جهان گرافیک – گرافیک جهانی

مصطفي اسدللهي

ابراهيم حقيقي مي گويد: «گرافيک محمل بسيار مناسبي براي ارتباط با جهان است؛ ارتباطي تصويري، همانند عکاسي و سينما با اين تفاوت که متکي به موسيقي و زبان و درام نيست. گاهي مواقع به واسطه ي گرافيک ارتباط بسيار سريع تر نيز حاصل مي شود (همچون نشانه ها که يک
زبان تصويري گوياي بين المللي اند و براي همه هم آشنا. مثلا علايم رانندگي). گرافيک زبان ارتباطي بسيار جامع و داراي قابليت گسترش فراواني هم هست. اکنون همه جا پر از علايم

و نشانه هاي گرافيکي است: ايستگاه ها، فرودگاه ها، ورزشگاه ها و به تازگي رايانه ها. در سايت هاي اينترنتي به نشانه هاي گرافيکي بسياري بر ميخوريم که همگي آشنايند. در واقع اکنون ما جهان را به واسطه ي يک الفباي تصويري جهاني مي شناسيم.» و ساعد مشکي: «به واسطه ي آثار گرافيک مي توان به نگرش، رفتارهاي اجتماعي، سنن، علايق و روحيات مردم جامعه به عنوان عوامل زنده ي فرهنگ و تمدن پي برد.»

جملات بالا شايد تا حدي گوياي ميزان اهميت هنر گرافيک در شکل گيري و پيشبرد گفت و گوي ما با جهان باشد. چنان که

قباد شيوا هم در توضيح اين اهميت مي گويد: «طراحان گرافيک ميتوانند «هيروگليف» هاي عصر خود را به وجود آورند، چشم ها را به ضيافت فرهنگي در سطح بين المللي دعوت کنند و مروج تفهيم و تفاهم ميان مللي با تمدن هاي متفاوت باشند.» گرافيک به عنوان هنري بي نياز از گرفت و گيرهاي کار با زبان بومي و نيز با کمترين اتصال و ارتباط با فرهنگ سنتي برآمده از قوميت ها مي تواند از جمله ي بهترين مسيرها براي ارتباط با جهان هاي ديگر متفاوت در گوشه هاي مختلف اين دايره ي خاکي در دنياي مدرن معاصر باشد.

اما جهاني شدن اين زبان چگونه ممکن است؟ مشکي معتقد است: «از آنجا که تصوير در نسبت با گفتار قابليت فهم در گستره ي افزون تري از انسان ها دارد گفت و گوي از اين طريق نيز مخاطبان بيشتري را در بر خواهد گرفت. گرافيک نمي تواند تفاهم ايجاد کند اما ميتواند به فهم بشر از تفاهم ياري رساند.» و مجيد عباسي در توضيح چگونگي برقراري اين ارتباط جهاني مي گويد: «طراح گرافيک علاوه بر آگاهي هاي لازم درباره ي حرفه ي خود، توانايي هاي فني و حرفه اي و دانش آکادميک، بايد که تسلط کافي نسبت به مسايل اجتماع و فرهنگ جامعه داشته باشد. هنر گرافيک انعکاسي بسيار واضح و روشن از مسايل حاد اجتماع است. و بنابراين بايد از توانايي هاي طراحان گرافيک براي بيان و انتقال پيام گفت و گو ميان فرهنگ ها و تمدن ها استفاده نمود. هنر گرافيک خلاق به درستي مي تواند اين پيام گفت و گو را در شکل ها و قالب هاي حرفه اي خاص خود به جهانيان منتقل کند.»

در اين ميان نظر فرشيد مثقالي در مورد راهکار برقراري اين ارتباط فرهنگي جالب توجه است: «فرهنگ ما بايد به وسيله ي گرافيک بسته بندي و به جهان عرضه شود. اما اين حرکت فردي نيست بلکه بايد شورايي تشکيل شود تا در اين مورد تصميم گيري کند. باقي افراد هم، همگي بايد تحت رهبري اين شوراي مرکزي باشند. نظريه ها اگر شخصي باشند در جمع قابليت انسجام خود را از دست مي دهند.»

اما اين پرسش پيش مي آيد که شيوه ي برخوردمان به عنوان يک سوي اين ارتباط جهاني چگونه بايد باشد؟ براي جهاني شدن خود را به آنها نزديک کنيم يا آنها را به خودمان؟ ابراهيم حقيقي پاسخ مي دهد: «ما از طريق گفت و گو مي توانيم فرهنگ را انتقال دهيم. در نمايشگاه هاي جهاني با موضوع هايي مانند صلح، آلودگي محيط زيست، حمايت از کودکان و … پوسترهايي عرضه شده اند با زباني جهاني و در عين حال با نشانه هاي خاص ملي. مثلا در غالب پوسترهاي هنرمندان ژاپني نمودهايي از فرهنگ ژاپن وجود دارد و اين مزيت آنهاست چرا که تا ملي نباشيم نمي توانيم جهاني شويم.» و مجيد عباسي ادامه مي دهد: «طراح گرافيک در اين گفت و گوي بصري بايد علاوه بر شناخت زبان بين المللي تصوير، به هويت خويش نيز اهميت دهد تا اثري موفق و تاثيرگذار خلق کند از جايگاه صحيح فرهنگي و تاريخي خود و هم منطبق با شرايط روز.»