گزارش یک پروژهی ملی
مصاحبه با مسئولان بازسازی مجلس
فصلنامه فراایران ، شماره اول ، پاییز ۷۸
باغ و عمارت بهارستان را ، که ساختمان مجلس شورای ملی در آن واقع است ، به حق میتوان خاطره انگیزترین بنای تاریخ معاصر ایران دانست. این مجموعه همراه با میدانی که درغرب آن قرار دارد ، یادآور حوادثی مهم از مبارزات ملت و نمایندگان آن علیه استبداد قاجار و پهلوی است.
نطقهای آتشین نمایندگان دوره اول و ترور اتابک ، حملهی توپخانهی کلنل لیاخوف روسی و دستگیری و اعدام آزادیخواهان ، رشادتهای مجاهدان صدر مشروطیت در سرنگونی استبداد محمد علی شاه ، مهاجرت نمایندگان مجلس و تشکیل دولت قم در جریان حملهی قوای روس در جنگ جهانی اول ، اولتیماتوم روس برای اخراج شوستر و مقاومت مجلس وتظاهرات زنان در ۱۳۲۸ ق و چند سال بعد وقوع کودتای ۱۲۹۹ ش و مخالفتهای نمایندگانی چون سید حسن مدرس و محمد تقی بهار با استبداد رضاخان و انتقال سلطنت به خانوادهی پهلوی. و آنگاه پس از سقوط رضا خان ، میدان بهارستان به میعادگاه تظاهراتکنندگان از گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. و باز سالهای نهضت ملیشدن نفت و دیگربار سخنرانیهای آکنده از احساسات وطنخواهی نمایندگان جبههی ملت علیه استعمار انگلیس و دربار پهلوی و صدارت دکتر محمد مصدق و قیام مردم در ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و لایحهی ملی شدن نفت و سپس تظاهرات خونین فرهنگیان در پاییز ۱۳۴۰ و قتل دکتر فاطمی و ترور منصور در بهمن ۱۳۴۳ ، همه خاطراتی هستند که با شنیدن نام بهارستان در ذهن شنونده تداعی میشود و این مجموعه را محبوب قلوب ملت ساخته است ، تا با علاقه به آن نگریسته و جزئیات وقایعی را که آن باغ و بنا پشت سر نهاده در ذهنها و کتابها ثبت کند.
قدیمیترین اطلاعی که از تاریخ این مکان ثبت شده مربوط به دورهی فتحعلیشاه است که مراسم شترقربانی در آن منطقه انجام میشد. در آنزمان سه باغ بزرگ نگارستان ، بهارستان و نظامیه در حوالی مکانی قرار داشت که بعدها میدان بهارستان در آنجا ساخته شد. باغ بهارستان در ابتدا به محمد حسن خان قاجار تعلق داشت که آنرا به علی خان حاجبالدوله مراغهای ( قاتل امیرکبیر ) فروخت. صاحب جدید آن ، زمینها را نزد پاشا خان امینالملک به گرو گذاشت و چون در پرداخت دیون خود کوتاهی کرد ، امینالملک آنرا به میرزا حسین خان سپهسالار صدراعظم ناصرالدین شاه ( ۱۲۴۱ – ۱۲۹۸ ) ، فروخت. سپهسالار نیز طراحی مدرسه ، مسجد و نیز بنای مسکونی را به سبک مجلس عثمانی به میرزا مهدی خان شقاقی ممتحنالدوله که معماری را در مدرسهی L’ecole Normal Suprieur de Paris در فرانسه آموخته و طراح امارات دیگری چون پارک اتابک و قصر فیروزه بود ، واگذاشت. احداث بنا توسط استاد حسن معمار قمی سه سال بهطول انجامید و دو سال قبل از مرگ سپهسالار در ۱۲۹۶ ق به اتمام رسید. ولی اتمام ساختمان مدرسه و مسجد در زمان حیات وی ممکن نشد و این دو عمارت پس از مرگ سپهسالار در دورهی تولیت برادر سپهسالار ، یحیی خان معتمدالملک ( که بعدها لقب مشیرالدوله گرفت ) تکمیل شد. حسین خان سپهسالار در زندگی صاحب فرزندی نبود و پس از مرگ وی ناصرالدین شاه اموال او را تصرف کرده و از آن میان نگهداری مجموعهی بهارستان را به یحیی خان مشیرالدوله واگذار کرد. در این دوران ، اندرونی بنای بهارستان در اختیار بیوهی سپهسالار ، قمرالسلطنه ماه تابان خانم ، دختر فتحعلیشاه قرار داشت و از عمارت بهارستان برای پذیرایی از مهمانان برجستهی خارجی و یا مظفرالدین میرزا ولیعهد در سفر به تهران استفاده میشد. ضمن اینکه در ضلع شمال غربی بنا ، وزارت عدلیه زیر نظر یحیی خان مشیرالدوله مستقر و مشغول به کار بود. پس از مرگ قمرالسطنه (۱۳۰۸ ) ، ناصرالدین شاه عمارت اندرونی بهارستان را در اختیار غلامعلی خان عزیزالسطان ، ملیجک دوم قرار داد . وی نخستین کسی بود که در ساختمان تغییراتی ایجاد کرد و اضافاتی بیقواره در آن پدید آورد.
پس از استقرار مشروطیت ، جلسات مجلس که ابتدا در عمارت طاقنمای دربار و سپس در مدرسهی نظام تشکیل میشد ، به سبب تنگی جا در ۲۹ شعبان ۱۳۲۴ به بهارستان منتقل شد. دو سال بعد در ۲۳ جمادیالاول ۱۳۲۶ ، نیروهای قزاق به فرماندهی لیاخوف روسی ساختمان مجلس را هدف گلولههای توپ قرار دادند. در جریان این حمله ، بیشتر ساختمانهای غربی مجلس آسیب دید. تمامی اوراق و اسباب و اثاثیه و سنگهای مرمر ساختمان به غارت رفت و حوضخانهی بهارستان به آخور اسبان تبدیل شد. با شکست استبداد صغیر و فتح تهران بدست نیروهای مجاهد ، عمارت بهارستان به مقر شورای انقلاب تبدیل شد و بار دیگر هدف گلولهی توپهایی قرار گرفت که از قصر قاجار به سوی آن شلیک میشد. پس از فرار محمد علیشاه ، ترمیم ساختمان مجلس به سرعت و با کمک مردم انجام شد. هم در این دوران با پیشنهاد سید حسن مدرس ، وکلا از محل کسر حقوق غیبتها و تاخیرهای خود ساختمان را از بازماندگان سپهسالار خریدند. و از آن پس عمارت و باغ آن به تملک مجلس شورای ملی درآمد.
در دوران پهلوی ، دو بار تغییراتی گسترده در ساختمان مجلس انجام شد. اولین تغییرات در پی آتشسوزی وسیع ۱۳۱۰ بود که تالار آینه و سرسرای مجلس و اتاق بزرگ تنفس را در کام خود کشید. در جریان این بازسازی ، در ضلع جنوبی عمارت به سبک معماری اروپایی ستونهایی اضافه شد ، نمای آجری قاجاری با سنگ و تزئینات گچی پوشیده شد ، و چهرهی ساختمان کاملا دگرگون گردید. نیز در سال ۱۳۱۵ نمای شمالی بهارستان با طراحی حسن طاهرزاده و با وام گرفتن عناصری از معماری هخامنشی و ستونهایی به تقلید از کاخ آپادانا و بدون هماهنگی با سایر عناصر ساختمان دچار دگرگونی شد.
دومین دورهی تغییرات در دههی چهل انجام شد که بعلت ثبت نشدن و فقدان مدارک کتبی بررسی دقیق آن امکانپذیر نیست. از جملهی این تغییرات تخریب یکی از قدیمیترین ساختمانهای مجموعه که بنایی خشتی بین عمارت مجلس و ساختمان کتابخانه بود برای ایجاد سایت هلیکوپتر ، مسدود کردن برخی فضاها و الحاق فضاهای جدید از جمله بانک در ضلع غربی بهارستان ، تغییرات در فضای داخلی به سبب افزایش تعداد نمایندگان ، پوشاندن آجرکاریهای نفیس ضلع غربی و شرقی و نقاشیهای درهای چوبی را که شاهکاری از کار منبت ، معرق و ملیلهکاری بود باید برشمرد.
در سال ۱۳۵۶ ، مجموعهی بهارستان در فهرست بناهای ملی و تاریخی کشور ثبت شد. ولی به فاصلهی کمی پس از این تاریخ و پس از پیروزی انقلاب ، این بنا مورد بیتوجهی قرار گرفت. این بیتوجهی همراه با اتفاقاتی نظیر اصابت موشک در نزدیکی بهارستان در سال ۱۳۶۷ ، که بر اثر آن بخشی از سقف ساختمان فرو ریخت ، ساختمان مجلس را مستهلک کرد. آتشسوزی آذر ۷۳ ، موجب شد که بار دیگر توجه عموم به این میراث پرارزش سیاسی و اجتماعی کشور جلب شود و از فروپاشی کامل آن جلوگیری شود. در پی این حادثه ، گروهی از مهندسان وزارت مسکن و شهرسازی مامور مرمت و بازسازی بنای مجلس شورای ملی شدند. در نتیجهی زحمات پرارزش این گروه ، مجموعهی بهارستان احیا شده و در حال حاضر با اضافه شدن بنایی جدید ، جلسات مجلس شورای اسلامی در این مجموعه برگزار میشود.
گستردگی و اهمیت و تخصص بکارگرفته شده در این طرح به اندازهای است که براستی باید آنرا طرحی ملی نامید. به همین دلیل فراایران خود را ملزم دانست تا با انجام مصاحبهای با دستاندرکاران این طرح ملی ، آقای مهندس صادقی و آقای مهندس بهمنی گزارشی از بازسازی بنای مجلس به خوانندگان خود ارایه دهد. این مصاحبه توسط منیژهی میرعمادی و علی دهباشی انجام شده است.
· آقای مهندس صادقی ، ما چندین بار مدارکی را که شما داده بودید ، بررسی کردیم و هربار بیشتر به اهمیت کار شما پی بردیم. واقعا اگر بخواهیم طبق معمول با صفاتی از کار بزرگ شما یاد کنیم ، شاید این کار کوچک بنظر برسد. بدین دلیل فکر کردیم که اگر شما خود از شرایط کاری که داشتهاید ، سخن بگویید ، آن صفات هم خود به خود پدیدار خواهد شد. البته توضیح کل کار نیازمند کتابی ۵۰۰- ۶۰۰ صفحهای است. و در این مصاحبه امکان بررسی رئوس اصلی کار وجود دارد. بهرحال قبل از ورود به بحث اصلی ، بهتر است دربارهی آتشسوزی توضیح بدهید تا کسانی که این بحث را دنبال میکنند ، اول با خود آتشسوزی آشنا شوند ، چون شما هم در واقع در مرحلهی بعد وارد میشوید. مقدمهای بفرمایید که آتشسوزی در چه تاریخی و چگونه اتفاق افتاد و شما از کجای قضیه وارد آن شدید ؟
– این آتشسوزی هم شبیه اکثر آتشسوزیها سهوا اتفاق افتاده است. آتش ظاهرا حدود ساعت ۴ و ۵ صبح شعلهور شده و کمی بعد از آتشنشانی کمک خواسته شده. آتشنشانی هم آمده ولی تا موفق شود آتش را خاموش کند ، تا نصفههای ساختمان طعمهی حریق شده بوده است.
· این حادثه در چه زمانی بود و شما از چه زمانی در اینجا مامور شدید ؟
· آتشسوزی در ۱۵ آذرماه ۷۳ بود و حدودا ۱۰ روز پس از آتشسوزی ما به ساختمان احضار شدیم برای امر مرمت و بازسازی. حالا روز دقیقش را حضور ذهن ندارم.
· از طرف چه سازمانی شما برای مرمت مامور شدید ؟
· از جانب وزارت مسکن و شهرسازی ، بنده و در حقیقت تشکیلات اینجا عمدتا کارمندهای وزارت مسکن و شهرسازی هستیم.
· چگونه شما از آتشسوزی باخبر شدید ؟
· در این فاصلهی ۱۰ روز من هم از رسانهها شنیدم و باخبر شدم که مجلس سوخته و خیلی ناراحت شدم. غافل از آنکه خود من برای مرمت آن احضار خواهم شد.
· در آن موقع شما کجا بودید و آیا هیچ تصور میکردید که این وظیفه به شما محول شود ؟
· طی آن چند روز اصلا چنین تصوری نداشتم. من در آنزمان مسئول بازسازی یک سری بیمارستان جنگی در آبادان و خرمشهر و آن منطقه بودم. ما را از خوزستان برای مرمت این ساختمان احضار کردند. در این فاصله من هم شنیده بودم که مجلسمان سوخته و خیلی هم ناراحت بودم. ولی وارد اینجا که شدم تاسفم بیشتر شد. برای اینکه میزان تخریب آتشسوزی را به هیچ عنوان ، به این اندازه حدس نمیزدم.
· در کل خرابی چند درصد بود ؟
· تا جایی که آتش پیش رفته بود ، من فکر میکنم هفتاد – هشتاد درصد ساختمان تخریب شده بود. در عکسها هم ملاحظه میکنید فقط یک سری دیوارها و جرزها مانده بود که آنها هم به جهت اینکه ملات دیوارها از خاک و آهک بود خیس و فاسد شده و عمدتا ترک خورده بود. تمام تزئینات روی دیوارها ، نقاشیها ، گچبریها ، کارهای چوبی و آینه و شیشه همه ریخته بود. عمدتا هم به این جهت که روی دیوارها اول به رسم آنزمان ، کاهگل کشیده بودند و بعدا گچکاری و تزئینات شده بود. و در جریان خاموش کردن آتش ، کاهگل خیس شده بود و از پشت باد میکرد. حتی تا مدتها بعد آن قسمتها هم که نریخته بود مرتب میریخت. البته جدای از آتش ، ساختمان به علت کهولت دچار آسیبهای جدی شده بود که اگر آتش هم نمیگرفت باید مرمت و بازسازی اساسی میشد. این موارد در حقیقت آسیبهای مخفی بود که در طول زمان به ساختمان وارد میشد. و هیچکس هم متوجه آن نبود.
· اشارهای کردید به آسیبهای مخفی که به ساختمان وارد شده بود. این آسیبها چه عواملی داشت ؟ فرسایش عادی ساختمان و عوامل طبیعی دیگر بود یا اینکه عامل انسانی هم حالا به نوعی مثل نرسیدن به ساختمان یا اتفاقاتی که در طول زمان رخ داده در آن دخیل بوده است ؟
· دربارهی آسیبهای ساختمان یا به عبارت دیگر بیماریهایی که ساختمان دچار شده بود کلا چهار ، پنج تیپ آسیب به ساختمان وارد شده بود. یکی از بزرگترین مشکلات رطوبت بود. بعضی جاها تا ارتفاع ۲ تا ۳ متر رطوبت بالا کشیده بود. ترک در ساختمان خیلی زیاد بود. بدلایل مختلف مثلا به توپ بستن مجلس در دورهی مشروطیت و موشکباران زمان جنگ و مسایلی از این قبیل و همچنین نشستهای طبیعی ساختمان که مرطوب بودن پی و زیربنا هم به آن اضافه میشد ، ترکهای زیادی ایجاد شده بود. که به اینها باید ترکهای سطحی که روی پوست و چوب و رنگ بود را اضافه کنیم. مشکل دیگر هجوم موریانه بود. در جاهایی که موریانه زیاد است مث خوزستان تاثیراتش را حتما خوب میدانید که در جاهایی مثل ماهشهر و اهواز ، آسیبهای خیلی زیادی به ساختمان میزند. متاسفانه این ساختمان هم بیش از ۳۰ – ۴۰ درصد مصالحش چوب بود و چوب هم یک غذای لذید برای موریانه است مخصوصا اگر خیس خورده باشد که خوشخوراکترین غذا برای موریانه است. چوبهای پی و یا جاهای مختلف ساختمان که در آنها رطوبت از زیر بالا کشیده بود ، همه مورد هجوم قرار گرفته بود. در کنار همه عوامل فوق اتفاقات و آتشسوزیهایی بود که در طول تاریخ برای ساختمان پیش آمده که یکی از آنها همین آتشسوزی اخیر بود. اطلاع دارید که در سال ۱۳۱۰ هم تقریبا به همین میزان آتشسوزیای در تالار آیینه اتفاق افتاده بود. آنزمان ۲ سال طول کشید تا ساختمان را مرمت کنند. اتفاق دیگر به توپ بستن مجلس بود که بخشی از اینجا آسیب دیده بود. البته عمدهی آسیب به چاپخانه مجلس وارد شده بود ولی اینجا هم در حقیقت آسیبهایی دیده بود. در زمان موشکباران تهران موشکی به نزدیکی سازمان برنامه و بودجه اصابت کرده بود و ارتعاش آن باعث شده بود تا بخشی از سقف غلام گردش بریزد که در آنزمان تا حدودی مرمت شده و سقف سرجایش گذاشته شده بود.
· نکتهای ذهن من را مشغول کرده درباره مرمتها و بازسازیهایی که در سابق در این ساختمان انجام شده است. آیا این مرمتهایی که در پی این اتفاقات در ساختمان انجام شده ، با توجه به اصول این حرفه بوده است یا نه ، یا اضافات و تغییراتی که در سال ۴۵ در ساختمان ایجاد شده ، آیا اینها واقعا ساختمان را دچار انحطاط نکرده است و اهمیت تاریخی و هنری آن را از بین نبرده است ؟
· البته اگر کلا از جنبه معماری صحبت کنیم شاید این حرف درست باشد. دلیلش هم این است که اول در زمان سپهسالار ساختمان باارزشی ساخته میشود با نمای آجری بسیار نفیس. ولی در طول سالها خیلی دچار دستکاری شده است. مثلا اضافه کردن ستونها در نمای شمالی و جنوبی در زمان پهلوی اول ، تخریب بخشی از قسمت شرقی ، پوشاندن کامل نمای آجری که با گچکاری و بعد هم با مدل رومی پوشش داده شده است. عمدتا اینها موجب شده بود که ساختمان خیلی بکر نبوده و از نظر معماری شاید خیلی ارزشمند نباشد. ولی از طرف دیگر ، اینجا مجلس مملکت بود و از نظر اجتماعی ، سیاسی و تاریخی ساختمان بسیار باارزشی است. تمام آن اتفاقاتی که در زمان مشروطیت و بعد از مشروطیت در آن رخ داده آن کسانی را که در خودش دیده و علاقهای که مردم به ساختمان دارند ایجاب میکند که ما خیلی با اهمیت به ساختمان نگاه کنیم.
· دلیل این تغییرات و دستکاریها چه بوده است ؟ فقط سلیقه و ذائقهی دوره بوده یا عوامل دیگر هم دخالت داشته است ؟
· کاربریهای مختلفی که ساختمان در دورههای مختلف پیدا کرده خیلی موثر بوده است. اینجا اول به عنوان خانهی شخصی سپهسالار ساخته میشود و بعد از مدتی به کاخ ولیعهد و کاخ تشریفات خارجی قاجار و بعد به مجلس تبدیل میشود. هرکدام اینها در واقع مراحل خودش را میگذراند به اضافه اینکه خود تخریبهایی که در اثر عوامل بیرونی مثل به توپ بستن مجلس یا آتشسوزی ۱۳۱۰ یا تغییراتی که در دورهی ریاست آقای ریاضی صورت میگیرد تا دورهی موشکباران و آخرین آنها هم همین آتشسوزی اخیر اینها همه باعث میشود که در بازسازیها در واقع سلیقه شرایط حاضر ، یعنی زمان انجام کار مهر خودش را بزند.
· ولی در واقع فاقد آن وجه علمی و مهندسی بوده است.
· تقریبا میشود گفت حرف شما دقیق است. یعنی چون مرمت اساسی و یا اگر بخواهیم اسمش را علمی بگذاریم اگر میخواست انجام بگیرد باید در واقع همان معماری قاجاری در اینجا احیا میشد. بازسازی و تعمیر و مرمت میشد. ولی هرکدام از این الحاقات و هرکدام از این تعمیرات و مرمتهایی که شده ، عناصر جدیدی را برای خودش اضافه کرده است که اوج آن بعد از آتشسوزی ۱۳۱۰ رخ داده که در همین ضلع جنوبی ، کامل روی آن تزئینات پرکار آجری ، گچ کشیده میشود ، ستون اضافه میشود و این کار هم خود با مشکلاتی انجام میشود. چون در واقع تلفیق دو نوع معماری قاجار و پهلوی است که اگر دقیقا در خود ساختمان دقت بشود پوستهای که مرز بین معماری داخل و معماری بیرون نمای ساختمان است دو چیز مختلف است که مسایل آن حل نشده است. اکثر درها توی آکس نیست یا از بیرون توی آکس است یا از داخل توی آکس است. و اینها با هم نمیخوانند . یا مثلا مشکلاتی که مواجه بودند در هنگامی که ستونها را اضافه کردند یک جاهایی با هم برخورد کردند. مثلا جلوی تالار خود پارلمان اصلی یک ستون را در واقع مانده بودند که با این طرف نما بیایند یا طرف دیگر. و آخر هم یک ستون که نیمهاش با این طرف میخواند ونیمهاش با طرف دیگر درست کردند که ما آنرا اصلاح کردیم. یا آن نمای شمالی که اصلا نمای تخت جمشیدی است و خودش یک ساز دیگری را می زند. که آنهم در همان سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۵ در واقع در دوره پهلوی اول اضافه شده است. در نهایت حالا شاید ساختمان زشتی نیست ولی معماری ایرانی نیست. معماری فرانسوی در جنوب و معماری تخت جمشید در شمال.
· در هر حال برخی از این موارد دستکاریها بسیار تاسفانگیز است. نمونه آن درهای ساختمان که چقدر زیبایی در آنها وجود دارد و با چنین ظرافتی آنها را زیر بتونه و رنگ پنهان کرده بودند. این مساله در چه دورهای اتفاق افتاده و دلیل آن چه بوده است ؟
· من فکر میکنم اواخر پهلوی اول یا اوایل پهلوی دوم باید باشد. ولی اینکه دلایل آن چه بوده است ، فکر میکنم یک سلیقه کاذب مدرن که در دورهای مسلط شده بود ، البته مدرنیسم کاذب بوده چون کارهای مدرن خیلی زیبا و باارزشی هم وجود دارد. ولی در چنین ساختمانی یا چنین تزئیناتی ، درهایی را که این مقدار ملیلهکاری ، منبت کاری ، معرق کاری داشته و اینچنین ظریف روی چوب کار شده بود زیر پوشش رنگ برده باشد. به نظر من این سلیقه باید خیلی کاذب و در واقع خودباخته باشد. ولی جدای بحث سلیقه و در واقع سبک تزئیناتی من فکر میکنم مشکلاتی هم در تعمیر این درها وجود داشته است. چون خود ما هم در تعمیر آنها خیلی با مشکل مواجه شدیم. یعنی در واقع تعمیر آنها آنقدر مشکل و سخت بود که اگر میخواستند مرتب این کار را در تمام این سالیان دراز انجام بدهند باید یک اکیپ خیلی متخصص در اختیار داشتند و یا اصلا یک بخش مرمتی میداشتند و اینها در واقع خودشان را راحت کرده بودند. آمده بودند آن خوردگیها و ریختگیها را با بتونه پر کرده و رنگ سفید زده بودند. و خوب همیشه هم نو بود. سالی یکبار هم طبیعتا مجلس رنگ میخورد و این باعث شده بود که لایهای به قطر چهار پنچ میلی متر از رنگ روی تمام کارهای منبت و ملیله و معرق تشکیل شده باشد. ما هم تصادفا به این مساله پی بردیم. یکی از درها یک گوشهاش رفته بود و مشخص شد که زیر آن طرحی هست. شروع کردم به برداشتن رنگ آن و بعد درهای دیگر.
· مورد دیگری هم هست که مثلا بعلت مشکلات نگهداری آنرا پوشانده باشند؟
· بله ستونهایی که الان نمای قاشقی و شیاری دارند آنها را هم به دلایلی نامشخص و یا بدلیل اینکه آنها را نمیپسندیدند یا اینکه زیاد ترک میخورده و نگهداریش دشوار بوده توری کشیده و سیمان کاری کرده بودند و اینها تبدیل به ستونهای گردی شده بود و چونکه ضخامتش بیشتر شده بود وقتی به سرستون می رسید سیمان کاری خود را نمایان میکرد. این سیمانکاریها هم برداشته شد و الان قاشقی ها نمایان است.
· برگردیم به بحث اصلی در مورد بازسازی . شما که قبلا در زمینه مرمت ساختمانهای قدیمی به این شکل تجربهای نداشتید. البته تجربه بازسازی بیمارستانهای جنگی بود. ولی خب ماهیت آنجور کار بسیار متفاوت است و هیچکدام از ظرایفی که در این ساختمان مطرح است در آنجا وجود ندارد. آیا برای قبول مدیریت این پروژه دچار تردید نشدید و اصولا کار را از کجا شروع کردید ؟
· اولا من گریزی بزنم به موضوع مدیریت. امروز در دنیا شخصی را مدیر می خوانند که اداره کار را به عهده بگیرد. به این معنا که اگر این مدیر را شما امروز کنار بگذارید در یک کارخانه تلویزیون سازی ، فردا بگذارید در یک کارخانه جوجه کشی و پس فردا یک تیم فوتبال ، باید بتواند آنها را اداره کند. تعریف مدیریت در دنیا امروز یک چنین چیزی است. در اینجا هم ما باید یک بدنه ای از تخصصهای مختلف طراحی می کردیم. تخصصهایی را که ساختمان نیاز داشت می آوردیم و یک بدنه ای درست می کردیم که آخرش منجر به مرمت و بازسازی اینجا بشود. این تخصصها هم به چند گروه تقسیم می شود. اولین مساله این بود که ما یک مشاور برای خودمان بگیریم که امری رایج است در کارهای ساختمانی. مهندسین مشاور هم فراوان است. ولی متاسفانه در زمینه کارهای مرمت آثار تاریخی ما مشاور ثبت شده نداریم. به میراث فرهنگی مراجعه کردیم که در آنزمان آقای مهندس کازرونی رئیس میراث فرهنگی بودند و خیلی به ما محبت کردند و ما را راهنمایی کردند. دو شرکت مشاور را که استعداد این کار را داشتند به ما معرفی کردند ولی باز هم این دو مشاور در این زمینه تخصص و تجربه نداشتند.
· یعنی فقط به طور ذهنی به این نوع کار علاقه داشتند
· بله تفکراتشان به این سو تمایل داشت یا اینکه به بافتهای تاریخی علاقه داشتند. شاید هم فعالیتهایی در این زمینه داشتند. ازبین اینها ما مهندسین مشاور باوند را انتخاب کردیم که مدیرانشان به کارهای تاریخی خیلی علاقه داشتند. و به طور منفرد نیزدر این زمینه کارهایی انجام داده بودند. برای بررسی و کنترل کلیه کارها و طرحهای مشاور یک هیات ژوری تعریف کردیم که تمام کارهای مشاورمان در آن بررسی شود.
· اعضای این هیات چه ویژگیهایی داشتند ؟
· این افراد عمدتا در زمینه کارهای مرمت متخصص بودند . اگر من اسامی و مشاغلشان را بگویم این نکته مشخص می شود. آقای دکتر فلامکی هستند که تنها استاد کرسی مرمت در کشور هستند که از جانب دانشگاه معرفی شدند. آقای مهندس سعیدی یکی از اساتید مرمت و یکی از اساتید میراث فرهنگی هستند . آنزمان آقای مهندس کازرونی ایشان را معرفی کردند و به نظر من شاید مرمت را کمتر کسی در کشور به اندازه ایشان بداند. آقای مهندس سپهری هم از وزارتخانه خودمان یعنی وزارت مسکن انتخاب شدند. ایشان هم مسوول بافت قدیم وزارتخانه بودند. درحقیقت ما از سه ارگانی که صاحبنظر بودند یعنی از وزارت مسکن که بالاخره به نوعی متولی ساخت و ساز در مملکت است بخش بافت قدیمی اش را از دانشگاه استاد کرسی مرمتش را و از میراث فرهنگی یکی از بهترین اساتیدش را برای هیات ژوری مان انتخاب کردیم. هر کاری که مشاور یا گروه اجرایی انجام می داد حتی در این حد که چهار تا آجر از بالای جرز برداریم یا برنداریم یا اینکه این دیوار مثلا الحاق بوده و اینکه آیا درها را برداریم یا برنداریم یا درجای خودش و مرمت بکنیم ، هرکاری که انجام دادیم اول میرفتیم هیات آنجا بررسی می شد و بعد از اینکه تایید هیات را می گرفتیم انجام می دادیم.
· برای تصمیم گیری آیا نقشه ای از ساختمان در دست داشتید ؟
· جواب سوال شما منفی است. خود ما هم تعجب کردیم که از ساختمانی با این اهمیت هیچ نقشه ای وجود نداشت و خیلی کار مشکلی بود. از نو آمدند رولووه کردند. البته فقط یک نقشه ای بود که کار گروهی دانشجویی بود که برای کار درسی تهیه کرده بودند و خیلی هم دقیق نبود. ولی بالاخره وجود آن خیلی مهم و از هیچ بهتر بود و در واقع توانست کمک ما باشد. این هم تجربه ای شد که ساختمانی به این اهمیت حداقل باید نقشه ای داشته باشد. که در میراث فرهنگی و یا جایی دیگر آرشیو باشد که اگراتفاقی افتاد مثلا زلزله ای شد ، آتش سوز ای شد بشود راحت بازسازی کرد. حالا هم که امکانات کامپیوتری هست که راحت می شود از آن کمک گرفت.
· به جز آن نقشه از چه منابع دیگری استفاده کردید ؟ قاعدتا خیلی از ریزه کاریها حتی در نقشه هم نیامده است مثل تزئینات و گچ بریها و اینجور نکات ؟
· در این موراد در خیلی از فضاها عکس بدست آوردیم از قدیمی ترین ارگانهایی که در کشور عکس در اختیار داشند یکی خود مجلس بود دیگر روزنامه اطلاعات بود که قدیمی ترین روزنامه کشور است و خبرگزاری جمهوری اسلامی ، سازمان صدا و سیما که از مراسمی که در قبل از انقلاب آنجا برگزار می شد و برگزاری مجلس فیلم داشتند. متاسفانه سازمان صدا و سیما خیلی همکاری نکرد علیرغم اینکه دستور از مقامات بالا بود ولی وقتی که ما به ستون پایین رسیدیم آخرش هیچ چیز دستگیرمان نشد. چندین بار من خودم شخصا حضورا رفتم آنجا و آرشیوها را گشتیم و آخرش به چیزی دسترسی پیدا نکردیم. روزنامه اطلاعات با علاقه فراوان به ما کمک کرد. هر چیز در آرشیو به فکر خودشان میرسید به ما تحویل دادند و از ما خواستند که برویم در تاریخ بگردیم که مثلا چه روزی یا چه تاریخی واقعهای تاریخی در اینجا رخ داده ، به حوالی تاریخ آن زمان اشاره بکنیم و آنها در آرشیوها بگردند و پیدا کنند. یک بخش هم ما به این صورت توانستیم عکس گیر بیاوریم. روزنامه کیهان یک سری عکس به ما داد و از مجلس هم مقدار خیلی زیادی عکس گرفتیم. خود ما هم دعوت کردیم از کسانی که در مجلس کار کرده بودند یا قبل از انقلاب نماینده بودند مثل آقای حسین مکی که دو جلسه اینجا آمدند و خیلی جالب است که ایشان در این سن و سال چقدر حافظهی قوی دارند. دقیقا تزئینات کنج به کنج ، تابلویی که در جایی آویزان بوده ، فرشی که در گوشهای بوده ، مبلمانی که بوده مثلا به خاطرشان بود و علیرغم اینکه خیلی دشوار راه میرفتند ولی خیلی علاقهمند بودند. ما هم کل ساختمان را با هم گشتیم و خیلی استفاده کردیم. آقای دکتری بود که پدربزرگشان رئیس مجلس بود ، حالا اسم ایشان خاطرم نیست. ایشان آمدند راجع به تزئینات خیلی کمک کردند. بازنشستگان سابق مجلس همه میآمدند. با آنها مصاحبه میکردیم و نتیجهگیری میکردیم که کجا چطور میتوانست باشد. با معمار لرزاده صحبت کردیم. ایشان چون شرایطی که اینجا بیایند ، نداشتند ما رفتیم و با ایشان مصاحبه کردیم. ایشان هم در سال ۱۳۱۰ یا ۱۳۱۲ اینجا را مرمت کرده و در این ساختمان کار کرده بودند. عملا هم حافظهی خیلی قوی داشتند و خیلی چیزها یادشان میآمد. بعدها هم سریال مرغ حق را که ساختهی مرحوم علی حاتمی است گیرآوردیم. سالن داخل مجلس ، صحن مجلس را در سه چهار صحنه نشان داده است. از آن هم استفاده کردیم. با استفاده از مجموع اینها به اضافه آنچه که بقایای تزئینات و غیره به صورت آویزان و نیمریخته روی در و دیوار بود نقشههایی تهیه کردیم. من فکر میکنم در جایی مثل پارلمان که تصویر زیاد بود ما دقیقا عین قبل ساختهایم و در فضاهایی که خیلی تصویر نبود و ما از بقایای تزئینات و مصاحبه با افرادی که در ساختمان رفت و آمد داشتند استفاده کردیم فکر میکنم عین خودش ساختهایم. موضوع خیلی جالبی که در اینجا باید بدان اشاره بکنم این است که چقدر علاقهمند به این ساختمان وجود داشت. یعنی از زمانی که ما قدم به ساختمان گذاشتیم از حرفههای مختلف ، از مشاغل مختلف از افرادی که اصلا هیچ ارتباطی به آنها نداشت ، به ما مراجعه میکردند و به نوعی به ما پیشنهاد میکردند که ما را در این زمینه کمک کنند.
· این کمکها در چه مواردی بود ؟
· در مسائل مختلف. مثلا در جمعآوری مستندات مربوط به ساختمان ، ما خیلی از این افراد کمک گرفتیم بعضی از هنرمندان و برخی از استادکاران را به ما معرفی کردند. افرادی که در ساختمان سالها کار کرده و حالا بازنشسته مجلس بودند ، یا قبل از انقلاب یا بعد از انقلاب داوطلبانه جلو آمدند و به ما کمک کردند و ما توانستیم اطلاعات خیلی وسیعی از آنها بگیریم. این نشان میدهد که جایی که واقعا مهم باشد مردم ما چقدر به میراث فرهنگیشان علاقهمند هستند.
· با توجه به این مساله که این ساختمان در طول تاریخ چند بار دستکاری شده ، بخشهایی خراب شده یا بخشهایی به آن اضافه شده ، آیا در این موارد هیات ژوری دچار مشکل نمیشد که کدام شکل را انتخاب کند و چگونه تصمیمگیری خود را انجام میداد ؟
· بر اساس اصول مرمت وقتی ساختمان را بازسازی میکنیم باید آنرا به اصل اولیهاش یعنی هرچه که اول بوده است ، برگردانیم. در اینجا ما دچار تناقضی بودیم. این که اصل اولیه این ساختمان ، آن نمای آجری پرکار و نفیس دوران قاجاریه بوده که در زمان پهلوی اول نمای شمال و جنوب به آن اضافه شده بود. بر اساس اصول مرمت ما باید تمام ستونهای شمال و جنوب را حذف میکردیم و میرسیدیم به همان دیوارهای آجری و آنها را احیا میکردیم. ولی از طرف دیگر مردم در طول پنجاه – شصت سال گذشته مجلس را به این چهره و به آن صورتی که هست میشناسند. نمای شمال و جنوب و بالاخره غرب را به همین صورت با این ستونها میشناسند. چون مردم در حقیقت این ساختمان و این معماری را میشناختند و تاریخ در اینجا اتفاق افتاده بود ، به این صورت اتفاق افتاده بود ، هیات ژوری تصمیم گرفت که ما آخرین چهره مجلس را حفظ کنیم. اینجا شاید ما به نوعی اصل مرمت را نقض کردیم و ساختمان را به اصل اولیهاش برنگرداندیم. البته در داخل هرچه الحاقات بیخود و بیجهت واضافی بود همه را برداشتیم و در آن جاها اصول مرمت را به طور کامل رعایت کردیم.
· بعد از مشخص شدن این دقایق که در حقیقت به نوعی جنبه نظری کار را تشکیل میدهد ، حتما اجرای این مطالب هم روش خاصی را طلب میکند. با توجه به اینکه واقعا بنظر میرسد این مورد فرد باشد که ساختمانی تخریب بشود در این وسعت و یک گروه ایرانی آنرا کاملا بازسازی کند. مطمئنا روشهای اجرایی شما برای مردم و بخصوص برای کسانی که دستاندرکارند ، جالب توجه است. کار را از کجا شروع کردید و چگونه پیش رفت ؟
· در حقیقت بیشتر این شیوهها را شورایی که داشتیم به ما تکلیف میکردند و رهنمود نشان میدادند. اولین مرحله آواربرداری بود و کار در حقیقت از آواربرداری و ایمنسازی ساختمان شروع شد. آواربرداری در ساختمانی که تاریخی بحساب میآید و ثبت شده خودش یک اصول و در حقیقت یک روش خاصی دارد. لایه به لایه باید آوار برداشته شود و شما متوجه شوید که سقفی که کاملا ریخته و در کف قرا رگرفته این سقف از چه اجزایی تشکیل شده و چه لایههایی را تشکیل داده بود. برای مثال سقف کاذب چوبی داشته ، یک سری لوستر ازش آویزان بوده یا آیینه کاری و گچبری داشته و یا مثلا خرپای فلزی بوده یا خرپا چوبی بوده ، بالاتر از آن شیروانی بوده یا غیر شیروانی و غیره. ما هم برای اینکه مواردی نباشد که ندانسته اجزاء این اثر تاریخی را از بین ببریم لایهبرداری کردیم یا اینکه روی دیوارها با همان دقت گشتیم تا آثار تزئینات را بدست آوریم ، آثار خطوط تزئینات را بدست آوریم ، مثلا اگر دیوار کشوزنی داشته مثل آنرا یک جایی گیر بیاوریم ببینیم این کشوزنی چه بوده و بقیه را خط بگیریم و به نتیجه برسیم که شکل و تزئینات به چه صورت بوده است. به این جهت آن بخش آواربرداری خیلی مهم بود و ما خیلی دقت و وسواس داشتیم.
· قاعدتا تامین منابع و مصالح هم به نوعی که دوگانگی در کار پیش نیاید ، از مشکلات این نوع کار است. به خصوص که تزئینات خیلی نفیسی مثل همین آینه کاریها در ساختمان وجود دارد
· حالا شاید آینه کاریها بخش ساده کار ما بود. معضلی داشتیم در دیوار شرقی که من نمیدانم به چه دلیل در دورهی ریاست آقای ریاضی دیوار را برداشته بودند ، یا اینکه روی همان دیوار موجود یک دیوار ۳۵ سانتیمتری با آجر بهمنی روکش کرده بودند بدون اینکه ترکیب پنجرهها و معماری حفظ شود. حالا دلیلش چه بوده من نمیدانم. این دیوار از بالا شکم داده بود و حدود ۵ – ۶ سانتی متر از دیوار قبلی جدا شده و در حال ریزش بود. ما وقتی این دیوار را برداشتیم دیدیم که زیر آن یک دیوار خیلی نفیس قاجاریه هست ولی متاسفانه آجرها بطورکامل پوسیده و یا شکسته بود و از بین رفته بود. آجری که برای این دیوارها استفاده کنیم در بازار امروز نیست. اصلا این تیپ آجرها را نمیسازند. این آجرها با خشت و گل و به شیوهی آنزمان پخت میشد. هرکاری کردیم که آجر را مطابقت بدهیم نشد. در قم ، کاشان ، اصفهان ، تبریز و تهران به اغلب آجرپزیها مراجعه کردیم ، ولی هیچ کدام به تیپ آجر ما نمیخورد. تحقیق کردیم و متوجه شدیم که در آنزمان ظاهرا اغلب آجرپزیهای تهران در طرفهای دروازه غار بود. کاملا تصادفی متوجه شدیم که در طرف های دروازه غار زمینی را گودبرداری میکنند. خاک آن زمین را خریدیم و به کارخانه آجر پزی بردیم و خواستیم از آن خاک برای ما آجر با ابعاد و اندازه و مقیاس آن زمان بسازند که کاملا مطابقت کند. در زمینه مصالح دیگر هم همینطور عمل کردیم. مثلا در دیوارهای اینجا از ملاک گل و آهک طبق سنت آنزمان استفاده شده که برای اینکه دوگانگی بین آن بخش از دیوار که مربوط به قبل از بازسازی بود و آن بخش که بازسازی شده بود ایجاد نشود همه را از مصالح آنزمان به نحوی بدست آورده و استفاده کردیم. آینه از مشکلات ما نبود برای اینکه شاید الان به آینههای بهتری دسترسی داریم. ولی در مورد چوب این مشکل را داشتیم. باید از چوبی استفاده میکردیم که با بقایای آن درها همرنگ و همجنس میشد. پی بردیم که اینها چوب چنار اصفهان است که در آنزمان استفاده شده است. سپس چنارستانی را در اصفهان نزدیک نطنز پیدا کردیم و کل چنارستان را خریدیم. آن چنارها را بریدیم و دادیم خشک کردند و برای اینجا استفاده کردیم. از این طریق یک مشکل دیگر ما هم حل شد ، اینکه ارتفاع درهای اینجا عمدتا سه یا چهار متر است ولی در بازار چوبهایی که سه چهار متر باشد نیست. عمدتا ۲.۵ تا ۲.۸۰ سانت و به سایز تراورس است. ولی با خرید چنارستان این مساله هم حل شد.
· مورد دیگری که اشاره کردید ، ایمنسازی ساختمان بود. برای استحکام ساختمان و از بین بردن آسیبهایی که بر اثر عوامل طبیعی و یا فرسایش و یا عوامل دیگر در طول زمان به این مکان وارد شده ، چه اقداماتی انجام شده است ؟
· ما در باطن اسکلت ساختمان را با تکنولوژی امروزی تقویت کردهایم. خب ، امروز دسترسی به تکنولوژیای داریم که در آنزمان وجود نداشت. در زمینهی زلزله ساختمان را مقاومتر کردهایم. خیلی جاها ساختمان پی نداشت. بدلایلی که واقعا معلوم نیست ، خیلی جاها ساختمان را روی خاک ساخته بودند. آن جاها را پی زدیم و تبدیل کردیم به ساختمانی که سازهاش با اصول فنی ساخته شده است. خیلی از کارهای اسکلت چوبی ساختمان را در جاهایی که مخفی است و نمایان نیست به اسکلت فلزی تبدیل کردیم. امکان آتشسوزی را در ساختمان از بین بردهایم. موضوعی که از ما انرژی خیلی زیادی برد این بود که ظاهرا بنا به سنت آنزمان در پی ساختمان یک ذره بالاتر از پی ساختمان در طراز کرسی چینی یک ردیف چوب گرد تبریزی میگذاشتند. حالا دقیقا نمیدانم چرا ، شاید برای از بین بردن ارتعاشات زلزله بوده که مقداری بستر نرم و ارتجاعی زیر ساختمان ایجاد کند. در هر حال ما کاملا برحسب تصادف پی بردیم که در تراز زیر ساختمان یک سری چوب گرد زیر جرزهای باربر گذاشته شده که به مرور زمان موریانه آنها را خورده و این چوبها را از بین برده بود. یعنی کل ساختمان روی طاقچهها و طاقهایی که لابلای آن خالی شده بود قرار داشت. ما بعد از این که به این موضوع پی بردیم در کل ساختمان زیر دیوارها را گشتیم و هرکجا که این وضعیت بود داخلش مواد تزریق کردیم یا اینکه اینها را برداشتیم و دیوارها را پی بندی کردیم و پی ساختمان را محکم کردیم. این مورد خیلی انرژی از ما گرفت.
مورد دیگر باید به موریانه اشاره کنم. اینجا با دعوت از متخصصان با شیوهی علمی تعیین کردیم که چند کلنی موریانه وجود داشت که ۱۱ کلنی بود. بعد با شیوههای خیلی فنی و علمی شناسایی کردیم که ملکهشان کجاست . به ملکه رسیدیم و توانستیم ملکه را از بین ببریم. بقیه هم ظاهرا وقتی ملکه ندارند با تزریق سم زود از بین میروند. ما فکر میکنیم موریانه را به طور کامل از بین بردهایم ولی افزون بر آن در حقیقت پردهای از سم در زیر ساختمان ایجاد کردهایم که موریانه نزدیک نشود. البته این بدان معنی نیست که ما موریانه را در کل تهران از بین بردهایم. این بدان معنی است که ما ساختمان خودمان را در برابر موریانه ایمن کردهایم. امیدواریم که همسایهی ما هم اینکار را بکند و همینطور همسایه بعدی و الی آخر و بالاخره این موضوع ریشهکن شود.
· طبق مدارک تعداد موریانهها بالغ بر ۸ میلیون برآورد شده است. مبارزه با این لشکر عظیم چقدر طول کشید ؟
· ما از همان روزهای اول مبارزه با موریانه را شروع کردیم و تا همین اواخر ادامه داشت. شاید حدود دو سال نزدیک به سه سال طول کشید. وجب به وجب یعنی واقعا نیممتر به نیم متر، بعضی جاها سی سانت به سی سانت ساختمان. در ارتفاع نیم متری زمین و دیوارها به قطر ۵ سانت و به عمق شصت سانت دریل شده و در داخل آنها سم موریانه تزریق شده است. واقعا کار عظیمی انجام شده است و ما اطمینان میدهیم که تا پنجاه سال آینده این ساختمان موریانه نخواهد داشت.
· آیا همهی مواردی را که در اسکلت از چوب استفاده شده بود از بین بردید یا تبدیل کردید ؟
· البته چوبها را در خیلی از جاها از بین بردهایم. ولی بازهم چوب هست. شما نمیتوانید ساختمان را کامل بیرون بریزید و هر چوبی پیدا کردید از بین ببرید. در جاهایی چوب هست که ما آگاهانه به آن دست نزدهایم. بالاخره جاهایی بود که چوبی بود و باید هم باشد.
· در سایر موارد همچون مبارزه با رطوبت و آتش ، یا تاسیسات ساختمان و … چه اقداماتی انجام شده است ؟
· در زمینه رطوبت اولا دور تا دور ساختمان زه کشی شده و یک کانال زه کشی به عمق ۲.۵ متر ایجاد شده است. هرچیزی که به آب و لوله و این جور چیزها مربوط می شد از ساختمان حذف کردیم. یعنی قبلا سیستم تهویه مطبوع برای ساختمان پیش بینی کردیم که از طریق کانالها و مجاری حساب شده به ساختمان وارد شود. برای اینکار ما موتورخانه ای را در زیر حوض یا آبنمایی که در قسمت شمالی ساختمان است طراحی کردیم. آن حوض و آبنما را بطور کامل برداشتیم و در زیر آن به عمق هفت – هشت متر موتورخانه عظیمی ایجاد کردیم. شامل دیگ بخار و چیلر و در کنارش هواساز ایجاد کردیم که در موتورخانه آب گرم یا سرد شده و به هواسازها میرود. در داخل هواساز آن آب گرم و سرد به هوای گرم و سرد تبدیل می شود و از طریق کانالهایی بدرون ساختمان می آید. دیگر در داخل ساختمان شما لوله شوفاژ یا کمی مدرن تر از آن فنکوئل نمیبینید که زمانی بترکد یا نشت کند و ایجاد رطوبت کند. دستشویی و توالت را بطور کامل از ساختمان خارج کردیم و در محوطه دستشویی های زیرزمینی که به معماری مکان هم لطمه نزند ایجاد کردیم که آبی در ساختمان جاری نباشد و رطوبت مشکل ایجاد نکند. فقط در دو جا که مربوط به تشریفات می شود ناگزیر یک دستشویی و یک توالت باید می گذاشتیم که آنجا هم از لوله های مسی استفاده کرده ایم که عمر پنجاه تا صدساله دارند. در زمینه برق هم ساختمان خیلی اوضاع بلبشویی داشت. در دوره های مختلف چیزهایی اضافه کرده بودند لامپی کلیدی پریزی تزئیناتی یا کارهای دکوراتیو و طبیعی است که سیستم حساب شده ای نمی توانست داشته باشد. اینها را کاملا خواه در قسمت سوخته که کاملا منهدم شده بود و از بین رفته بود خواه در قسمت سوخته نشده ، همه را برچیدیم و با اصول و تکنولوژی جدید کار برق را انجام دادیم. سیستم اعلام حریق خیلی هشیار برای ساختمان طراحی کردیم که اگر خدای ناکرده ساختمان زمانی دچار آتشسوزی بشود در زمان خیلی کوتاهی مثلا یکی دو دقیقه اعلام حریق بشود. در یک جاهای خیلی خاص هم سیستم اطفای حریق گذاشتیم ولی در بقیه ساختمان با سیستمهای مرسوم باید اطفای حریق بشود. کار دیگری هم که انجام دادیم و گفتنی است که این ساختمان هیچ گونه مدرکی ، تصویری عکس یا نقشهای کارآمد که ما را هدایت کند ، نداشت و انصافا در این زمینه خیلی سختی کشیدیم. خیلی مشقت کشیدیم. ولی الان هر کاری که انجام داده ایم یا از مراحل کار کردن عکس گرفته ایم یا نقشه تهیه کرده ایم و نقشه ها را روی cd برده ایم و پخش کرده ایم در جاهای مختلف که بالاخره اگر خدای ناکرده یکی از آنها از بین برود در جاهای دیگر وجود داشته باشد. از مراحل کار فیلمبرداری کردیم و تصمیم داریم انشاالله در انتهای کار کتابی و فیلمی تهیه شود. خدا نیاورد آن روز را ولی اگر این ساختمان دچار حادثهای شود ، زلزلهای یا آتش سوزی رخ دهد مجری طرحش یا رئیس کارگاهش در شرایطی که من و مهندس بهمنی بودیم نباشد. حداقل چند تا عکس دستش باشد.
· تا الان چه مدت این پروژه طول کشیده است و فکر میکنید برای اتمام آن چه مدت لازم است ؟
· ما از اول پیش بینی کردیم که این کار سه سال طول خواهد کشید علیرغم اینکه مسوولان خیلی عجله داشتند که ما اینکار را سریعتر تمام کنیم شاید بدین علت که دوباره به مردم اطمینان بدهند که مجلس ساخته شده و این نگرانی را از مردم بگیرند. پیش بینی اولیه ما این بود که این کار سه سال طول بکشد ولی خیلی جاها مسائلی پیش آمد که از روز اول برای ما غیر قابل پیشبینی بود و تا حالا چهار سال طول کشیده است. یک جاهایی بدلیل مسائل مالی و تنگناهای مالی توقف هایی داشته ایم . حدود ده ماه بدین دلیل دچار تاخیر شدیم که آنها را اگر کنیم ما در حدود سه سال بطور کامل کار کرده ایم. احتمالا پنج شش ماه دیگر هم طول می کشد تا ساختمان بطور کامل تمام شود
· همزمان با این پروژه شما مسئولیت احداث ساختمان اجلاس سران اسلامی هم را به عهده داشته اید. آیا ساختمان اجلاس به کار شما در مجلس تاثیر نگذاشت و به آن لطمه نزد ؟
· نه آنجا به این کار لطمه نزد. این ساختمان در حقیقت بیشتر از آنکه یک پروژه ساختمانی باشد شاید یک علاقه و عشق باشد به مملکت و بازسازی آنچه در تاریخ مملکت است و هیچ وقت اینجا تحت تاثیر پروژه های دیگرما قرار نگرفت. عرض کردم مدتی به مشکلات مالی برخوردیم و بعد به برخی مشکلات پیش بینی نشده دیگر برخوردیم که در ذات خود این پروژه است.
· چه مواردی پیش آمد که شما انتظار آن را نداشتید ؟
· یک مورد همین درها بود. به هیچ عنوان ما و نه هیچ کس دیگر نمیدانستیم که این درها می تواند اینهمه از ما انرژی ببرد و این قدر نفیس باشد. شاید آنهایی که خیلی قدیم مثلا سی چهل سال پیش در این ساختمان حضورداشتند و قبل از رنگ شدن این درها را دیده بودند اطلاع داشتند ولی ما نمی دانستیم. کاملا بر اثر تصادف متوجه شدیم که گوشه یکی از این درها رنگش ریخته شروع کردیم به تراشیدن تک تک درها و همین الان در ساختمان مرمت آثار خطی دری هست که در ظاهر شما یک در معمولی می بینید ولی یک گوشه اش کنده شده و با سوابق این نوع درها متوجه شدیم که آنهم در نفیسی است و باید رنگ برداری و مرمت بشود. مورد دیگر همان چوبهایی که در پی گذاشته بودند و موریانه خورده بود و تصادفی پی بردیم و آنهم خیلی وقت برد.
· آیا می توانیم ادعا کنیم که این ساختمان همچون روز اول آن و یا حتی بهتر از آن شد ؟
· بله. واقعا باید بگویم که شاید از روز اول آنهم بهتر شد. من عرض کردم بالاخره زمانی که این ساختمان را می ساختند به تکنولوژی آنزمان میساختند و خیلی از کارهایی که با توجه به تکنولوزی امروز قادر به انجام آن هستیم آنها قادر نبودند و الان به ساختمان اضافه کردیم. و واقعا مردم می توانند اطمینان داشته باشند که این ساختمان آن چیزی که بوده به همان تبدیل شده است و من اطمینان می دهم که وجب به وجب اینجا آنچه که در ظاهر بود دقیقا به همان تبدیل شده و در زمینه کارهای تزئینات و سایر موارد ظاهر کار رعایت شده است.
· حتی در مورد تزئینات ساختمان هم این نظر را دارید ؟
· بله. برای مثال باید به مورد آتش سوزی ۱۳۱۰ اشاره کنم که منبع آتش از تالار آینه بوده است و آن موقع مثل حالا نبود که مجلس در یک ساختمان دیگر برگزار شود و این ساختمان بلااستفاده باشد و چند سال برای مرمت وقت داشته باشند. آن زمان مجلس دایر و جاری بوده و عجله داشتند که زود به اینجا برگردند. و خیلی کارها از جمله آینه کاری ها سرهم بندی شده بود. که ما آنرا درست کردیم و به روز اول بازگرداندیم.
· بسیار به جا به این نکته اشاره کردید . خود ما هم کنجکاو بودیم بدانیم که سقف تالار و همچنین حوضخانه که آینه کاری آن تقریبا نابود شده بود آیا واقعا به وضعیت اولیه بازگشته است. چگونه قادر به بازسازی آن شدید ؟
· بله . حالا ممکن است که اثر دست دو استاد کار تفاوتهایی داشته باشد یکی شگردهایی دارد که دیگری ندارد . مهارتهایی که این استاد کار دارد آن یکی ندارد. اگر تغییراتی باشد در این مایه هاست . در مورد منابع هم اولا تعدادی عکس داشتیم و بعد بخش مختصری از حاشیه دور آینه کاریها مانده بود. البته چون آتش نشانی آنها را آب بسته بود همه از زیر پوسیده بود. و باید پایین می آمد ولی در هر حال راهنمای کار ماشد. واقعا هم یک حسن هندسه ایرانی این است که اصولش مشخص است و چون پایههای این مقرنس ها مانده بود از روی همین ها ادامه اش را به کمک آن عکسها درآوردیم .
· در هر حال بعد از چندین سال بی توجهی ساختمان دوباره سرپا و زنده شد.
· بله این مطلب هم صحیح است که کاربری ای که الان به ساختمان داده شده باعث می شود که ساختمان همیشه پویا و زنده و در حال استفاده باشد. شاید بخش عمده ای از بی توجهی گذشته به جهت این بوده که اینجا مدتی متروکه و غیرقابل استفاده بوده است. حالا بی توجهی هایی که در زمان آقای ریاضی یا مداخله های بی جایی که به ساختمان شده آن بحث را کنار بگذاریم. ولی الان برای ساختمان کاربری ای تعیین شده است. بخشی از آن به موزه دوران مشروطیت و نمایشگاه کارهای مجلس و هدایای رئیس مجلس تبدیل خواهد شد. ملاقات های عمومی رئیس مجلس با مردم در تالار اصلی انجام می شود. بخشی هم به تشریفات مجلس بدل می شود. و رئیس مجلس از مهمانان عالیرتبه داخلی و خارجی در آنجا پذیرایی خواهد کرد و حق ساختمان ادا خواهد شد.
· واقعا امروز خیلی خوشحال شدیم از اینکه دیدیم این بنا که اینهمه برای همه مردم خاطره انگیز است احیا شده و دوباره مجلس به اینجا منتقل خواهد شد. و هم از این بابت که این مرمت بدست مهندسین خود ما انجام شده است ، اینهم خیلی موجب مسرت است.
· کاری که انجام شد کاری بود که قبلا گروه های ایتالیایی یا فرانسوی انجام می دادند کارهای بزرگ مرمت که در ایران انجام شده است به غیر از استثناهایی که حجم کار کم بوده یا مثلا تکه های کوچکی از یک ساختمان بزرگ یا قدیمی مرمت شده است همه عمدتا به دست گروه هایی بود که ازخارج میآمدند. ساختمانهای بزرگ اصفهان را نگاه کنید. عالیقاپو ، مسجد جامع یا حتی تخت جمشید یا جاهای دیگر عمدهی کار را گروه های ایتالیایی و فرانسوی انجام می دادند. و در واقع ایرانی ها دستیارهای آنها بودند که کار می کردند. این شاید از معدود پروژه هایی است که در واقع همه آن با نیروی داخلی چه در سطح مدیریت و چه در سطح هنرمندانی که اینجا کار کردند و زحمت کشیدند انجام شد. این مطلب را هم به صورت جمله معترضه در اینجا بگویم که واقعا می گویند عدو شود سبب خیر ، یکی این مورد است که بیش از صد صد و پنجاه استاد کار اینجا تربیت شدند. واقعا زمانی اینجا آتش گرفت ما مشکلات فراوانی در یافتن یک یا دو نفر استاد کار گچبری خوب داشتیم. البته هستند کسانی که گچبری می کنند ولی مهارت آنها در حد و اندازه ای نیست که اینجا بکار گرفته شود. ما به زحمت چند استادکار پیدا کردیم و آنها را آوردیم و اینها چون کار ایجاد شده بود و بازار بود رفتند جوانهای خودشان را آوردند. یک سری جوانهای مستعد و خیلی امروزی ومدرن علاقه مند شدند و آمدند. الان افراد تحصیلکرده در حد دیپلمه و لیسانسیه اینجا روی داربستها هستند و گچ بری می کنند و خیلی خوشحال هستیم که واقعا این حرفه آیینه کاری و گچ بری احیا و یا تقویت شد. از مواهب سوختن ساختمان شاید تنها موردش این باشد. در هر حال این تجربه خیلی خوبی بود که نشان داد که نیروهای داخلی چقدر توانایی دارند. علیرغم اینکه ممکن است سن آنها کم باشد. من سعادت و خوش اقبالی خود می دانم که توانستم در این پروژه این تجربه را کسب کنم. خب حالا به تصادف به ما خورد و خوشبختانه موفق شدیم. واقعا این را یک سعادت برای خودم می دانم.
· آقای مهندس صادقی و آقای مهندس بهمنی ، خیلی متشکریم از شما که این مصاحبه را قبول کردید و وقت خود را به ما و خوانندگان فراایران اختصاص دادید.
