودروی بهاری در دشتهای تصاویر «رسیدن شاهزاده همای کنار کاخ شاهزاده خانم همایون»، «نبرد همای و همایون»، «حکایت پیرزن دادخواه با سلطان ملکشاه» و گلهای پرورشی و بوته های گلهای خودروی بهاری در باغی که همای و همایون و همراهان در آن گرد آمده اند، همانی است که در سایر نقاشیهای مکتب شیراز مشاهده می شود.

یکی از شگفت انگیزترین و زیباترین تصاویر بهار در نقاشی ایرانی مربوط به جنگ شعری است که در موزه هنرهای ترک و اسلامی استانبول نگهداری می شود و در سال ۱۳۹۸م/ ۸۰۰ ه در بهبهان اجرا شده است. (تصویر ۲). شجاعت، ظرافت و مهارت هنرمند در طرحریزی و رنگ بندی این اثر با درختانی که تنه آنها به ساقه گل می ماند و با رنگ سرخ روی زمینه آبی تیره آسمان و تپه های زرد، بنفش و اخرایی کار شده اند، زاغچه های بسیاری که به صورت چتری نوک شاخه های درختان نشسته اند و دم باریک و بلندشان با یک حرکت سریع و ماهرانه ترسیم شده، همه می تواند حاکی از آن باشد که با یک اثر استثنائی مواجه هستیم که جزء جزء آن زاده تخیل نقاش هنرمندی است. حال آنکه با اندکی دقت، بسیاری از این اجزا را در آثار متقدم دیگری در هنر تصویرگری جنوب غربی ایران باز می یابیم، از جمله: تنه درختانی که به ساقه گل می مانند و نمونه های آنها را در کتاب «سمک عیار» که در آکسفورد نگهداری می شود و مربوط به سالهای ۱۳۳۰ ۱۳۴۰م/ ۷۳۰ ۷۴۰ ه در منطقه فارس است و همچنین در نسخه وزیر قوام الدین شاهنامه فردوسی که در بالتیمور نگهداری می شود و در ۱۳۴۱م/ ۷۴۱ ه در شیراز اجرا شده می توان دید. با توجه به شیوه نقاشی دو کتاب اخیر می توان حدس زد که تصویرگران آنها تحت تأثیر نقاشی دیواری منطقه فارس بودهاند که خود در نقاشی دیواری ایران پیش از اسلام ریشه دارد. نمونه دیگری از زاغچه ها را، که تقریبا به همان حالت روی درخت نشسته اند، در صحنه «نجات دادن موش گربه را» در کلیله و دمنه ای که در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود و در حدود ۱۳۹۰م/ ۷۹۲ ه احتمالا در شیراز نقاشی شده می بینیم (تصویر ۳). برگهای پرمانند درخت سمت راست پیش زمینه منظره بهار در جنگ بهبهان را نیز در تصویر دیگری از همین نسخه کلیله و دمنه بازمی یابیم (رسیدن بلاد و ایراندخت به کنار کاخ) با این تفاوت که تنه درخت در تصویر اخیر صاف نیست، بلکه پیچ و خم دارد.

ویژگی چشمگیر دیگر نقاشیهای این نسخه کلیه و دمنه آن است که نیمی از تصویر در درون کادر همراه با متن آمده و بقیه آن، به مقدار قابل توجهی، در حاشیه پهن نسخه تصویر شده است. از جمله در تصویر «رسیدن بلاد و ایراندخت به کنار کاخ» قسمت فوقانی کاخ قبل از دو سطر اول متن درحاشیه بالا تصویر شده است. اصل نقاشی پس از دو سطر اول بر فراز چهارده سطر دیگر قرار گرفته و فضایی معادل پنج سطر را به خود اختصاص داده است. دشتی که کنار کاخ است به اندازه یک سوم عرض کادر در حاشیه سمت راست صفحه پیشروی کرده و درختانی که در این قسمت تصویر شده اند،حاشیه سمت راست را به حاشیه بالا پیوند می دهند. در این دشت، یک درخت بادام و یک درخت هلو به شکوفه نشسته اند که قرارداد تجسم فصل بهار است.

سه متن «گرشاسب نامه» اسدی طوسی، «شاهنشاه نامه» یا شرح فتوحات تیمور از احمد تبریزی و «بهمن نامه» ایرانشاه که هر سه تاریخ ۷۹۹ه را دارند و احتمالا در شیراز مصور شده اند، در نسخه نفیس واحدی گرد آمده اند که در بریتیش میوزیوم لندن نگهداری می شود. این نسخه که تصاویری از بهار را دربردارد، گویا جزو هدایائی بوده که شیرازیان برای انصراف تیموریان از حمله به شهرشان تهیه کرده اند.

از آغاز قرن پانزدهم میلادی/نهم هجری تا زمان تصویر بهار درشاهنامه بایسنقری، هفت نسخه ارزشمند دیگر باقی مانده که هریک به سهم خود روشنگر قراردادهای تجسم بهار در تصویرگری این دوره اند. این نسخه ها عبارتند از: دو جنگ ادبی، دو کلیله و دمنه، دو منظومه همای و همایون از دیوان خواجوی کرمانی و یک خسرو و شیرین از خمسه نامی.

جنگ ادبی نفیسی که برای اسکندر میرزا نوه تیمور و فرمانده فارس در ۱۴۱۰م/ ۸۱۲ ه در شیراز تهیه شده و اکنون در بنیاد گلبنگیان در لیسبن نگهداری می شود، در تجسم دشت بهاری نوآوری جالب توجهی دارد: در تصویر دو صفحه ای «آوردن زندانیان به حضور خسرو» زمین زرین است و آسمان لاجوردین. گلهای بهاری بر زمینه زرین دشت و شکوفه های بهاری بر زمینه لاجوردین آسمان می درخشند (تصویر ۴،نیمه سمت راست نقاشی).

جنگ ادبی دیگری از همین دوره که آن هم احتمالا در شیراز اجرا شده و اکنون در بریتیش میوزیوم لندن نگهداری می شود، بهار را در مجلس «دیدار اسکندر از زاهد غارنشین» چنین تصویر کرده است: نوشته ها در حاشیه پهن بالا و نیمه سمت چپ صفحه به طور مورب قرارداده شده اند. آسمان تیره، بین نوشته های متن و منحنی های بالای صخره ها، مثلث بزرگی را تشکیل داده است. درخت میوه ای بر فراز صخره میانی تصویر شده که شاخه های پرپیچ و خم آن تمامی فضای مثلثی آسمان را پوشانده و شکوفه هایش گویی بارانی است که بر کوهستان می بارد.

نسخه ای از کلیله و دمنه که بین سالهای ۱۴۱۰ و ۱۴۲۰م/۸۱۲ ۸۲۲ ه تصویر شده و متعلق به کتابخانه کاخ گلستان تهران است، در جهان به عنوان زیباترین صفحات نقاشی ایرانی پذیرفته شده است. صحنه «شنزابه گاو در چمنزار » با آسمان زرین و دشت فیروزه گون با خارهای نورسته، بوته های گل بهاری، رود سیمگون و چمنزار دو سوی آن که پوشیده از گلهای ریز سفید و بنفش است، زیبائی بی آلایش و سحر آمیزی دارد. بوته نی و درختی با برگهای سبز کمرنگ و پر رنگ ، به شیوه نقاشی متداول قرن چهاردهم /هشتم، که در سمت راست قرار دارند و گویی در اثر وزش باد بهاری به سوی درون تصویر خم شده اند، نگاه بیننده را به روی بوته بزرگ گل میان دشت، سپس روی بوته زیبائی که در گوشه راست بالا در مرز زمین و آسمان قرار گرفته و از آنجا به روی بوته بزرگ گل ختمی سمت راست پائین تصویر می کشانند و درصفحه به گردش در می آورند تا جزئیات زیبائی طبیعت در بهار را کشف کند و از آن لذت ببرد ( تصویر ۵ ). در صحنه « شیر پیر، روباه و الاغ »، همان آسمان زرین بر فراز دشتی عاج گون قرار گرفته که در آن شیر به الاغ حمله برده است. رود سیمگون از پائین و شاخه های پر شکوفه دو درخت میوه از دو سو، موضوع اصلی را در میان گرفته اند. برخی از گل ها و گیاهان تصویر قبلی در اینجا نیز با هنرمندی بر فضاهای خالی نشسته اند و خبر ازفصل بهارمی دهند. (تصویر۶ ).

نسخه دیگری از کلیله و دمنه که در سال ۱۴۳۰م/ ۸۳۳ ه در هرات برای بایسنقر تهیه شده و در توپقاپو سرای استانبول نگهداری می شود، در صحنه «دریدن شیر گاو را » از دستاوردهای دو کلیله و دمنه پاریس و تهران بهره گرفته و از قراردادهای آنها در تجسم بهار پیروی کرده است. نوآوری نقاش این نسخه در رنگ بندی آسمان و صخره هاست: در اینجا دشت عاج گون به صخره های فیروزه رنگی می انجامد که همرنگ آسمانند و فقط نوار باریکی به رنگ فیروزه ای مایل به سبز روشن آنها را از آسمان جدا می کند. نقاش برای برجستگیهای دشت نیز همان آبی فیروزه ای آسمان را به کار برده است (تصویر ۷).

صفحه زیبائی از دیوان خواجوی کرمانی، مربوط به نیمه اول قرن پانزدهم میلادی/ نیمه اول قرن نهم هجری که محل اجرای آن نامعلوم است، در موزه هنرهای تزئینی پاریس نگهداری می شود. در این اثر که نقاش «همای و همایون در باغ» را تصویر کرده، یکی از مهمترین قراردادهای نقاشی این دوره که همانا تصویر کردن هر چیز در بهترین حالتش است به خوبی مشاهده می شود (تصویر ۸).

فصل بهار در قراردادهای نقاشی ایرانی در قرن پانزدهم میلادی/ قرن نهم هجری به عنوان زیباترین فصل سال پذیرفته شده بود. بدین سان، هرگاه که نقاش باید صحنه ای در داخل ساختمان را تصویر کند، هر چند که کوشش عمده او در ساخت و ساز فضای درون است، باز هم درختان به شکوفه نشسته و بوته های گل به بیننده یادآوری می کنند که زمان رویداد فصل بهار بوده است. نمونه این شیوه تصویرگری را در دو نسخه نیمه اول آن قرن می بینیم:

در تصویر «آوردن شاپور فرهاد را به کاخ شیرین» از خمسه نامی، که در حدود ۱۴۲۰م/ ۸۱۷ه در تبریز ساخته شده و در گالری هنر فریر در واشنگتن نگهداری میشود، از پنجره باز پشت سر شیرین، که در محور عمودی تصویر قراردارد، یک درخت با شکوفه هایش روی چمن باغ دیده می شود. پشت هر یک از دو پنجره مشبک سمت چپ و راست تالار کاخ، زنی به درون می نگرد و از پشت سرش درختی را که به شکوفه نشسته میبینیم.

نسخه ای از همای و همایون خواجوی کرمانی هم، که در سال ۱۴۲۷م/۸۳۰ ه در نگارخانه کتابخانه بایسنقر در هرات ساخته شده و در کتابخانه دولتی وین نگهداری می شود، بهار را از پس پنجره های تالار کاخ به نمایش گذاشته است: در مجلس «نگریستن همای تصویر شاهزاده خانم همایون را که بر دیوار آویخته»، از پس سه پنجره تالار سه درخت دیده می شود. درخت پشت یکی از پنجره ها شکوفه سفید و در پنجره دیگر شکوفه های صورتی دارد، در پنجره سوم درختی با برگهای سبز قرار گرفته و در کنارش سرشاخه های یک بوته گل سرخ یادآور بهارند.

در پایان قرن چهاردهم میلادی/ هشتم هجری، یکی از قراردادهای پذیرفته شده و عمومیت یافته نقاشی ایرانی تصویر کردن اجزاء موضوع در بهترین حالتشان بوده است: آسمان یا زرین است و یا لاجوردین با ماه و ستاره های زرین، چرا که چنین آسمانهائی به نظرشان زیباتر می آمده است. زمین همواره در نور روز و در بهار تصویر شده، چرا که زیبائی گلها و گیاهان در نور روز بهتر جلوه گر می شود. زمانی که درختان بادام و هلو و سایر میوه ها به شکوفه مینشینند کوتاه است اما زیبا، پس باید این زیبائی ثبت شود. درخت میوه در بهار زیبائی تنه و شاخه هایش را بهتر می نمایاند و شکوفه های سفید و صورتی روی زمینه تیره زرین یا لاجوردین درخشش ویژه ای دارند. تمام این قراردادها تا دهه سوم قرن پانزدهم/ دهه سوم قرن نهم هجری بتدریج در آثار تصویرگران ایرانی تکمیل و تثبیت می شود و همچنان ادامه می یابد تا اینکه در نیمه قرن شانزدهم/ نیمه قرن دهم گرایش نوینی در تصویرگری کتاب بروز می کند. این گرایش نوین را شاید بتوان نوعی «ابزار مهارت» نامید.ترکیب بندی تصاویر پیچیده و شلوغ می شود، تعداد افراد تصویر افزایش مییابد، رنگ بندی متنوع تر و تندتر می شود، نقاش عناصر بهار و تابستان و پائیز را یکجا به تصویر میکشد، مهارت در اجرای جزئیات بیش از وحدت بصری اثر اهمیت مییابد، به بیانی دیگر، تصویرگری نسخه های خطی فارسی سیر نزولی خود را آغاز می کند.

۱ در کتاب «نقاشی ایرانی» نوشته بازیل گری می خوانیم: تیمور در لشکرکشیهایش به شهرهای ایرانی صنعتگران را اسیر میکرد و به سمرقند میفرستاد. از جمله در سال ۱۳۹۳ صنعتگران شیراز و بغداد به سمرقند گسیل شدند (ص ۶۵). شاهرخ که از سال ۱۳۹۷ حکمران هرات بود، پس از مرگ پدرش تیمور، هنرمندان و صنعتگرانی را که او به اسارت به سمرقند آورده بود با خود به هرات برد (ص۸۰). بایسنقر، پسر شاهرخ، کتابخانه اش را در ۱۴۲۰ بنا نهاد، همان سالی که تبریز را از چنگ ترکمنها در آورد. بایسنقر از این لشکرکشی به همراه استاد جعفر، مبتکر خط نستعلیق، به هرات بازگشت و او را به سرپرستی معروفترین کارگاه آن عصر گماشت (صص ۸۳ و ۸۴).

احتمالا استاد جعفر، نقاشان ماهر تبریزی را به هرات فراخوانده است. بنابراین، مکتب نقاشی تیموری هرات مخلوطی است از دستاوردهای مکاتب نقاشی بغداد، شیراز و تبریز در پایان قرن چهاردهم و آغاز قرن پانزدهم میلادی/آغاز قرن نهم هجری.