نمایشی از تحول و تطور یک شکوه
( به مناسبت ماه محرم)
فصلنامه فراایران ، شماره های پنجم و ششم ، پاییز و زمستان ۷۹
محسن شریفی
هشتمین نمایشگاه بین المللی بزرگ قرآن کریم، به همت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همزمان با ماه مبارک رمضان ۱۴۲۱ هجری قمری، مصادف با ۱۲ آ ذر تا ۶ دی ماه ۱۳۷۹ در مرکز آفرینش های فرهنگی و هنری، با شکوه بسیار و با برنامه های جنبی برگزار شد.
نخستین دوره ی این نمایشگاه در اسفند ۱۳۷۲ برگزار شده بود اما نمایشگاه امسال به دلیل وجود بخش های مفصل تر و جدیدتر و آثاری نفیس تر و تماشایی تر، از شکوه بیش تری برخوردار بود.
این نمایشگاه مشتمل بر ۱۶ بخش جداگانه بود، که بخش هنری آن، تنها یکی از این بخش ها به شمار می رفت، که این بخش بسیار گسترده، مفصل ودرخور توجه بود. بخش هنری که در هر دوره با اقبال عمومی هم رو به رو می شود، در واقع بخش نمایش آثار هنرهای قرآنی ست که معمولا هر ساله در نمایشگاه قرآن کریم با موضوعی خاص برگزار می شود. در نمایشگاه امسال، با توجه به سال جاری که به نام حضرت امیر (ع) نامگذاری شده است، تعداد ۷۰ تابلوی نفیس که به مناسبت برپایی این نمایشگاه تهیه شده ، و موضوع آنها قرآن در کلام حضرت امیر و آیاتی که در شأن آن حضرت نازل شده است و نیز احادیثی از حضرت رسول به نمایش گذاشته شده بود. هیات داورانی متشکل از استادان خوشنویسی: غلامحسین امیرخانی، علی شیرازی، محمد حیدری، کیخسرو سروش، محمد سلحشور ، امیر احمد فلسفی و محمد احصایی، استادان نگارگری و تذهیب: محمد باقر آقامیری و محمد طریقتی، و استادان هنرهای سنتی: مجید شریف زاده و علیرضا مجتهد به داوری آنها پرداختند و سرانجام ۹ نفر را به عنوان هنرمندان برگزیده معرفی کردند
بخش آثار هنری
قرآن کریم، سرچشمه ی اصلی پیدایش و رواج هنرهای اصیل در جهان اسلام و موضوع و مایه ی اصلی طراحی و ابداع آثار بسیاری ست که به صورت های خوشنویسی، نگارگری و تذهیب، صحافی و کتاب آرایی و جلدسازی ودیگر آثار سنتی پرداخته شده از چوب و فلز و مانند اینها جلوه گر شده است.
در کتابت آیات قرآنی، در ابتدای ظهور اسلام، از نوعی خط که در حجاز رواج داشت و به نام های«خط حجازی» و «خط تنزیل» خوانده شده است و در واقع شکلی از «خط نسخ مایل» بود استفاده می شد اما بعدها «خط کوفی» جانشین آن شد. خط کوفی که در آغاز فاقد نقطه واعراب بود، موجب بروز اختلاف در قرائت می شد. برای رفع این مشکل، در سده ی نخستین، ابوالاسود دیلی که از شاگردان و اصحاب حضرت علی (ع) بود به راهنمایی آن حضرت دستور زبان و نحو عربی را نگاشته بود نقطه گذاری حروف را در مصاحف قرآن کریم بنا گذاشت و برای تعیین حرکات حروف، داخل و مجاور آنها را نقطه گذاری کرد. استفاده از رنگ های قرمز و زرد در نقطه گذاری مصاحف که رنگی متفاوت از مرکب سیاه متن است در عین آن که به خواندن صحیح حروف کمک می کرد، به نوعی موجب بهره گیری از عنصر رنگ در تزیین مصاحف شد.
از آن پس در طی سده های مختلف، مسلمانان برای حفظ قرآن و خواندن آن به رونویسی نسخه های بسیاری پرداختند به طوری که کتابت و نسخه برداری امری مهم و کاری پر اهمیت به شمار آمد و هنوز نیز دربرخی کشورها نوشتن قرآن به صورت یک سنت خانوادگی مرسوم و معمول است.
پیدایش هنر خوشنویسی و تکوین خط های چند گانه وشیوه های گوناگون خطاطی و ایجاد فنون و هنرهای کتاب آرایی و تذهیب، همه از دستاوردهای نسخه پردازی از قرآن کریم است. نسخه های اولیه ی قرآن کریم فاقد هر گونه علایم ونشانه گذاری بودند، اما بعدها به تدریج اعراب و نشانه هایی برای مشخص کردن آیه ها، سوره ها، احزاب و جزء ها در کتابت پدید آمد. در نسخه های اولیه، برای مشخص کردن سر سوره ها، پایان یک سوره و آغاز سوره ی بعدی و فاصله ی بین آیات، جزء ها و سجده ها،از نقطه های طلایی رنگ و خطوط ساده ی هندسی استفاده می شد و رفته رفته با طراحی و نقاشی ترنج در حواشی نسخه ها و تزیینات بیش تر و بهره گیری از نقوش و رنگ های بیش تر، هنر «تذهیب» پدید آمد.
آثار خوشنویسی و نقاشی خط
آنچه از بررسی های تاریخی و سیر تطور هنر خوش نویسی حاصل می شود این است که کتابت قرآن کریم باعث پیدایش وگسترش این هنر شده است. خوش نویسی قرآن در صدر اسلام به منور حف و نشر آن در بین مسلمانان به خطی موسوم به «حجازی» یا «خط تنزیل» آغاز شد. پس از سال ۱۷ هجری قمری، که شهر کوفه شکل گرفت، مردم آن شهر،خط عربی را به شیوه ای خاص می نوشتند که اصطلاحا «خط کوفی» نام گرفت و خود سر منشاء خطوط چندگانه و هنرهای مختلف کتاب آرایی و پیدایش نگارگری و تاثیرات ویژه در معماری اسلامی شد.
با پیدایش خط نسخ در قرن چهارم هجری و وضع خطوط شش گانه یا خطوط اصول (ثلث، ریحان، نسخ، محقق، توقیع، رقاع) خوش نویسی رنگ و جلوه ای دیگر یافت. واضع و بنیانگذار این خطوط را محمدعلی بیضاوی شیرازی معروف به ابن مقله دانسته اند. تکمیل و تهذیب این خطوط، به ویژه خط نسخ در قرن پنجم هجری توسط علی بن هلال کاتب معروف به ابن بواب صورت گرفت. در نیمه ی دوم قرن هجری، یاقوت مستعصمی، با شیوه ی درخشان خود، از خط ثلث و نسخ و ریحان در خوش نویسی آیات قرآنی بهره گرفت. پس از این دوره است که عصر طلایی خوش نویسی با بسط شیوه ها و شکل های مختلف رواج و رونقی به این هنر بخشید و گونه هایی ممتاز از خطوط و سبک های خوش نویسی در جهان اسلام پدیدار شد.
خط کوفی آن چنان در قلم هنرمندان خوش نویس ایرانی به رونق و تحول رسید که با نام «کوفی ایرانی» الگو و سرمشق کاتبان دیگر سرزمین های اسلامی شد و تا به آن درجه از کمال رسید که در سایر هنرهای سنتی و ریفه ی اسلامی چون سفالگری، فلزکاری، گچ بری و کاشی کاری به عنوان عنصری تزیینی مورد توجه و استفاده قرار گرفت. خطاطان ایران مبتکر قلم تازه ای از خط نسخ شدند و همین شیوه و پایه ریزی خوش نویسی مستقل ایرانی در قرن نهم هجری به پیدایش خط نستعلیق انجامید. این خط به دلیل لطافت قلم و قدرت کتابت و خوش اندامی حروف و کلمات، پس از درخشش میرعماد در کتابت قرآن و کتاب ها و قطعات خوش نویسی مورد استفاده قرار گرفت و رایج و عام شد. ابتکار و خلاقیت خوش نویسان ایرانی، پس از گذشت یک سده، به رواج قلم تازه ای به نام «شکسته نستعلیق» منجر شد. نقش درویش عبدالمجید طالقانی در زیبایی بخشیدن به شکسته ی نستعلیق و میرعماد قزوینی در قلم و خط نستعلیق مثال زدنی ست.
در دو دهه ی اخیر در کنار خلاقیت های ماندگار هنر خوش نویسی، از سوی بعضی هنرمندان با ذوق، تجربه و ابتکاری نوین در تنوع بخشیدن و تحول قطعه نویسی رایج شد که به دلیل کاربرد مرکب رنگی و رنگ در ترکیب حروف و اساسا ترکیب نقاشی و خطاطی، به آن نام «نقاشی خط» نهاده شد. البته این هنر هم در کتیبه های ارزشمند خوش نویسی شده بر کاشی های مساجد و بناهای مذهبی سابقه و ریشه دارد. مجموعه آثار خوش نویسی به نمایش درآمده در هشتمین نمایشگاهبین المللی بزرگ قرآن کریم گزیده ای بود از قطعات نگاشته شده ازاستادان و هنرمندان مبرز خوش نویسی دوره ی حاضر که بسیاری از آنها به درجه ی استادی در کار خود رسیده بودند. قطعات شامل ۷۰ قطعه بود. به چند قطعه از آنها اشاره می کنیم:
۱ – قطعه ی «مباهله» (سوره ی آل عمران: آیه ی ۶۱)، اثر استاد محمد احصایی، با تذهیبمحمد طریقتی، به خط ریحان.
۲ – قطعه ی خوش نویسی «مودت» (سوره ی شورا: آیه ی ۲۳)، اثر استاد عبدالصمد حاج صمدی با تذهیب محمد طریقتی، به خط ثلث.
۳ – قطعه ی خوش نویسی «ذی القربی» (سوره ی نساء: آیه ی ۳۶)، اثر
استاد عباس اخوین با تذهیب محمد طریقتی، به خط نستعلیق.
۴ – قطعه ی خوش نویسی «ولایت» (سوره ی مائده: آیه ی ۵۵)، اثر استاد غلامحسین امیرخانی، با تذهیب محمد طریقتی، به خط نستعلیق.
۵ – قطعه ی خوش نویسی «ابرار» (سوره ی ابرار: آیه ی ۹ ۵)، اثر استاد محمد حیدری، با تذهیب محمد طریقتی، به خط شکسته و تعلیق.
علاوه بر اینها قطعات خوش نویسی بسیاری از آثار استاد صداقت جباری، استاد علی مجیری، استاد کرمعلی شیرازی، استاد امیر احمد فلسفی، استاد مجتبی ملک زاده، محمدرضا افشاری، علی رضا بخشی، ولی الله پارسا نیاکی، محمد چیزفهم، علی رضائیان، جواد سبتی، احمد عبدالرضایی، و … در مجموعه وجود داشت.
مجموعه ی آثار همه گونه خطوط رادر بر می گرفت، از خط ثلث و نسخ تا خطوط نستعلیق و شکسته ی نستعلیق و ترکیب خطوط.
نگارگری و تذهیب
در صدر اسلام، نخست به منظور تعیین سر سوره ها، آیات، جزء ها و سجده ها قرآن را تزیین می کردند. تزیینات اولیه که پایان یک سوره و آغاز سوره ی بعد را معین می کرد در سده های سوم و چهارم هجری رونق گرفت و در سده های هفتم و هشتم ریف و پر مایه شد، به طوری که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری و پس از آن «تذهیب» خود یک هنر ویژه ی اسلامی شد و تنوع فراوان گرفت. در زمینه ی کتاب آرایی و کتاب سازی و توجه ویژه به قطع، جلد و شیوه ی صحافی سر منشاء پیدایش هنرهای ریفی در کتاب آرایی شد.
تذهیب به معنی زر اندودکردن و طلاکاری کردن به آن دسته از نقوش تزیینی گفته می شود که در آن نقوش اسلیمی و ختایی و گره بندی ها از رنگ طلا یا خطوط مشکی و زمینه ی لاجورد کشیده شده اند. چنانچه در طراحی این نقوش ترسیمی از رنگ های دیگر بهره ی کافی گرفته شده باشد به آن «ترصیع» یا «تذهیب مرصع» گویند و اگر جدول ها و کتیبه های اطراف نقوش تذهیب دار، با رنگ های مختلف و درخشان کشیده شده باشد به آن«جدول مرصع» گویند.
تزیین قرآن و دیگر کتب و دیوان های اشعار باعث شد که تذهیب، تزیین، کتاب آرایی نضج و قوام گیرد. در کتاب آرایی، صفحات نسخه های قرآن و دیگر کتاب های نفیس را با طلا و رنگ های گوناگون، گل و بته ها، طرح ها و نقش های گوناگون هندسی و موزون تزیین می کردند وبدین ترتیب با ظرافت تمام دنیایی پر شکوه از رنگ و نقش را در اوراق کتاب ها گستردند، به گونه ای که حالات و روحیات هر دوره ای را می توان در هنر تذهیب آن دوره متجلی یافت. صفحات و لوح های تذهیب شده ی قرن های ۳ و ۴ هجری با نقش های ساده و بی پیرایه تزیین شده اند. تذهیب های قرون ۵ و ۶ هجری، یعنی مصادف با دوره ی سلجوقی و مملوکان مصر متین و منسجم است و کار تزیین و تذهیب نسبت به قرون اولیه، اهمیت و پیشرفت بیش تری پیدا کرده است. نقش های ساده و هندسی جای خود را به نگاره های گیاهی داده اند و تزیین توماری شکل از ویژگی های این دوره به شمار می رود. لوحه های مذهب قرن ۷ و ۸ هجری، یعنی دوره ی ایلخانی، پر شکوه ونیرومندند چنان که در آثار این دوره، با طرح های هشت پر و ستاره های دوازده پر به صورت تکی یا ترکیبی در سر لوح ها برخورد می کنیم. نگاره های گیاهی به نسبت پهن در ترکیب با خطوط کوفی بر روی زمینه ی لاجوردی جلوه ای چشمگیر دارند. در حاشیه ها نگاره های اسلیمی به کار برده اند. در رنگ آمیزی رنگ آبی سیر بیش تر در مرکز قرار دارد و رنگ های طلایی، آبی، قرمز، سبز و پرتقالی در پیرامون گذارده شده اند. صفحات تذهیب شده ی قرون ۹، ۱۰و ۱۱ در دوره های تیموری و صفوی ظریف و تزیینی وتجملی ست. هنر تذهیب در دوره ی تیموری به اوج شکوفایی می رسد. طلا و لاجورد رنگ های اصلی اند و نگاره های گیاهی، منره های طبیعی و گاه نقش پرندگان نقوش اصلی را تشکیل می دهند.
سیر هنر تذهیب را می توان نموداری ازسیر تحول هنر تزیینی ایران دانست. امروزه همراه با رواج صنعت چاپ، هنر تذهیب و کتاب آرایی کم رونق شده است، اما تذهیب صفحات آغازین و حاشیه و جلد قرآن های چاپی و مرقع ها و کتاب های خوش نویسی هنوز سنتی اصیل و ماندگار است که همچنان رونق و ارج خود را دارد. روش تزیینات صفحات و کتاب ها هنوز چنین است که اگر تصویر بر کاغذ نخودی رنگ نقش شود متن را با لاجورد به اصطلاح «بوم» می کنند. گاه متن تذهیب را یک پارچه ی طلا می کشند، سپس آن را صیقل می زنند و بر سطح صاف و براق آن، نقش و طرح های گل و بته ختایی و اسلیمی رسم می کنند. طرح اشکال را بر آن با قلم نازک و مرکب «قلم گیری» می کنند و پس از آن با آبرنگ و لاجورد متن اشکال را «بوم» می کنند. آن گاه لبه گل ها را به ظرافت تمام با سفید آب روشن می سازند و در بن هر گلبرگ، رنگی پر مایه تر از رنگ زمینه ی آن قرار می دهند.
از دیگر گونه های تزیین نسخه های قرآنی و کتاب ها و اوراق می توان به تشعیر، سر لوح و شمسه اشاره کرد.
تشعیر به آن دسته از نقوش تزیینی گفته می شود که برای آرایش کتاب ها و اوراق خطی حیوانات خیالی مثل سیمرغ و اژدها استفاده می شود و معمولا آن را با رنگ طلایی به عنوان رنگ اصلی و بدون قلم گیری انجام می دهند. و تذهیبگر، پس از قلم گیری تند و تیز، زیر و روی برگ ها و گل ها و اندام حیوانات و پرندگان را با پرواز آب زر تزیین می کند.
سر لوح یا سر لوحه، عبارت از نقشی ست که آن را تذهیب تاج مانند که گاه شامل یک یا چند نقش مزدوج و توماری در سرآغاز کتاب و بالای نخستین صفحه ی کتاب رسم می کردند. گاهی در ذیل و متصل به آن، یک کتیبه ی مزین افزوده می شد که میان آن نقش «بسم الله»، نام کتاب، نام سوره با خطوط تزیینی چون کوفی، ثلث یا رقاع نوشته می شد که به آن سر لوح کتیبه دار می گویند. سر لوحه های نسخه های قرون ۱ تا ۸ هجری بیش تر در اشکال هنری مربع مستطیل کشیده می شد و در دوره ی تیموری، بیش تر اشکال محرابی، ترنجی،گنبدی و دالبردار و در اشکال منم هندسی ظاهر می شد. سر لوحه های صفوی از نر طرح و رنگ بسیار متنوع بودند.
شمسه به نوعی طرح ستاره ای یا خورشید مانند گفته می شود که در محدوده ی دایره قرار می گیرد. این نقشینه که از نقوش گوناگون ختایی، اسلیمی و گره چینی پدید می آید، در گونه های مختلف هنرهای تزیینی مثل کاشی کاری، گچ بری، کتابت و… دیده می شود. غالبا این نقش در ابتدای بیش تر نسخه های نفیس خطی و مذهب رسم می شده است.
نقاشی ایران با بهره گیری ازپشتوانه های غنی هنر نقاشی گذشته ی خود، در خدمت تزیین ظروف و آرایش و آفریدن نقش های قالی، کاشی کاری، گچ بری و دیگر هنرها در آمد. نگارگران ایرانی، در پی آشنایی با هنر چین و رواج آثار هنری عصر سونگ، بخصوص پس از حمله ی مغول به ایران، پس از یک دوره ی کوتاه تقلید، دوباره به آثار فرهنگ ملی و آیینی سرزمین خود روی آوردند.
نگارگری اسلامی ایران، با چنین شکوه و زیبایی حیرت انگیز، در قرن نهم هجری، در عهد سلطنت شاهرخ تیموری و نوادگان او، با گردهماییبیش از صد نقاش استادکار و با ذوق،در کتابخانه ی بزرگ هرات، مکتب هنری و جاودانه ی هرات را به تاریخ هنر جهان عرضه کردند.
در حال حاضر، نگارگری اسلامی چهره ای شناخته شده و تابناک چون استاد محمود فرشچیان را دارد که در این حیطه به کمال رسیده است.
هنرهای سنتی با مضامین قرآنی

به گونه های متنوع و زیبایی از آثار صنایع دستی گفته می شود که از گل، چوب، پارچه، فلز و … ساخته می شود و در ارتباط با معماری بناهای مختلف و تزیین وسایل زندگی قرار می گیرد.
نسخه های خطی و نفیس قرآن، گذشته از جلوه های هنری شان از جهت خوش نویسی، از لحا شیوه ی کتاب آرایی، جلد سازی و صحافی به هنرهای سنتی شکل داده اند که خود منتخبی در هنرهای وابسته به قرآن است.
جلد و جلد سازی از شکل ابتدایی آن که به صورت دو تخته ی نازک که برگه های نوشته شده رادر بر می گرفت تا جلدهای نفیس و تزیینی سوخت و روغنی، سیر و تحولی گسترده را سپری کرده است.
جلد سوخت: نوعی جلد تزیینی ست. جلد ساز، نقش مورد و نظر را با قلم مو روی کاغذ یا پشت چرم ترسیم می کند و سپس با آلتی به نام «نقش بر» بوم آن را از قسمت طراحی شده جدا می کند و در محلی، بیرون یا اندرون جلد می چسباند. اگر نقش روی کاغذ طراحی شده باشد ابتدا آن را پشت چرم می چسبانند و سپس با نقش بر چرم را می برند. به این جلد سوخت یا سوخته می گفتند چون در ساخت آن از چرم های قهوه ای تیره یا سیر استفاده می کردند. جلد ساز در طرح خود انواع نقوش اسلیمی، گیاهی، حیوانی و یا انسانی را مورد استفاده قرار می داد. سابقه ی این نوع جلد سازی به اوایل دوره ی تیموری می رسد. در دوره ی صفویه نیز جلدهای سوخته ی بسیار نفیس ساخته و پرداخته شده است.
-جلد سوخت معرق
نوعی جلد سوخته است که نقوش بیرون یا درون جلد به طریق «معرق»ساخته و پرداخته می شوند که بر نفاست و ارزش هنری آن افزوده می شد. در این گونه، ابتدا صحاف محل طرح خود را در پشت چرم مشخص می کرد و سپس به وسیله ی نقش بر، محل طرح را می برید و آن را از چرم جدا می ساخت. سپس نقوش تهیه شده را که از چرم دیگری تهیه کرده و غالبا دارای رنگی تیره بود، در محل مورد نر می چسباند و این کار به قدری با دقت انجام می شد که هیچ درز و شکافی بین قطعات وصل شده دیده نمی شد. ساخت این جلدها از سده ی نهم هجری آغاز و سپس در دوره صفوی به اوج خود می رسد.
-جلد روغنی یا لاکی
ساخت این جلدها از نیمه ی دوم قرن نهم متداول شده و در قرن ۱۲ و ۱۳ هجری به بالاترین درجه ی شکوه و زیبایی می رسد. مواد اولیه این نوع جلد عبارتند از مقوا، خمیر کاغذ، چرم، پارچه ی نخی ضخیم و به ندرت تخته ی بسیار نازک چوب. ابتدا روی مقوا یا چرم یا پارچه ی نخی یا تخته چوب نازک مقداری ماده ی سفید رنگ آب سرب می زدند و پس از خشک شدن و سوهان کاری، روی آن را با لایه ای «روغن کمان» می پوشاندند. سپس لایه ای ظریف از لعاب سریشم به کمک پارچه ی حریر نازک روی آن می کشیدند و سپس سطح آن را نقاشی می کردند. پس از پایان کار، روی نقش را بارها روغن کمان می زدند تا شفاف و براق و شیشه ای شود. نقش های اسلیمی، گل و مرغ با پردازهای ظریف و تشعیری این نقشینه ها را تشکیل می دادند.
– جلد ضربی
از رایجثرین جلد ها بود.برای ساخت ان طراح طرح مورد نظر را با مرکب روی دو قطعه چرم سخت، برنج یا چوب (یک جفت: نر و ماده) طراحی می کرد و حکاک یا قلم زن، بوم و برنج را با قلم و چکش گود می کرد تا نقش برجسته شود. سپس روی برنج (ماده) را حکاکی می کردند تا زیر و رو و حرکات و مشخصات نقش ظاهر گردد. ازساخت برنج نر و ماده، صحاف قالب های برنجی را بر اساس طرح خود روی چرم زیر قید (یا پرس) قرار می داد تا نقش روی چرم منتقل شود. گاهی نقش را طلاکوبی می کردند. گاهی لچک و ترنج می گذاشتند.
– سفال کاری
هم از ظریف ترین فراورده های صنعتگری ایران است. سفال ایران قدمتی به اندازه ی تمدن ایرانی دارد. در سده های نخستین اسلام، شهر نیشابود مرکز سفال سازی ایران در آن روزگار شد. سفال های باقی مانده از سده های سوم و چهارم هجری از نمونه های درخشان این هنر ا ست. شهر کاشان در سده های هفتم و هشتم هجری در سفال سازی به درجه ای والا از اعتلا و اعتبار می رسد.
